تبليغاتX
میهن پرست

میهن پرست

مطالب این وبلاگ فقط برای کسانی است که میدانند نمیدانند

یاهو دوباره ایران را پذیرفت

اگر به خاطر داشته باشید حدود ۹ ماه پیش (November 2007) یاهو ، کشور ایران را از لیست کشورهای خود در هنگام ثبت نام در سایت یاهو حذف نمود .

در آن زمان Yahoo هدف از این اقدام را سیاستهای دولت امریکا عنوان نمود .

تا به امروز تمام ایرانیانی که قصد ثبت نام در یاهو و استفاده از سرویس های آن را داشتند مجبور به انتخاب کشورهای دیگر از جمله عراق و افغانستان بودند .

اما دیروز (۱۴ آگوست ۲۰۰۸) یاهو مجدداً نام ایران را به لیست کشورهای خود اضافه کرد .

کافی است به صفحه ثبت نام در یاهو مراجعه کرده تا خود شاهد آن باشید :

تا این لحظه اطلاعات دقیقی از این اقدام یاهو ، به صورت رسمی منتشر نشده است .

نکته جالب اینجاست که اینبار حتی لازم نیست کشور ایران را انتخاب کنید ، به صورت اتوماتیک و بر اساس آی پی شما کشور ایران برایتان نمایش داده خواهد شد . تنها کافی است فرم ثبت نام را پر کنید .

اضافه شدن نام کشورمان به فهرستهای سایتی مانند یاهو که به ناحق اقدام به حذف آن نموده بود ، افتخاری نیست که بخواهیم بابتش جشن بگیریم اما این حرکت منفعلانه‌ از سوی مسوولان پرادعای یاهو که معتقد بودند سیاستهای دولتی اجازه‌ی برگرداندن نام کشورمان را نمی‌دهد، کمی جای تامل دارد .

به نظر می رسد بمب گوگلی یاهو نیز در این قضیه بی تاثیر نبوده است .

البته همانطور که گفته شد ، هنوز اخبار رسمی در منابع خارجی در این مورد منتشر نشده است .

به نقل از: شاهوار دات نت
+ نوشته شده در  2008/8/15ساعت 14:38  توسط حسين زارعي  | 

ایرانی کجاست؟

روزی در ایران ما عاشقی رسم آسمانیان بود وافلاک را در خاک پارسیان جستجو می کردند اما با معرفت و مقیاس های ناشناخته بوی خاک چه کرده ایم؟حسرت یک لحظه عشق بر دلمان مانده در چنین روزگاری همه بر ایمان دیوانه ای پیدا کرده اند او را می پرستند!صلاح ایرانی علم وقلم او بود اما حال نمی توان اثری از او
یافت کرد ساده بگویم ایرانی واقعی وخالص روبه انقراض است.
http://persiangulfonline.org/images/Arial1.jpg

+ نوشته شده در  2008/7/14ساعت 10:31  توسط امید جعفرزاده  | 

اگزیستانسیالیسم چه می گوید؟

نگاهی عمیق به فلسفه اگزیستانسیالیستی سورن کیرکه گارد

۱) محور تمامی کاوشهای فلسفی در این تفکر وجود انسان است. برخلاف اکثر فلسفه ها و مکاتب قبل از اگزیستانسیالیم که بر پایه هستی بنیان گذاری شده بودند، این مکتب تمامی فلسفه و حتی مسائل دینی خود را انسان قرار داده بود.

۲) اگزیستانسیالیستهای خداپرست، وجود انسانی را در تعالی به سوی خدای یگانه می دانند؛ از طرف دیگر چهره های الحادی این مکتب وجود را در تعالی به سوی نیستی جستجو می کنند.

نظریاتی همچون نظریۀ الحادی اگزیستانسیالیسم در شکل گیری شخصیت بشر بیشترین نقش را داشتند. به طور مثال مقوله از خود بیگانگی یا غربت ریشه عمیقی در فلسفه وجودی انسان دارد که بحث در این مورد از موضوعات مورد علاقه در قرن 19 بین تمامی فیلسوفان بود.

این گونه افکار کم کم به تولد نظریات نهیلیستی در ابتدای قرن 20 انجامید ( متاسفانه!).

۳) فیلسوفان وجودی به شدت با عقل گرایی مخالف بودند. آنها انسان را موجود بی خردی می دانستند که احساس، غریزه، اراده و ... وجود او را ساخته است.

۴) موجودات آن طور که هستند، شناخته نشده اند. بلکه آن طور که بر ما ظاهر میشوند شناسایی میشوند.

۵) ترویج فردگرایی از بارزترین کارهایی بود که توسط این نظریه پایه ریزی شد. مثلا در مقوله های عرفانی، سلوک فلسفی را تنها به صورت فردی موثر می دانستند. به زبانی ساده تر برای فرار از اجتماع و معیارهای سخت جوامع بشری جدید، سعی کردند آزادی فردی را رواج بیشتری بدهند.

۶) اگزیستانسیالیستها مخالفان سرسخت معرفت شناسی در فلسفه جدید بودند تا جایی که کانت و دکارت که از بزرگترین نظریه پردازان دوره جدید بودند توسط فیلسوفان اگزیستانسیالیستی همچون نیچه، هیدگر و مرلوپونتی مورد حمله شدید قرار گرفتند.

۷) ردپای فیلسوفان هر دوره یا هر مکتب را میتوان در آثار ادبی آن دوره یا مکتب دید. اغلب فیلسوفان این مکتب برای ترویج اندیشه های خود رو به آثار فرهنگی، هنری و ادبی نهادند. به طور مثال ژان پل سارتر که چه بسا شهرتش در ادبیات بیش از فلسفه است!

سورن کی یر کگارد

سورن کی یر کگارد پرکارترین فیلسوف قرن 19 دانمارک تقریبا با تمامی فلاسفه قبل و معاصر خود و تمامی نظرات فلاسفه یونان باستان مخالف بود!سورن کیرکه گارد 
کی یر کگارد مخالف شدید نظریات هگل و همچنین عقاید فئودالیسمی و متهجرانه کلیسا بود. او آنقدر در مخالفت با کلیسا اصرار ورزیده بود که از او به عنوان پدر فکری نئو ارتدکس یاد میشود.

وی موسس نظریۀ اگزیستانسیالیسم بود. او از اولین کسانی بود که مرزهای ارتباط فلسفه با ادبیات و روانشناسی را در هم شکست.

همچنین او در پست مدرنیسم و اومانیسم نیز نظریاتی ارائه داده است.

او افکار جدیدی را بیان کرد، این سخنان دلیلی بر این مدعاست:

۱- حقیقتی را بیان میکنم که از نظر خودم درست باشد.

۲- دوست داشتن خود را هرگز فراموش نکنید.

۳- یاد بگیرید که یاد بگیرید، مسائلی در دنیا وجود دارد که یادگرفتنی نیست و یاد بگیرید که آنها چیستند!

۴- این درست لذت محض است؛ در لحظۀ مرگ، زندگی جدید خلق کردن.

۵- دردناکترین لحظه زندگی آن لحظه ای است که به آینده فکر میکنید.

۶- مسئولیت، یکی از بزرگترین دردسرهای آزادی است.

۷- کدام سخت تر است؟ بیدار کردن کسی که خواب است یا بیدارکردن کسی که خواب می بیند که بیدار است؟!



جمله ای از سورن کی یر کگارد که اوج حرفهای اگزیستانسیالیستی و نهیلیستی را به زبان میآورد:

من کی ام؟ چه طور به دنیا آمده ام؟ چرا با من مشورت نشد؟

چگونه این چیز را دنیا می نامند؟ اگر من ناچارم که در آن دخالت

کنم، تهیه کننده این چیز، چه کسی است؟ می خواهم او را ببینم!

+ نوشته شده در  2008/6/16ساعت 16:55  توسط حسين زارعي  | 

آزادی خرمشهر

امروز سالروز آزادی خرمشهره. که من آزادی این شهر مهم و مرزی رو به تمام ایران تبریک میگم.
+ نوشته شده در  2008/5/23ساعت 22:41  توسط حسين زارعي  | 

هیچ چیزی را تکذیب یا تایید نمیکنم.

نظر به اینکه یکی از دوستان لطف کردن و در یکی از پست ها وبلاگ من رو زیر سوال بردن واقعا ممنونم. چون منو وادار کردن که این پست کوتاه و مفید را بنویسم.

۱- این وبلاگ طرفدار هیچ گونه حزب و گروهکی نمیباشد.

۲- از لحاظ اعتقادی چون مسلمان هستم تفکرات خاصه اسلام را دارم. اینکه در پستی از ژان پل سارتر تقدیر میکنم و در پست دیگر کتابهای کافکا را میگذارم و در پستی دیگر بوف کور را خارق العاده میدانم دلیلی بر این نیست که کاملا نفرات بالا را قبول داشته و به آنها اعتقاد دارم. من نه مارکس را قبول دارم نه فروید. من انسانم و چون قدرت تفکر دارم بهترین نظرات را گلچین میکنم.

۳- اینکه در پستی مطلبی گذاشته میشود میتواند حتی دلیلی برای نقض نظریات آن فرد داشته باشد زیرا روشن فکران بر این عقیده اند که باید نظرات و تفکرات همه را گوش داد و به آنها فکر کرد.

۴- من روشن فکر نیستم.

در آخر همین را بگویم که دوستان عزیز من عادت به حذف نظرات خوانندگان وبلاگم ندارم. مگر اینکه ناسزا نوشته باشند. بهمین دلیل از الفاظ مناسب استفاده کنید و به یکدیگر احترام بگذارید. باشد که دیگران اشتباه کنند وشما درست میگویید.

