تبليغاتX
میهن پرست - کارآفرین اتفاقی- فروش خار

میهن پرست

مطالب این وبلاگ فقط برای کسانی است که میدانند نمیدانند

کارآفرین اتفاقی- فروش خار

لیندا کاتز با فروش بته های خار آنلاین، فرصت خوبی را برای تجارت کشف می کند.

در سال 1994 ، آغاز عصر اینترنت، لیندا کاتز که در شهر کوچکی در کانزاس زندگی می کرد و نمایندگی فروش املاک و مستغلات را بعهده داشت، تصمیم به یادگیری طراحی وب گرفت.

برای تففن تصمیم گرفت تا با ساختن یک تارنما محصولی خیالی را به فروش برساند.

"سالها پیش وقتی دختر بچه ای بودم .... همراه والدینم بودم که یک ماشین استیشن از کنار ما عبور کرد. از پدرم پرسیدم این پلاک مال کدام شهر است. پلاک نیو یورک بود. نیو یورکی ها بته های خار را در قسمت عقب ماشین حمل می کردند. این مسئله همیشه ذهن مرا به خود مشغول می کرد که این بته های خار در چشم ما خار هستند اما برای دیگران ممکن است ارزش دیگری داشته باشد."

علت موفقیت های بعدی لیندا درک این موضوع بود که که بته های خار از نظر یک نفر می تواند سرمایه یا دارائی مهم و دلپذیری برای نفر دیگر باشد.

تامبل وید یا همان بته های گیاه خار پنبه ، گیاهانی هستند که سالی یک بار گل می دهند و در پاییز خشک شده و در سرتاسر غرب ایالات متحده در سطح زمین پراکنده می شوند. این گیاهان ، که بدواً متعلق به مراتع اوکراین و روسیه هستند و از همین رو به نام خار روسی مشهور هستند، اندازه های متفاوتی دارند و می توانند به اندازه توپ فوتبال کوچک و یا به اندازه یک اتومبیل بزرگ باشند. وزارت کشاورزی آمریکا این گیاهان را جزء فهرست گیاهان مضر قرار داده است. این مسئله از چشمان تیز بین کاتز شوخ طبع دور نماند.

در غرب کانزاس بته های گیاه خار پنبه نوعی مزاحمت به شمار می آیند: لوله های فاضلاب را مسدود می کنند، حصار دور مزارع و خانه ها را خراب می کنند، و هنگام غلت خوردن روی زمین و یا حرکت بخاطر باد روی ماشین ها خط می کشند و موجب آسیب دیدگی رنگ ماشین ها می شوند.

کاتز تارنمای خود را به عنوان نوعی تبلیغات آزمایشی برای یک مزرعه تقلبی بته های گیاه خار پنبه طراحی کرد. برای تکمیل تفریح خود به بچه های خواهر و برادر خود کلاه های داد و هنگام جمع آوری بته های گیاه خار پنبه از آنها عکس گرفت و عکس ها را در تارنمای خود قرار داد و آنها را به عنوان کارمندان این شرکت معرفی کرد.

"به خواهرم کلاه را دادم و از او عکس گرفتم و به او گفتم که هیچ کسی این عکس ها را نخواهد دید. اما در آن هنگام به قدرت اینترنت واقف نبودم." او برای اینکه به تارنما جلوه ای درست و قانونی بخشد روی هر کدام از بته های خار قیمت گذاشت. سپس تارنمای خود را بالا گذاری کرد و خوشحال بود که توانسته آن را طراحی کند. خیلی هم دقیق نبود و حتی فکرش را هم نمی کرد که بعداً چه اتفاقاتی پیش خواهد آمد.

دو هفته بعد با اولین سفارش فکر کرد حتماً سفارش اتفاقی بوده. اما توجهی نکرد و اولین بته خار را برای مشتری فرستاد، ضمن اینکه فکر می کرد حتماً این بسته را مشتری پس می فرستد.

این طور نشد. هیچ سفارشی برگشت نخورد.
سفارش ها یکی پس از دیگری داده شد و در مجالس عروسی، جشن ها و حتی برای دکوراسیون منازل در غرب ایالات متحده استفاده می شدند.

شرکت ویلیامز سوناما برای ایجاد دکور هایی با نماد غرب آمریکا سیصد بته خار سفارش داد. ناسا برای ایجاد فضا و شرایط سطح مریخ تعداد زیادی بته های خار سفارش داد تا در طراحی ارابه ارسالی به مریخ از آنها الهام بگیرد. بتولید کنندگان برنامه کودک "بارنی و دوستان" و فیلم "در جستجوی هیچ کجا آباد" نیز سفارش دادند.

فروش گیاهان زنده دارای محدودیت های بین المللی است، اما این مسئله در مورد گیاهان خشک صادق نیست. کاتز مشتریان زیادی را در اروپا، آسیا و استرالیا بدست آورد. و از آنجاییکه مشتریان ژاپنی این پایگاه زیاد است، تارنمای "مزرعه خار پنبه" اکنون به زبان ژاپنی هم وجود دارد.

موزه ای در استکهلم سوئد مجسمه ای برنزی از بته های گیاه خار کاتز را به نمایش گذاشته است.

کاتز می گوید که رسانه ها او را به عنوان بانوی بته های خار می شناسند. کاتز در مجله های بیزنس ویک، پیپِل، و پرس و جو ملی، عروس مدرن، و نیز صفحه اول یاهو و برخی برنامه های رادیویی معرفی شده است.

کاتز اولین و موفق ترین کار آفرین در زمینه فروش بته های خار است. اما خوب نمی توان گفت که تنها فروشنده است. "هر وقت در یک مجله حرفی از من زده می شود یکی پیدا می شود که کار مرا کپی کند و خلاصه وارد بازار فروش بته های خار بشود. من هم یک ایمیل میزنم و می گویم به بازار بته های خار خوش آمدید. در کنوانسیون بته های خار شما را خواهم دید. بعد می پرسند کدام کنوانسیون؟"

از او در مورد نگرانی اش در مورد مسئله رقابت می پرسیم. می خندد و می گوید: "ای بابا! بته های خار که این حرف ها رو ندارند."


کاتز امید وار است روزی این شغل را به پسرش بسپارد که اخیراً به شهر خود یعنی گاردن سیتی (در کانزاس) برگشته است.

" پنجاه و هشت سالمه شده ام و دنبال بته ها دویدن برایم سخت شده است." اما در ادامه مصاحبه خیلی صریح نیست و دقیقاً نگفت چه زمان این کار موفق را به پسرش واگذار خواهد کرد. "فعلاً که نه ... هنوز خیلی پیر نشده ام.
+ نوشته شده در  2008/6/11ساعت 14:30  توسط حسين زارعي  |