+ نوشته شده در  2008/5/14ساعت 16:40  توسط حسين زارعي  | 

ثانیه ها دیگر تکرار نمیشوند!

بر سر گور کشیشی در "وست مینستر" چنین نوشته بودند:

"وقتی که بچه بودم میخواستم دنیا را تغییر دهم.
نوجوان که شدم دیدم دنیا خیلی بزرگ است تصمیم گرفتم انگلستان را تغییر دهم.
جوان که شدم دیدم که انگلستان خیلی بزرگ است تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم.
میانسال که شدم دیدم که شهر خیلی بزرگ است تصمیم گرفتم خانواده ام را تغییر دهم.
وقتی که پیر شدم فهمیدم که اگر در کودکی خودم را عوض میکردم شاید میتوانستم دنیا را تغییر دهم."
+ نوشته شده در  2008/5/13ساعت 14:40  توسط حسين زارعي  | 

کدامین راه دوست داشتنی تر است؟!!!

دو نفر رو در نظر بگیرید. نفر اول یک خط اینترنت پرسرعت داره. مثل ADSL2+ اونم با سرعت 512 اراده کنه هر سایتی بخواد وا میشه. اونم نه 3 سوت بلکه کمتر از یک سوت. حالا این آدم بعضی وقتا عشقش میکشه و میاد یه شر و وری تو وبلاگش می نویسه. تا جایی هم که جا داره اسکریچتهای جاوا ، ویدئوهای avi آهنگهای Wav و بلاخره هر چی دلش خواست میزاره. اصلا هم یه ذره فکر نمیکنه  یه بدبختی با سرعت پایین سایتش رو  ببینه. هر چند که مطلب مفیدی نداره.
نفر بعدی یکی مثل من. ایرانسل وصل میکنه به کامپیوتر و با هزار تا صلوات و آیت والکرسی کانکت میشه. وبلاگش درست سر وقت آپدیت میکنه. با این که اگه بخواد چیزی برای دانلود بزاره پدرش در میاد ولی بنده خدا زجرش رو میکشه.
حالا یه سوال دارم انصافا کار کدومشون با ارزش تره؟
+ نوشته شده در  2008/5/4ساعت 15:19  توسط حسين زارعي  | 

Jean Paul sartre ژان پل سارتر

+ نوشته شده در  2008/4/27ساعت 17:2  توسط حسين زارعي  | 

پاسخ به سه پرسش اساسي در پرونده اتمي

  سرانجام روز گذشته با انتشار گزارش رئيس آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، پرونده انحراف در 23 سال فعاليت هسته‌اي جمهوري اسلامي از نظر فني بسته شد؛ پرونده‌اي كه دست‌كم در پنج سال گذشته، به موضوع نخست آژانس، سياست خارجي جمهوري اسلامي و روابط بين‌الملل تبديل شده بود، هم‌اكنون در دستور كار شوراي امنيت قرار دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/24ساعت 12:13  توسط حسين زارعي  | 

خداحافظي دردناک در مجلس



هي فکرشو بکن، چقدر با بچه‌ها مي‌شستيم اينجا، معرکه مي‌گرفتيم!
بقیه عکسها را در ادامه مطب حتما ببینید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/24ساعت 11:34  توسط حسين زارعي  | 

باز هم فیلترینگ اشتباه

بلاخره همون حرف من شد گوگل رو هم فیلتر کردند و خلاص. الان هر چی تو گوگل بنویسی میگه مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد. نمیدونم کشور ما هنوز اونقدر پیشرفته شده که با فیلتر شدن گوگل متضرر بشه ولی میدونم حال کاربراش گرفته میشه. این زبون دیگه مو در اورد که گفت: بابا تا کی با این وضعیت. مردیم. از بین رفتیم. نابود شدیم. حالا خدا میدونه اینا کی میخوان درستش کنن. اصلا میفهمن خراب شده. نمیدونم این وضعیت تا کی میخواد ادامه داشته باشه. فقط بلدیم بگیم: "انرژی هسته ای حق مسلم ماست." حالا هم مجبورم از سرج یاهو استفاده کنم.
+ نوشته شده در  2008/2/24ساعت 10:23  توسط حسين زارعي  | 

بررسی وضعیت کاپیتولاسیون در ژاپن

شاید باور نکنید ولی تا چند سال پیش نمیدانستم که در ژاپن قانون کاپیتولاسیون به نفع نیروهای آمریکایی است. حال کشوری به پیشرفتگی ژاپن، با این قانون در نگاه شما به چه وضعیتی تصور میشود.  اینکه یک زن ژاپنی به بدترین وضع مورد حتک حرمت نیروهای آمریکایی قرار بگیرد ولی آنان حتی توانایی محاکمه ی آنان را نداشته باشد. آیا باز کسانی هستند که پیشرفتگی ژاپن را با این وضعیت بخواهند. حال با تمام قدرت میگویم دوستت دارم، "ایران"



 

+ نوشته شده در  2008/2/23ساعت 11:54  توسط حسين زارعي  | 

گوگل رو هم فیلتر کنید و ما را خلاص کنید

چند روز پیش بخش فارسی سایت ورد پرس فیلتر شد. یعنی من نمی دونم اونا فکر میکنند که ما اینقدر احمقیم که نتونیم با بخش انگلیسیش کار کنیم.
یک فاجعه هم تازه رخ داد و کلوب فیلتر شد. آره شوخی نمیکنم کلوب فارسی فیلتر شد.
سایت فیس بوک هم که خیلی وقته که فیلتره
سایتهایی مثل مای اسپایس و انواع اقسام سایتهای دوستیابی همه فیلتر شدند.
راستی کلماتی مثل نام خواننده های آمریکایی هم تغریف شده که همه فیلترند.
این بدترین نوع فشار فیلترینگ در دنیاست.
یه دفعه گوگل رو هم فیلتر کنند و ما را خلاص کنند. درش رو ببندیم بریم. به قول کاووسی بزنیم تو کار سیمان. که اینترنت تو ایران آب و نون نمیشه.
+ نوشته شده در  2008/2/20ساعت 22:37  توسط حسين زارعي  | 

لاله هایی که در تنگستان رویید

اشغال ایران

هشت روز از تاجگذاری احمد شاه ، آخرین پادشاه خاندان قاجار ، گذشته بود که ناقوس جنگ جهانی اول به صدا درآمد .

دولت ایران ،پس از آغاز جنگ بی درنگ بیطرفی کامل خود را اعلام داشت . اما دولتهای درگیر در جنگ این بیطرفی را به هیچ گرفتند و سپاهیان بیگانه از هر سو به خاک ایران حمله ور شدند .

روس های تزاری به سر کردگی ژنرال باراتف تا اصفهان تاختند ، عثمانیها از مغرب تا همدان پیش تاختند و انگلیسیها از جنوب ومشرق تا قاینات شتافتند .

ایران هم میدان نبرد شده بود .در این نبردروس وانگلیس دریک طرف و دولت عثمانی ، به یاری آلمان واتریش ،در طرف دیگر بود .

ایران با انقلاب مشروطیت وارد مرحله تازه ای از تاریخ خود شده بود .

انقلابیان صدر مشروطه هدفی جز این نداشتند کهدولت قانونی در ایران برقرار شود ، آزادی و برابری و برادری همه جا بگسترد و دست بیگانه از ایران کوتاه شود و فساد دستگاه حاکمه از میان برخیزد و یک دولت مرکزی نیرومند و ملی روی کار آید .

جانبازی ها و فداکاری های آنان همه در راه تحقق این آرزو بود و البته این آرزوئی نبود که دولتهای استعمارگر روس و انگلیس خواهان آن باشند .

در همان گیر ودار انقلاب ، میان دولت انگلیس و روسیه تزاری قرارداد 1907 امضا شد و ایران عملا به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بیطرف تقسیم گردید .

منطقه شمال زیر نفوذ روسیه و منطقه جنوب زیر نفوذ انگلیس قرار گرفت . دولت مرکزی حتی در خود تهران قدرتی نداشت .

خطوط ارتباطی ،جاده ها ، گمرک و بازرگانی در دست بیگانه گان بود .حتی روسها می گفتند که آیا ایران کنونی ،دستکم در شهرستان های شمالی  ، برای دولت روسیه حکم یک کشور خارجی را دارد ؟

آنان در واقع ایران را یک کشور مستقل نمی دیدند . استقلال ایران چنان محو شده و زوال قدرت دولت ایران چنان آشکار شده بود و کارهای کنسول های روس وانگلیس چنان بیشرمانه بود که بسیاری از ایرانیان دست از هر امیدی شسته بودند .

با این همه ، جنگ جهانی اول دنیای جدیدی در برابر مردم کشور ما گشود و پیروزی های آلمان در آغاز جنگ امید تازه ای را در دل آنها بیدار کرد .

پیروزی آلمان یک آرزو

آلمان از نظر ایرانیان دولتی استعمارگر نبود ، دستکم در رابطه اش با ایران ، به روش استعمارگرانه نپرداخته بود .

ایران از 1885 میلادی با آلمان رابطه سیاسی بر قرار کرده بود و با آغاز جنگ ، این رابطه نزدیکتر شد . ایرانیان از این که میدیدند که آلمان با روس و انگلیس _ یعنی دو دشمن واقعی آنها _ وارد جنگ شده بود ، شادمان بودند و پیروزی آلمان را به یک معنی پیروزی خود میدانستند .

زیرا که با شکست روسیه و انگلیس ایران نیز از قید نفوذ سیاسی آنها آزاد میشد . سیاستمداران آلمان نیز از این مسئله استفاده کردند و فعالیتهای خود را در ایران گسترش دادند . به آزادیخواهان ایران نزدیک شدند و ایلات و عشایر را بر ضد انگلیس شوراندند .

در این زمان،دربرلین،پایتخت آلمان گروهی از مهاجرین ایرانی جلسه هائی تشکیل می دادند که سید حسن تقی زاده ، اسماعیل آقا امیرخیزی ،کاظم زاده ایرانشهر ، حسینقلی خان نواب ، محمد قزوینی و محمد علی جمالزاده در شمار آنها بودند. این گروه با کمیته دفاع ملی که در ایران تشکیل شده بود و با روس و انگلیس می جنگید ، روابط نزدیک داشت .

پیروزی های آلمان و فتوحات دولت عثمانی که متحد آلمان و به هر صورتی دولتی مسلمان بود ، روحیه مجاهدین را تقویت میکرد و امید آنها را به شکست انگلیس و روسیه فزونی می بخشید .

دلیران تنگستان

حفظ خلیج فارس و جنوب ایران برای استفاده از ذخیره های سرشار نفت کشور ما برای انگلیس امری حیاتی بود . نیروی دریائی انگلیس به نفت ایران ، که بر طبق قرارداد دارسی یکسره به دست انگلیسی ها افتاده بود

نیاز مبرم داشت و بدون این نفت عملا فلج می شد . این مسئله انگلیس را بر آن داشت تا در بوشهر نیرو پیاده کند و جنوب ایران را یکسره زیر اشغال نظامی در آورد ودر همین جا بود که با مقاومت تنگستانيها مواجه شد .

تنگستان در شمال بندر بوشهر واقع است .

مردان و زنان تنگستانی به شجاعت و دلیری شهره اند و همگی رنجبر و زحمتکشند . کمتر شوخی و مزاح می شناسند وبسیار زودرنجند . شجاعت این مردمان در جنگ جهانی اول به اثبات رسید .

یک سال پس ازآغاز جنگ جهانی اول کشتیهای جنگی انگلیس بوشهر را تصرف کردند و نیروی انگلیس وارد بوشهر شد . انگلیسی ها بیدرنگ دارالحکومه ، گمرک خانه ، و سایر ادارات دولتی را تصرف کردند و موقر الدوله حاکم بوشهر را تحت نظر گرفتند و پرچم انگلیس را بر فراز دارالحکومه بر افراشتند .

یک روز پس از تصرف بوشهر ، چهارده تن از آزادیخواهان را دستگیر و به هند تبعید کردند .

زائر خضر خان اهرمی ، رئیسعلی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی ، سه تن از سران دلیر تنگستان ، از این وقایع آگاه شدند و تصمیم گرفتند که بر ضد دشمن قیام کنند و در برابر نیروی بیگانه بایستند .

آلمانی دلیر

در این میان یک آلمانی به نام واسموس نیز به آنها پیوست . واسموس ماجرا جوئی شجاع و دلیر بود . فارسی را شمرده صحبت میکرد و عشایر ایران را به خوبی می شناخت . در اوایل جنگ از تهران به شیراز آمد و چون خبر قیام دلیران تنگستانی را شنید ، به سوی بوشهر حرکت کرد . میگویند انگلیسی ها برای سر او 50000 لیره جایزه تعئین کرده بودند .واسموس یک برگ از این اعلان را به دست آورد و به نزد زائرخضرخان برد . زائر خضرخان خشمناک شد ، اعلان را پاره کرد و به دور انداخت و گفت « ما بیشرف نیستیم که مهمان خود مان را به دست دشمن بدهیم . شما دشمن دشمن ما هستید ، بنابر این دوست شمرده میشوید .»

نبرد تنگستانیها با سربازان انگلیس

زائر خضر خان با دو هزار تنگستانی مسلح روانه کارزار بوشهر شد . مه غلیظی پیرامون شهر را فرا گرفته بود و تنگستانیها از این مه استفاده کردند و ناگهان به سواره نظام انگلیس حمله بردند و شکست بزرگی بر آنها وارد کردند .

بیش از 150 انگلیسی در این نبرد کشته شدند . البته نیروهای انگلیسی هم از نظر شماره و هم از نظر تجهیزات بر دلیران تنگستانی برتری داشتند . انگلیس چهارده هزار سرباز و صد ها توپ و حتی  هواپیما در اختیار داشتند حال اینکه نیروهای تنگستانی از چند هزار نفر تجاوز نمیکرد .

عشایر قشقائی و کازرونی نیز به مقابله با انگلیسی ها پرداختند .هشت هزار تفنگچی قشقائی و کازرونی به نیروهای انگلیسی حمله ور شدند و عرصه را بر آنها تنگ کردند . در این زمان سرپرسی سایکس ، افسر کهنه کار انگلیسی ، به فرماندهی نیروهای جنوب منصوب شده بود . او نخست با فرمانفرما و قوا م الملک و دریابیگی بر ضد نیروهای آزادیخواه ایرانی پیمان اتحاد بست و آنگاه با رشوه ونیرنگ و سرانجام زور سر نیزه ی 20000 سرباز انگلیسی کمکم بر  تنگستانیها چیره شد . ولی تا پایان جنگ و آتش بس ،انگلیس هرگز نتوانست  تنگستانيها را یکسره از میدان دور کند و بر جنوب ایران تسلط پیدا کند .

منابع

کتاب جنگ های جهانی اول و دوم / نوشته کامران فانی / تهران 1377

سایت مرکز اسناد تاریخی ایران  iich.net 

 

واسموس كه بود ؟
واسموس را آنهايي كه سريال دليران تنگستان را ديده اند حتما بياد دارند. مرد آلماني موبور و چشم آبي كه به همراه رييس علي دلواري وساير دليران تنگستان بر عليه حضور نيروهاي انگليسي در جنوب كشور – در گرماگرم نخستين جنگ جهاني- جنگيد. كشور ما در آن روزگار صحنه مبارزه رقباي اصلي جنگ بود. قرار گيري ايران در منطقه استراتژيك خاور ميانه و همسايگي با يكي از قدرت هاي اصلي درگير يعني عثماني باعث شد كه علي رغم اعلام بي طرفي، كشور ما از آتش جنگ مصون نماند. يادداشت زير در روزنامه شرق باعنوان لارنس آلماني در جنوب ايران، حاوي نكات جالبي در اين باب است.

ترجمه سهراب برازش:او بين قبايل ايرانى منطقه شيراز _ بوشهر تبديل به شخصيتى افسانه اى شد. حتى انگليسى ها نيز كه سرسختانه با آنها جنگيده بود، با احترام از او ياد مى كردند. نخست وزير انگليس در دستگيرى او را بدين شكل اعلام مى كند: «ارتش آلمان كه تاكنون در جنوب ايران دست به عملياتى زده از ديروز در بازداشت نيروهاى انگليسى قرار دارد! اين ارتش از يك نفر تشكيل شده كه ويلهلم واسموس نام دارد.»• ويلهلم واسموس كه بود او به جاى اينكه مزرعه پدرى اش را در نزديكى گسلار (Goslar) آلمان بر عهده بگيرد، در رشته زبان و فرهنگ فارسى تحصيل كرد و تصميم گرفت در مشاغل ديپلماتيك مشغول به كار شود. در سن 32 سالگى بود كه به سمت رئيس كنسولگرى تازه تاسيس بوشهر نايل شد. از همين جا بود كه مرد اهل نيدرزاكسن آلمان با قد بلند، موهاى بور و چشم هاى آبى زبانزد شد: او از سبك زندگى خارجى هاى ديگر كناره گرفت و به جاى آن به حشر و نشر با روساى قبايل، معدنچيان و ماهيگيران منطقه پرداخت. به واسطه علاقه مندى و تسلط اش به زبان فارسى به زودى دوستان زيادى در كل منطقه پيدا كرد. مبارزه واسموس در جنوب ايران با شروع جنگ جهانى اول آغاز شد. اگر چه ايران در جنگ اعلام بى طرفى كرده بود اما آن ناحيه از ايران به طور فرعى تبديل به محل وقوع جنگ ميان بريتانياى كبير و آلمان (و نيز متحد آلمان يعنى امپراتورى عثمانى) شد. پيش از آن  انگليسى ها جنوب ايران را به چشم ناحيه نفوذى خودشان مى نگريستند. در جنگ جهانى اول آلمان سعى داشت از نارضايتى ايران و افغانستان از سلطه انگليس استفاده كرده، فصل سياسى تازه اى را بگشايد و اين كشورها را به «جهاد» عليه بريتانيا تحريك كند. به اين دليل انگليسى ها در خليج فارس به مقابله با آلمانى ها پرداختند. كشتى هاى آنها را ضبط و مصادره كرده، تجار آلمانى و اعضاى كنسولگرى را دستگير كردند. اما كنسول واسموس موفق شد با پول و تعدادى اسلحه به روساى قبايل پناه ببرد و قبايل و طايفه هايى كه بين خودشان اختلاف و منازعه داشتند را در جنگ عليه انگليس متحد كند. براى جنگ از اسلحه مازر (Mauser) آلمانى استفاده مى كردند كه از آلمان براى واسموس فرستاده مى شد.اين اسلحه ها به زودى در منطقه به نام واسموسى شهرت يافت. كريستوفر سيكس (Christopher Sykes) ايران شناس و زندگينامه نويس واسموس از «عشق به ايران» به عنوان «منبع قدرت» واسموس نام برده است. همين عشق بود كه سبب شد در ميان مردم منطقه اهميتى اسرارآميز پيدا كند.واسموس بيش از ? سال تقريباً سه هزار مبارز از قبايل بومى را عليه مواضع انگليسى ها رهبرى مى كرد. آنها به محموله هاى انگليسى ها شبيخون مى زدند و با گزارش هاى غلطى كه پخش مى كردند ارتش انگليسى ها را دچار اختلال مى كردند. بدين طريق واسموس و جنگجويان ايرانى اش موفق شدند راه هاى مهم استراتژيك را براى انگليسى ها از بوشهر به شيراز و تهران مرتباً مسدود كرده و در كار آنها اختلال به وجود بياورند. براى مقابله با به اصطلاح «ارتش آلمان در جنوب ايران» انگليسى ها مجبور شدند كشتى هاى جنگى و يگان هاى سربازان انگليسى و هندى را كه در قسمت هاى ديگر فوق العاده وجودشان لازم بود، به خليج فارس گسيل دارند.اگرچه انگليسى ها در نهايت براى سر واسموس سه هزار سكه طلا جايزه گذاشتند اما تا مدتى نتوانستند او را دستگير كنند. تازه هنگامى كه واسموس  خودش را به تهران رساند انگليسى ها توانستند به كمك خيانت يك افسر ژاندارمرى او را دستگير كنند.با وجود ضربه هايى كه واسموس به كمك ايرانى ها به انگليسى ها زد، در مجموع تلاش آلمان براى كشاندن ايران و افغانستان بى طرف به جنگ و تقويت نيروهاى عثمانى با شكست مواجه شد. موفقيت انگليسى ها در اين زمينه بيشتر بود:  انگليسى ها موفق شدند امير مكه و سربازانش را به «جهاد» با حكومت عثمانى متقاعد كنند. به كمك انگليسى ها ارتش اعراب به حكومت عثمانى ضربه مهلكى وارد كرد. اين جريان تحت رهبرى مامور انگليسى توماس ادوارد لارنس معروف به «لارنس عربستان» صورت گرفت.ويلهلم واسموس موفق شد چند هفته بعد از دستگيرى اش از چنگ انگليسى ها فرار كند و به آلمان بازگردد. اما دوباره عزم سفر به ايران كرد، كشورى كه به گفته خودش «با جان و دل شيفته اش بود.»

نقل از كتاب «ايران» نوشته كلوديا اشتوته

 

+ نوشته شده در  2008/2/13ساعت 10:30  توسط حسين زارعي  | 

بوی انقلاب...

باز ۲۲بهمنی دیگر...

باز مرگ بر شاهی دیگر...

باز ترانه های انقلاب...

باز پخش یار دبستانی های جمشید و فریدون از تلویزون...

باز نگفته های انقلاب..

باز امام...

باز راهپیمایی...

باز ترانه های انقلابی...

باز و ...

مرگ بر شاه

خدایا گریه میکنم و میگویم "به من همان ده که از آن به"

 

+ نوشته شده در  2008/1/28ساعت 11:29  توسط حسين زارعي  | 

آرزوهای من...

در این پست میخواهم در مورد آرزوهایم با شما صحبت کنم. آرزوهایی که نمی دانم چقدر امکان موفقیتشان وجود دارد.

۱- آروز دارم جایزه نوبل بگیرم. اونم در دو رشته ۱- ادبیات ۲- فیزیک

۲- آرزو دارم رئیس فرهنگستان ملی فرانسه بشم.

۳- آرزو دارم یک سلسه شبکه تلویزیونی داشته باشم.

در پست بعدی سعی میکنم دلیل این آرزوهایم را بنویسم. هر چند که آرزو به دلیل احتیاج نداره. چون ساخت و سیر در آن کاملا بدون زحمت و هزینه میباشد.

خوشحال میشم آرزوهایتان را برایم میل کنید تا من آنها را در وبلاگ قرار بدم.

همیشه این نکته را توجه داشته باشید که انسانها همان کسانی هستند که فکر میکنند.

 

+ نوشته شده در  2008/1/28ساعت 11:16  توسط حسين زارعي  | 

سه آتش اهورایی

یادداشت دکتر علی شریعتی بر ۱۶ آذر:

سه آتش اهورایی

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر شریعتى‏

+ نوشته شده در  2007/12/13ساعت 1:3  توسط امید جعفرزاده  | 

گزارش اوای دانشگاه

گزارش لحظه به لحظه"آوای دانشگاه" از تجمع 13 آذر در مقابل دانشکده فنی

متاسفانه تمام ارتباطات موبایل و تماس های دیگر از درون دانشگاه قطع شده است در خبر رسانی ساعت ۱۳ به بعد  چندان دقیق نیست . پوزش می خواهیم.

از ساعات ابتدایی صبح تا ساعت 11

بعد از فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب( وبلاگ آزادی و برابری+) و همچنین "چپ کارگری دانشگاه های ایران"( فراخوان+ بیانیه+) مبنی بر برگزاری تجمع و مراسم روز دانشجو در روز سه شنبه 13 آذر ساعت 12 در مقابل دانشکده فنی! موج گسترده ای از احضار ها و بازداشت ها و ربودن های فعالان دانشجویی که اکثرا گرایشات چپ گرایانه دارند آغاز شد. در همین راستا تا صبح امروز دست کم 20 تن از فعالان دانشجویی بازداشت شده اند.(خبر آوای دانشگاه+)

از صبح امروز نیز در اطراف دانشگاه تهران تدابیر امنیتی شدیدی اتخاذ شده است. در تمام درب های ورودی نیرو های حراست به شدت مشغول کنترل رفت و آمد های دانشجویان هستند و کارت دانشجویی و عکس آن را با چهره تک تک دانشجویان تطبیق می دهند. همچنین از درون دانشگاه گزارش می رسد که جو تا حدی امنیتی است. در حدود ساعت 10 صبح امروز گزارش مبنی بر بروز درگیر مختصر بین حراست و تعدادی از دانشجویانی که قصد ورود به دانشگاه را داشتند،رسید. 

با وجود تمام این سرکوب ها و اتخاذ تدابیر شدید امنیتی دانشجویان بر عزم خود برای برگزاری مراسم و تجمع روز دانشجو استوار هستند و در دانشگاه تراکت ها ی تجمع را پخش می کنند و پوستر ها فراخوان این تجمع را بر در و دیوار می چسبانند و در گفت و گو های رودررو از دانشجویان دعوت می کنند با شرکت در تجمع به حمایت از دانشجویان بازاشت شده بپردازند. دانشجویان در تدارک آغاز تجمع هستند.

از ساعت ۱۱ تا ۱۲

فضای دانشگاه تهران شدیدا امنیتی است. تمام درب های ورودی کنترل می شود. از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران جلوگیری می شود. تعدادی از دانشجویانی که از دیگر دانشگاه های تهران  و بعضا از برخی شهرستان ها آمده اند پشت درب های دانشگاه گرفتار شده اند.

دانشجویان در جو شدید امنیتی مشغول تهیه پلاکارد ها و بیانیه ها و تدارک شروع تجمع هستند که هر لحظه بین دانشجویان و ماموران امنیتی و حراست تنش هایی صورت می گیرد. بنا به گزارشات رسده به "آوای دانشگاه" برخی از فعالان دانشجویی به وسیله حراست دانشگاه تهران بازداشت شده اند و به دفتر مرکزی حراست دانشگاه تهران منتقل گردیده اند.  همچنین بیم آن می رود که با هماهنگی های صورت گرفته بین حراست و نیرو های امنیتی خارج دانشگاه، دانشجویان بازداشت شده به نیرو های امنیتی تحویل داده شوند.

با تمام این وجود دانشجویان سعی در برگزاری تجمع دارند. اما بیم آن می رود که با بازداشت های گسترده وادامه سرکوب و بازداشت فعالان دانشجویی هر لحظه بر تعداد فعالان دانشجویی چپ بازداشت شده افزوده شود.

 از ساعت ۱۲ تا ۱۴

در ادامه موج بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان چپ موج این بازداشت ها به درون دانشگاه نیز رسید. در حدود ساعت ۱۲ و در حین آغاز تدارک شروع تجمع چندتن دیگر از دنشجویان در درون دانشگاه بازداشت شدند. که تاکنون نام ۳ تن از آنان( حسین بابایی، روزبه فقیهی، کریم آسایش ) به دست "آوای دانشگاه" رسیده است.

با توجه به جو سرکوب و بازداشت گسترده دانشجویان امکان خبر رسانی به سختی از درون دانشگاه ممکن است. با این وجود اخبار تایید نشده ای حاکی از آن است که جمعی از دانشجویان توانسته اند در مقابل دانشکده فنی تجمع کنند و بیانیه بخوانند و نام دانشجویان بازداشت شده را اعلام کنند. همین اخبار تایید نشده حکایت از آن دارد که احتمالا دانشجویان دیگری نیز به این جمع افزوده خواهند شد.

به خاطر مشکلات و اختلالات مخابراتی ایجاد شده که گویا عمدی نیز است، نمی توانیم اخبار دقیقی از درون دانشگاه بگیریم. اما تمام تلاش خود را خواهیم کرد.

طبق آخرین خبر رسیده از دانشگاه تاکنون بازداشت ها وسیع تر شده است و هر لحظه نام یک دانشجوی جدید جز بازداشتی ها اعلام می شود. با این وجود بنا به اخبار تایید نشده گویا تجمع ادامه دارد و چند تن توانسته اند برای لحظاتی سخنرانی کنند اما جو دانشگاه شدیدا امنیتی است. شدیدا امنیتی است.

+ نوشته شده در  2007/12/4ساعت 15:19  توسط حسين زارعي  | 

اندیشه های دکتر

علی شریعتی در سوم آذر سال ۱۳۱۲ در مزینان، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در نزدیکی سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق اسلامی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد. [۱]

در سال ۱۳۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی‌هایش ازداوج کرد. [۲]

دکتر شریعتی

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته تاریخ و جامعه‌شناسی مذهبی ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.[۲]

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دکتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۲]

شریعتی سپس در فروردین سال ۱۳۵۲ تحت شرایط ویژه‌ای آزاد شد که بر طبق آن اجازه تدریس، انتشار، و یا برپایی گردهمایی را چه به صورت خصوصی و چه عمومی نداشت. علاوه بر این، ساواک کلیه تحرکات او را به شدت زیر نظر داشت.

شریعتی این شرایط را نپذیرفت و تصمیم به هجرت از ایران گرفت. اما سه هفته بعد از ورود به سواتهمپتون انگلستان، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد، اما بسیاری از طرفداران و خانواده او معتقد بودند که ساواک مسوول مسقتیم مرگ شریعتی است. هرچند مدارکی که این اتهام را به طور قطع اثبات کند هرگز بدست نیامد، اما هنوز در ایران بسیاری از او با نام شهید یاد می‌کنند. شریعتی بر خلاف وصیت خود که خواسته بود بود وی را در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد دفن کنند، در حرم زینب، دختر علی پسر ابوطالب، در شهر دمشق به خاک سپرده شد.

شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و درعین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت که به زعم او ریشه‌های اسلامی نداشتند. او به‌طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی می‌کرد. [۳] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. [۳] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.

آثار
ابوذر
اسلام شناسی
انسان
انسان بی‌خود
با مخاطب‌های آشنا
بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
تحلیلی از مناسک حج
تشیع علوی و تشیع صفوی
جهاد و شهادت
جهان‌بینی و ایدئولوژی
جهت‌گیری‌های طبقاتی در اسلام
چه باید کرد؟
حج
حسین وارث آدم
خودسازی انقلابی
روش شناخت اسلام
زن
علی
فاطمه فاطمه‌است
کویر (مجموعه مقالات)
گفت‌وگوهای تنهایی
ما و اقبال
مذهب علیه مذهب
مسئولیت شیعه بودن
میعاد با ابراهیم
نامه‌ها
نیایش
هنر
ویژگی‌های قرون جدید
هبوط

+ نوشته شده در  2007/12/4ساعت 14:55  توسط حسين زارعي  | 

موسيقي نوروز در ايران

 

چه معجزه ها در پس این نوروز است

گروه هنر:

درسينه من راز نهان، نوروز است
اين آن پر از ترانه نوروز است
انگشت بر اين در بنواز آنگه بين
چه معجزه‌ها در پس اين نوروز است
پيش از هر سخني بايد بگويم كه اين مقاله نتايج پژوهشي ميداني از بخشي بسيار اندك از انواع موسيقي نوروز در ايران است.
1- اشاره‌اي دارد به نوروز و آيين‌ها در ايران
2- و نیز به مجريان موسيقي نوروز

1 _ نوروز و آيين‌ها در ايران
در ايران آمدن نوروز بر چهار پايه از مراسم و آداب كه همواره به دسته‌ها و شاخه‌هاي گوناگون بخش مي شوند، شكل مي يابد:
نخست: نوروز و پاكيزگي
دو ديگر: نوروز و نونواري (تازه شدن)
سه ديگر: نوروز و تكاپو و تندرستي
چهارم: نوروز و استواري و پايندگي زنجيره وابستگي‌ها و پيوستگي‌ها
اين چهار پايه، آيين نوروز را شكل مي بخشند كه در يك گردش فلكي، براي ايرانيان سه تغيير رويه در كاركرد و زندگي پيش مي آورد:
الف: پيشباز رفتن نوروز
ب: نوروزداري
ج: آداب ويژه زندگي در نوروز
در اين تغيير رويه‌ها ماجراگونه‌هايي تحت عناوين زماني ، فصلي ، اجرايي نيز نام آيين به خود مي گيرد. پس نوروز،‌ خود بزرگ آييني است كه از خرده آيين‌ها تشكيل مي شود، كه همگي آنان جاي پژوهش و ثبت و كدگذاري و دسته بندي و گردآوري دارد، آيين‌هايي چون: حكومت زنان (مزدگيران) ، حكومت ميرنوروزي ، همياري نوروزي، جشن مردگان ، روز نابر ، روز پرهيز ، روز دروغ گفتن، جشن گاه (عيدگاه) نوروزي ، مسابقات نوروزي ، رقص‌ها و بازي‌هاي نوروزي در دو گروه جوانان و نوجوانان و ميانسالان و سالخوردگان ، روز كوچ نمايش دادن با حيوانات ، جنگ انداختن حيوانات ، پخت و پز نوروزي ، نامگذاري نوروزي موسيقي‌ها، آوازها و ترانه‌هاي نوروزي في البداهه ، مهمان نوازي نوروزي و ... بسياري ديگر از خرده آيين‌ها كه اهميت نوروز را به خوبي نشان مي دهد.

norooz

2- مجريان موسيقي نوروز در ايران
در اين آيين‌ها، موسيقي چه به صورت آوازي، چه به صورت سازي و چه به صورت تركيبي، حضوري زيبا، ناملموس و شگفت آور دارد كه در گونه‌هاي زير مي توان آن را دسته بندي كرد:
1- موسيقي نيايش و توسل
2- موسيقي ستايش بهار و نوروز
3- موسيقي آرزومدارانه تغزلي (عاشقانه)
4- موسيقي شوخ (طنز)
5- موسيقي مژده بخش دگرگوني فصل (سال)
6- موسيقي بازي‌هاي ويژه جشن گاه‌هاي نوروزي
7- روايتگري موسيقايي
8- نمايش گونه‌ها (خرده نمايش‌هاي) موسيقايي
مجريان اين موسيقي‌ها از لحاظ جنسيت اجراكنندگان به دو گروه مرد و زن تقسيم مي شوند، اما در جشن گاه‌ها نوازندگان مرد براي زنان نيز اجازه اجراي موسيقي را آن هم فقط براي اجراي بازي‌هاي خاص زنان و رقص‌هاي آنان دارند.
ادواتي كه در موسيقي نوروز در ايران در مناطق و نواحي ايران در محدوده اقوام، طوايف و عشاير كاربرد دارند عبارتند از: سرنا، دوني (دوزله و قمشه هم مي گويند)، زل، كرنا، انواع دهل دستي و كوبه، كوس و نقاره، دايره، زنگ و زنگوله، تشت مسي، كوزه سفالين، لاوك (تشت چوبي)، قاشق و كاسه،‌ دوتار، قوپوز (ساز عاشيقي)، بالابان، تنبك فلزي، ني، ني لبك، زنبورك، تمبوين (دايره زنگي)، تمبورك، قيچك، دونلي، دوتار، تنبو،‌ رباب و كمانچه.
موسيقي نوروز در ايران در بخش بندي اجتماعي به دو دسته تقسيم مي شود:
الف: موسيقي شهري كه از دربار اميران و شاهان و حاكمان به عنوان موسيقي رسمي با نام موسيقي اصيل ايراني (سنتي) رواج داشته و دارد.
ب: ‌موسيقي غيرشهري ويژه مناطق و نواحي ايران که بر اساس ويژگي‌هاي اقوام و عشاير شکل گرفته است.
بر اين گونه موسيقي‌ها، موسيقي تيره‌هايي از كوليان (لوريان هند) را هم بايد افزود كه بيشتر موسيقي شاديانه‌ها و جشن گاهي به عهده آنان بود.
در موسيقي نوروز سه شيوه اجرايي وجود دارد:
1- تك خواني
2- آوازهاي ضدآوايي (آنتي فونيك) دو نفره
3- آوازها و ترانه‌هاي جمعي
گذشته از موسيقي‌هايي كه مي توان آن را موسيقي درون طايفه‌اي ناميد كه مجريان آن اغلب غيرحرفه‌اي اند و فقط در محدوده خانه و زندگي خويش آن را به اجرا درمي آورند مانند لالايي‌هايي كه مادران براي فرزندان شان مي خواند و يا نوع دعاخواني تحويل سال كه بزرگترهاي خانواده بر سر سفره هفت سين مي خواند و يا آوازهاي شبانان و يا آوازهايي كه كوچك و بزرگ طوايف به وقت خود با هم و به مناسبت مي خوانند، موسيقي نوروز داراي اصناف خاص خود بوده كه در دو رده بساط اندازان و معركه گيران قرار مي گرفته اند. ولي در قرن كنوني با زوال فرهنگ‌ها به سبب ورود فرهنگ‌هاي بيگانه و تاثيرات عدم برنامه ريزي فرهنگي در سطح كلان جامعه، هر كسي كه تمايل به انجام اين گونه موسيقي‌ها دارد به آن مي پردازد و آنچه كه از هنر هنروران موسيقي ويژه نوروز بازمانده، به همت اينان بوده است.
در صنف معركه‌گيران، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز وجود داشته‌اند: حاجي‌فيروزها، كوسه‌ها، نوروزخوانان، توره‌ها، ساياچي‌ها، عروسك‌گردانان دوره‌گرد، عمو نوروزها، آهوبازها، رسن‌بازها، بازيگران اسب چوبي، باران‌خواهان، لال‌بازها.
در صنف بساط‌اندازان، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز حضور نمايش موسيقايي داشتند: شعبده‌بازان، آتش‌بازها، سيماچه‌‌بازها، خيمه‌شب‌بازها، پهلوانان نمايش گر، پرده‌خوانان، مطربان دوره‌گرد نمايشگر، حيوان‌بازان (نظير خرس بازي‌دهندگان و يا بازي‌دهندگان بوزينه و انتر)، علاوه بر اين افراد هر طايفه و ايل براي خود فرد روايت گري را به عنوان بخشي، كلام‌گو، عاشيق و پهلوان داشتند كه در روزهاي نوروز براي مردم و بنا به درخواست آنان هر كدام حكايتي را بازگو مي‌كردند و چون بيشتر اين گونه مجالس در شب‌ها برگزار مي‌شد از جمعيت فراواني بهره مي‌برد.
شب‌هاي نوروز در ايران حكايات زيبايي در خود داشت و مراسمي ويژه كه باز از نوعي خنياگري موسيقايي غير حرفه‌اي بهره مي‌برد. مانند قاشق‌زني در شب چهارشنبه‌سوري، يا شال‌اندازي از بام بر داخل خانه‌ها، يا مناجات سر سال كه نيمه شب‌ها انجام مي‌شد.
از موسيقي ويژه نوروز در بخش موسيقي شهري به نوروز صبا، نوروزخارا، نوروز بزرگ، نوروز عجم، نوروز عرب، نوروز كوچك، خجسته و چكاوك مي‌توان اشاره كرد.

+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:56  توسط حسين زارعي  | 

عکسهای قدیمی از دبستان جمشید جم

برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:33  توسط حسين زارعي  | 

بی عدالتی

شاید اینکه در کشور ما خیلی کارهای بد خوب جلوه میکنه و خیلی کارهای خوب بد جلوه میکنه چیز خیلی عادی باشه. ولی ما می خواهیم با فرهنگ سازی این ابوموسی اشعری ها را نابود کنیم. با من همراه باشید و یک شبکه میهن پرستی در کشور ایجاد کنیم.

میهن پرست

+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:24  توسط حسين زارعي  | 

اعتراض به زبان و لباس سريال شهريار

جمعي از دانش‌آموختگان دانشگاه‌هاي تهران، نسبت به زبان و لباس سريال «شهريار»، اعتراض‌نامه‌‌اي نوشتند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در اين اعتراض‌نامه كه رونوشتي از آن به اين سايت نمابر شده، آمده است: به تازگي، شاهد پخش برنامه‌اي از صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران با نام «‌سريال شهريار» هستيم كه به شرح زندگي و احوال شاعر بزرگ آذربايجاني ايران، محمد حسين بهجت تبريزي، ملقب به شهريار مي‌پردازد.

با اين كه پخش اين سريال به تازگي آغاز شده و تنها يك بخش از آن به نمايش درآمده، ولي چنانچه گويند: «سالي كه نكوست از بهارش پيداست»، از همين قسمت نخست، مشخص است كه در پي شناساندن زوايا و ظرافت‌هاي زندگي استاد شهريار نيست.
ايران متشكل از مليت‌ها و اقوام گوناگون (به علت قرار گرفتن در مركز خاورميانه) است و در اين ميان، ملت آذربايجان نقش و اهميت بسزايي در تاريخ، فرهنگ و سرنوشت اين مملكت داشته و دارد.

متأسفانه، اين سريال در خط فرهنگ‌زدايي كه شامل مقوله‌هاي سنن، آداب و رسوم، لباس و از همه مهمتر زبان است، قدم برمي‌دارد. پوشش زنان و مردان سريال به طرز مسخره‌اي با آنچه در منطقه آذربايجان استفاده مي‌شده مغاير است. حتي با گذشت دهه‌هاي متوالي و وقوع تغييرات فراوان در لباس مردم آذربايجان، هنوز هم در شهرها و روستاهاي بسياري، پوشش مرسوم و قديم آذربايجان حفظ شده كه آنچه در سريال نمايش داده مي‌شود سرسوزني با اين پوشش همخواني ندارد. خنده‌دار‌تر، اصرار بر بيان شدن حدود 90 درصد از ديالوگ‌ها به فارسي و برخي جملات جسته و گريخته بسيار كوتاه به زبان اصلي منطقه، يعني تركي است كه آن هم دست و پا شكسته با زيرنويس نمايش داده و چنين القا مي‌شود كه در آذربايجان مردم اين‌گونه و به اين زبان سخن مي‌گويند؛ يعني 90 درصد فارسي و اندكي هم تركي. اگر سازندگان توجيه كنند كه نه! براي فهم عموم اين كار را كرده‌ايم؛ پس منطقي‌تر اين بود كه كل سريال به فارسي پخش مي‌شد و اين‌كه اندك جملات تركي به آن اضافه شود، آن هم با زيرنويس فارسي به دور از منطق و معني است. اگر هم قصد اين بوده كه زبان استاد و زادگاه و خويشان وي به كار گرفته شود،‌ درست اين بود كه همه سريال به زبان تركي و با زيرنويس پخش مي‌شد.
+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:57  توسط حسين زارعي  | 

ويژه انتخابات> موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

ويژه انتخابات> موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

* ائتلاف ناقص نتيجه به هم پيوستن گروه‌هاي كوچك

سخنگوي جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي، با بيان اين‌كه اصولگرايان ضرورت وجود تشكلي همه‌جانبه و فراگير را حس كرده‌اند، گفت: ايجاد تشكل‌هاي جديد يا احزاب قوي و فراگير، مطلوب و سازنده است، ولي در عين حال به نظر من شكل‌گيري اين احزاب نميتواند مانع وحدت اصولگرايان شود.

عظيمي در گفت‌وگو با ايسنا خاطرنشان كرد: بسياري از افراد و گروه‌هاي اصولگرا بر اين باورند كه يك حزب فراگير ايجاد شود. ما بايد توجه داشته باشيم كه بسياري از تشكل‌هاي جريان اصولگرا، صنفي و تعداد كمتري غيرصنفي هستند. از سوي ديگر، تشكل‌هاي صنفي در تصميم‌گيري محدوديت دارند و اگر يك حزب فراگير و قوي متناسب با شرايط موجود كشور شكل بگيرد، ميتواند كاركرد بسيار گسترده‌اي داشته باشد و با افكار عمومي ارتباط نزديكتري برقرار كند.

وي گفت: به نظر ميرسد چه پيش و چه پس از انتخابات در شرايط مقتضي، اگر احزاب اصولگراي فراگير تشكيل شود، بهتر مي‌تواند عمل كند و در عين حال مي‌توانند با تشكل‌هاي موجود اصولگرا همراهي و همكاري داشته باشند.

عظيمي تأكيد كرد: ايجاد حزب فراگير و جديد، كار مثبتي است و اين مانع فعاليت ديگر احزاب اصولگرا نيست و احزاب قبلي را كه در جريان اصولگرا بوده‌اند، نفي نميكند، بلكه تشكيلاتي تر و وسيعتر فعاليت ميكنند.

وي با بيان اين‌كه احزاب در كشور ما پيشتر خوب عمل نكرده و نتوانسته‌اند فراگير باشند و در چهارچوب منافع حزبي خود باقي مانده‌ و به منافع مردم كار نداشته‌اند، ادامه داد: اگر احزابي تشكيل شود كه به منافع و مصالح مردم بينديشند، به تدريج آن مشكل تاريخي حل ميشود و ضرورت ايجاب ميكند چنين كاري انجام شود. ما اكنون مشكلمان اين است كه در هيچ كدام از جناح‌هاي كشور، حزب فراگيري وجود ندارد؛ حزبي كه مورد توجه افكار عمومي باشد و بتواند نظريات آن‌ها را تأمين و جلب كند.

وي ادامه داد: با توجه به اين‌كه اين امر در كشور ما محقق نشده است، گروه‌هاي كوچك در كشور ايجاد ميشوند و در زمان انتخابات به هم ميپيوندند و ائتلاف ناقصي را تشكيل ميدهند، اما اگر احزاب فراگير وجود داشته باشد، از خرده‌كاري و تعدد احزاب كوچك جلوگيري ميشود و كار انتخاباتي و سياسي كشور، بيش از گذشته پيش ميرود


* سرليست اصلاح‌طلبان را تا دي ماه معرفي ميکنيم
* بعد نظارتي مجلس هفتم به شدت مورد بي اعتنايي قرار گرفته است


رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: از نظر ستاد، حضور خاتمي و ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم منتفي است، اما رايزنيها نه از سوي ستاد، بلکه از سوي اشخاص درون جبهه اصلاحات با اين دو شخصيت اصلاح‌طلب ادامه دارد.

حجت‌الاسلام سيدعبدالواحد موسوي لاري در گفت‌وگو با مهر، درباره بحث کانديداتوري ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم از سوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان، گفت: ميرحسين موسوي از افراد مورد احترام اصلاح‌طلبان بوده و هست، اما بحث آمادگي وي براي حضور در انتخابات از نظر ما تقريباً منتفي است و به همين خاطر، شخصي از سوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان رسما و به نمايندگي از ستاد با ايشان سخني به ميان نياورده است.

وي افزود: البته طبيعي است برخي اعضاي ستاد که در جريان علاقه افراد و شخصيت‌هاي درون جبهه اصلاحات به شخصيت موسوي هستند، به صورت فردي با وي ديدار و گفت‌وگوهايي داشته‌اند، اما تاکنون پاسخي از سوي موسوي دريافت نکرده‌اند.

رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با تأکيد بر اين‌که اين ستاد علاقه‌مند به حضور ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم است، گفت: حضور وي در انتخابات مجلس هشتم هم فضاي اين انتخابات را پررونق ميکند و هم به مجلس اقتدار مي‌بخشد و اهميت آن را افزايش مي‌دهد.

رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با بيان اين‌که بعد نظارتي مجلس هفتم به شدت مورد بي‌اعتنايي قرار گرفته است، گفت: در اين مجلس، تذکرات اجازه طرح نمي‌يابند و تحقيق و تفحص‌ها نيز به نتيجه نمي‌رسد، بنابراين، مجلس هفتم مجلس مدنظر امام، رهبري و قانون اساسي نيست.

اين فعال سياسي اصلاح‌طلب، تأکيد کرد: ما معتقديم در دوره هشتم بايد مجلسي روي کارآيد که چهره‌هاي ملي فارغ از هر دغدغه اي در آن حضور يابند و دولت نيز در برابر آن خضوع داشته باشد و اگر خضوغ نکرد مجلس او را بازخواست کند.

اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز همچنين در مورد کانديداتوري سيد محمد خاتمي در انتخابات مجلس هشتم نيز گفت: تفاوت خاتمي با ميرحسين موسوي در اين است که وي همچنان در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي فعال است.

وي ادامه داد: بحث انتخاب سرليست ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان نيز به پاسخ کساني بستگي دارد که ما از آنان براي کانديداتوري در انتخابات دعوت کرده‌ايم، اما اين‌که آيا ضرورت دارد يک نفر به عنوان سرليست ائتلاف به جامعه معرفي شود يا بيشتر را در نيمه دوم دي ماه اعلام مي‌کنيم.


* ده زن در ليست ائتلاف مردمي اصلاحات تهران


دبيرکل مجمع اسلامي بانوان از وجود ده کانديداي زن در ترکيب نهايي ليست انتخاباتي ائتلاف مردمي اصلاحات در تهران خبر داد.

فاطمه کروبي، سخنگوي ائتلاف مردمي اصلاحات با اشاره به آخرين نشست شوراي هماهنگي اين ائتلاف گفت: علاوه بر زنان حتما در ليست نهايي افرادي از فرهنگيان، ايثارگران، کارگران، دانشگاهيان، روزنامه‌نگاران، روحانيون، ورزشکاران و فعالان سياسي از احزاب عضو ائتلاف حضور خواهند داشت.

وي افزود: در اين جلسه، جزييات برنامه همايش 29 آذر و نام مدعوين و سخنرانان و مؤسسه الهادي به عنوان مکان اين همايش مورد تصويب قرار گرفت و مقرر شد با توجه به تعيين افراد هسته مرکزي کميته‌هاي اجرايي هر چه سريعتر اولويت‌هاي کاري اين کميته‌ها براي تصويب نهايي در دستور کار شوراي هماهنگي قرار گيرد.

فاطمه کروبي ادامه داد: براي مثال، تعيين شعارهاي انتخاباتي و منشور انتخابات مجلس هشتم بر عهده کميته سياسي گذاشته شد در منشور انتخاباتي ملاک‌هاي حداقلي براي يک انتخابات آزاد، سالم، رقابتي و عادلانه و همچنين معيارها، ضوابط و شرايط نامزدهاي اين ائتلاف و ترکيب فهرست انتخاباتي تهران و... گنجانده خواهد شد.

سخنگوي ائتلاف مردمي اصلاحات برپايي همايش جوانان در عيد غدير و تنظيم راهکارهاي صيانت از سلامت انتخابات و تهيه ليست سخنرانان براي اعزام به استان‌ها و ارايه سازوکارهاي جذب مشارکت‌هاي مردمي از ديگر مصوبات و مأموريت‌هاي ديگر کميته‌هاي اجرايي دانست و گفت: به‌رغم برخي شايعات رقباي انتخاباتي درباره ائتلاف مردمي اصلاحات خوشبختانه اين ائتلاف در سراسر کشور مورد اقبال اصلاح‌طلبان متعدل خط امامي و داراي پايگاه مردمي قرار گرفته است و براي همين، ما نيازي به پاسخگويي به طعنه زدن‌هاي ديگران نداريم و در عين حال آماده همکاري با همه احزاب ونيروهاي همسو و همفکر خودمان هستيم.


* صدر: بسيجيان، اصولگرايان راستين

سيدشهاب‌الدين صدر گفت: بسيجيان ما اصولگراياني هستند كه يك قدم فراتر از حرف و شعار نهاده‌اند و حقيقت اصولگرايي را در عمل نيز به منصه ظهور گذاشته‌اند.

به گزارش ايسنا، وي بسيج را طلايه‌دار نهضت توليد علم و جهاد علمي دانست و افزود: يكي از ويژگي‌هاي بارز يك بسيجي، اداي تكليف خود در هر مقاطع از زمان است و هم‌اكنون بسيج با محوريت قرار دادن جنبش نرم‌افزاري و نهضت توليد علم در برنامه‌هاي خود، گوي سبقت را از ديگران ربوده است.

صدر بسيج را الگوي بارز ايمان، تدين، ايثار و اداي تكليف، جهاد مخلصانه دانست و ادامه داد: ويژگي منحصر به فرد بسيجيان ما، دلسوزي حقيقي آن‌ها نسبت به اركان نظام است.

وي با تقدير از روحيه انتقادي و سازنده‌ بسيجيان افزود: بسيجيان ما همواره انتقاداتي علمي و سازنده و از سر دلسوزي در همه مقطع زماني درباره عملكرد قوا و اركان مديريتي نظام داشته‌اند كه همواره راهگشا و ثمربخش بوده است كه اين بايد مايه افتخار همه مسئولان و مردم عزيز باشد.

صدر از بسيجيان، نخبگان، دانشجويان و صاحبان فكر و انديشه دعوت كرد تا اصولگرايان را در تدوين برنامه‌هاي راهبردي اصولگرايان، براي مجلس هشتم ياري كند.

وي گفت: بسيجيان نماد اصولگرايان راستيني هستند كه حرف و عمل آنان يكي است.


* موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

سايت صدرا نوشت: يک عضو هيأت رئيسه مجلس هفتم که به شدت به حلال و حرام معتقد است، از پذيرفتن دعوت اعتماد ملي سرباز زد و مدعي شد که نان اين روزنامه حرام است.

موسي قرباني قرار بود براي شرکت در يک ميزگرد در روزنامه اعتماد ملي حاضر شود، اما به دليل نبود پارکينگ در اين روزنامه، از حضور در ميزگرد خودداري كرد.

او گفت: به من گفته شده بود که اعتماد ملي پارکينگ ندارد، اما نگفته بودند که در کوچه‌هاي اطراف نيز جاي پارک موجود نيست.

به اين ترتيب، مسئولان روزنامه «اعتماد ملي» تصميم گرفته‌اند از اين پس براي دعوت از اعضاي هيأت رئيسه مجلس هفتم، اطلاعيه‌اي محلي صادر و از ساکنان کوچه‌هاي مجاور درخواست کنند که ماشين‌هاي خود را در خانه بستگان و آشناياني که دور از خيابان کريم‌خان زندگي مي‌کنند، پارک كنند.

البته به نظر نمي‌رسد به اين ترتيب،‌ اين عضو هيأت رئيسه حاضر شود در ميزگردهاي اعتماد ملي شرکت کند، چرا که با توجه به فتواي اين نماينده، مشکل نان اعتماد ملي همچنان پابرجاست.

او در پاسخ به دعوت اعضاي سرويس سياسي روزنامه «اعتماد ملي» به نهار گفته است: من نان حرام نمي‌خورم. پول روزنامه شما حرام است، چون از فحاشي به ديگران پول درمي‌آوريد.

اين در حالي بود که مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم نيز در اين ميزگرد و ضيافت نهار پس از آن حاضر شده بود، اما اين عضو هيأت رئيسه مجلس مي‌گويد: جلالي حلال و حرام سرش نمي‌شود.

وي همچنين به دست‌اندرکاران اعتماد ملي توصيه کرد: بهتر است در روزنامه‌تان را گل بگيريد که پارکينگ ندارد. چه معني دارد که يک عضو هيأت رئيسه مجلس را دعوت مي‌کنيد، اما برايش پارکينگ در نظر نمي‌گيريد؟

+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:51  توسط حسين زارعي  | 

آناپوليس و مربع مقاومت

يادداشت وارده
برگزاري شتابزده كنفرانس آناپوليس، آغاز مرحله سوم جريان صلح خاورميانه كه از سال 1992 با كنفرانس مادريد آغاز شد، به شمار مي‌آيد. اين مرحله كه پس از شكست كامل نقشه راه، تلاش دوباره ايالات متحده براي حل بحران فلسطين و اسرائيل به شمار مي‌رود، پس از گذشت شصت سال از پيدايش رژيم صهيونيستي، ايده‌اي است كه آمريكايي‌ها تلاش مي‌كنند براي جلب موافقت فلسطيني‌ها، ظرفيت تحقق حداقل مطالبات جريان فلسطيني را در آن به وجود آورند.

اگر در كنفرانس مادريد و سپس در مذاكرات نروژ در نيمه نخست دهه 90 ميلادي، سنگ بناي حكومت خودگران فلسطين در غزه نهاده شده، اين كنفرانس نيز مي‌تواند مبدأي باشد براي تشكيل دولت مستقل فلسطيني به پايتختي بيت‌المقدس. البته طبيعي است كه چنين آرماني با مقاومت و مخالفت رژيم اسرائيل و حاميان آن روبه‌رو خواهد شد، اما نكته مهم، هدفمند كردن مطالبات جريان فلسطيني در چهارچوبي است كه بتوان از طرق مختلف به تحقق آن اميدوار بود.

از سال 1948 تاكنون، جهان اسلام شاهد چهار جريان عمده در موضوع فلسطين بوده است: جريان نخست كه دولت‌هاي عربي در سي سال نخست جنبش مقاومت داعيه‌دار تحقق آن بودند بر نابودي رژيم اسرائيل و بازپس‌گيري همه سرزمين فلسطين توسط ارتش‌هاي عربي تأكيد داشت. ثمره اين تلاش، آغاز سه جنگ از سوي ارتش متحد عربي به ويژه مصر و سوريه عليه اسرائيل در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 ميلادي بود كه هر سه با شكست پايان يافت. افول آرمان محو اسرائيل در كشورهاي عربي با برگزاري نشست «كمپ‌ديويد» بين مصر و اسرائيل پس از مرگ «جمال عبدالناصر» و به قدرت رسيدن «انور سادات» به ميزباني كاخ سفيد صورت گرفت، اما اين افول هم‌زمان با طلوع انقلاب اسلامي در پايان همين دهه و انتقال جلوداري جريان مبارزه با اسرائيل از پايتخت‌هاي عربي به تهران انجام شد.

در طول دهه نخست انقلاب، به رغم آن‌كه جمهوري اسلامي به دليل آرمان‌هاي ايدئولوژيك و فضاي حاكم بر كشور، بيشترين حملات تبليغاتي و سياسي عليه اسرائيل را ميزباني مي‌كرد، اما تل‌آويو همچنان تهديدهاي جدي عليه خود را برخاسته از دولت‌هاي عربي مي‌دانست و به همين دليل هنگامي كه شايعات مربوط به فروش غيرمستقيم تسليحات ساخت اسرائيل به ايران توسط دلالان بين‌المللي مطرح بود، تجهيزات اتمي عراق موسوم به اوراسيك مورد حمله جنگنده‌هاي اسرائيلي قرار گرفت و تلاش‌هاي صدام حسين براي دستيابي به سلاح اتمي و استفاده احتمالي آن عليه ايران با اخلال روبه‌رو شد. شليك ده‌ها فروند موشك «اسكاد» از سوي عراق به اسرائيل در زمان جنگ نخست خليج فارس در سال 1991 نشان داد كه احساس خطر تل‌آويو چندان هم بي‌اساس نبوده است.

در اين ميان، جنبش مقاومت فلسطين به رهبري عرفات كه پس از شكست جنگ‌هاي سه‌گانه با ايده جايگزيني جنگ چريكي به جاي جنگ‌هاي كلاسيك، همچنان بيشترين كمك‌ها را از دولت‌هاي عربي در مقايسه با ايران دريافت مي‌كرد، ارتباط و پيوند خود را با تهران در شكل سياسي ـ تبليغاتي متمركز كرده بود و همچنان تهران در صف نخست مخالفان موجوديت اسرائيل در عرصه بين‌الملل به شمار مي‌رفت.
با وقوع جنگ نفت خليج فارس و سقوط صدام حسين در عرصه بين‌المللي، دومين شوك به جريان مقاومت در كشورهاي عربي وارد شد و ايالات متحده با هدف استفاده از اين فضاي انفعال، بلافاصله كنفرانس صلح مادريد را برگزار كرد و عملا جهان عرب را از سر ميز مخالفت با اصل وجود رژيم صهيونيستي، به ميز مذاكره براي چانه‌زني به ميزان امتيازهاي دريافت‌شده، هدايت كرد.

حاصل اين جريان، تشكيل دولت خودگران با اختيارات بسيار محدود در منطقه‌اي به مساحت ناچيز نوار غزه بود؛ پديده‌اي كه مي‌توان از آن به عنوان تنها ثمره متشكل «پنجاه سال مقاومت جهان عرب در برابر رژيم اسرائيل و حاميان آن» ياد كرد كه برخاسته از سه جنگ تمام عيار و سي سال مبارزه چريكي بود. هرچند دولت خودگران به هيچ وجه متناسب با مطالبات و حقوق طرف فلسطيني به شمار نمي‌رفت، اما، تكيه‌گاه و مبدأي براي جريان مقاومت بود كه با فضاي انفعال پديد آمده در دولت‌هاي عربي،‌ نقطه‌اي براي ايجاد مركزيت نداشت، به قدرت رسيدن دولت «حماس» از همين مسير در سال 2005 نيز نشان داد كه اين دستاورد، نبايد ناديده گرفته شود.

اما به تدريج پس از كنفرانس صلح مادريد، ديدگاه‌ ديگري در جهان اسلام در كنار ديدگاه سنتي «محو اسرائيل» مطرح شد كه از آن مي‌توان به قرائتي جديد و با ادبيات امروزي جهان ياد كرد. اين ديدگاه كه براي نخستين بار از سوي آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر ايران، پس از امام خميني(ره) و هاشمي رفسنجاني، نظريه‌پرداز مسئله فلسطين مطرح شد، ايجاد نظامي دمكراتيك با حضور همه فلسطينيان مقيم و مهاجر در كنار يهوديان ساكن اسرائيل پايه‌ريزي شد. هرچند اين ديدگاه به جز حمايت نيمه‌رسمي سوريه، نتوانست حامي ديگري در جهان اسلام پيدا كند، اما به نوعي احيابخش مقاومت در قرن بيست‌ويكم به شمار مي‌آمد.

در كنار طرح اين ديدگاه، گام دوم صلح خاورميانه نيز از سوي ايالات متحده با مطرح كردن نقشه راه برداشته شد. اين طرح كه تثبيت شرايط موجود به نفع اسرائيل را هدف خود قرار داده بود، به رغم تلاش‌هاي گسترده دولت بوش، با شكل‌گيري انتفاضه دوم شكست خورد و به قدرت رسيدن دولت حماس، عملا مرگ اين جريان را اعلام كرد.
شكست جنگ 33 روزه لبنان كه آخرين تلاش اسرائيل براي تثبيت وضعيت كنوني و به دست آوردن امنيت، بدون دادن امتيازي بيشتر از دولت خودگران، به طرف فلسطيني بود، زمينه را براي فاز سوم تلاش‌هاي ايالات متحده در حل بحران خاورميانه آغاز كرد.

طرح كنفرانس صلح آناپوليس در حالي است كه شكست ايده به دست آوردن صلح بدون پرداختن هزينه در ايالات متحده و حتي اسرائيل پذيرفته شده است، اما امتيازاتي كه بايد پرداخته شود، همچنان محل منازعه است.
از يك سو در جريانات فلسطيني، امتيازاتي كمتر از تشكيل كشوري مستقل با مركزيت بيت‌المقدس، بازپس‌گيري سرزمين‌هاي پيش از جنگ 1967 و بازگشت فلسطينيان مهاجر، نمي‌تواند پذيرفته شود و از سوي ديگر، اين كار با مخالفت‌هاي گسترده در اسرائيل و لابي‌هاي هوادار اين كشور در جهان روبه‌رو خواهد شد؛ كشمكش بر سر گام سوم صلح خاورميانه از كنفرانس آناپوليس آغاز مي‌شود، اما مقصد آن وابسته به چگونگي مذاكرات و چانه‌زني‌ها و برآيند نيروهاي حامي دو طرف اين مناقشه است.

هدف اسرائيل از پا گذاشتن به اين مذاكرات، به دست آوردن امنيت است؛ متاعي كه جز با موافقت و حمايت مربع كنوني مقاومت شامل حماس،‌ حزب‌الله، ايران و سوريه به دست نخواهد آورد و در مقابل رئيس حكومت خودگران براي آن كه با مواضعي انقلابي‌تر از گذشته، در صدد است به گونه‌اي رفتار كند كه حمايت غالب در فلسطين از وي فراهم آورد؛ بنابراين، به نوعي، موفقيت هر دو سوي اين مذاكرات، به تصميم مربع مقاومت وابسته است.
اين در حالي است كه با شكست تاريخي اسرائيل از جنبش حزب‌الله لبنان و نيز شكست نسبي تلاش يك ساله آمريكا و اسرائيل براي از صحنه به در كردن حزب‌الله و حماس از صحنه سياسي لبنان و فلسطين، مي‌توان گفت مربع مقاومت اكنون در نقطه اوج نسبی خود قرار دارد. در عين حال، آنها كه شتابزده به دنبال تشكيل كنفرانس آناپوليس هستند، بايد بدانند كه بدون جلب نظر اين مربع، توفيق چنداني نخواهند داشت.

اكنون دو راه در برابر مربع مقاومت قرار دارد؛ راه نخست، پافشاري بر موضع سنتي‌ محو اسرائيل يا صورت دمكراتيك آن و راه دوم ايجاد فضاي لازم براي عقب‌نشيني اسرائيل در مذاكرات صلح با دولت خودگردان و نزديك شدن به مطالبات فلسطين است.
بديهي است هر يك از اين دو راه و همچنين نوع پيگيري آنها، از مزايا و معايبي برخوردار است كه تحليل درست هزينه ـ منافع توسط مربع مقاومت، مي‌تواند زمينه گرفتن تصميم درست را فراهم كند.
برگرفته از سایت تابناک
+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:50  توسط حسين زارعي  | 

نخستين اقدام عملي؟ دولت در تعامل با رسانه‌هاي منتقد

اقدام تحسين‌برانگيز مشاور رئيس‌جمهور در امور اطلاع‌رساني و رسانه، در صورت دارا بودن ضمانت اجرايي و عملي، مي‌تواند به عنوان نخستين اقدام مؤثر دولت در تعامل با رسانه‌هاي منتقد تلقي شود.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در حالي كه بسياري از كارها و اظهارنظرهاي انجام‌شده از سوي برخي مسئولان دولتي در تعامل با منتقدان و از جمله آخرين آنها (معرفي «كيهان» و «رسالت» به عنوان برترين منتقدان دولت) از سوي بسياري تحليلگران، اقداماتي تبليغاتي و صوري تفسير شد، مهدي كلهر در نامه‌اي خطاب به برخي رسانه‌ها، از آنان خواسته در صورتي كه دستگاه‌هاي دولتي در سال جاري، بدون ارسال پاسخ براي درج در رسانه‌ها، اقدام به شكايت در محاكم قضائي كرده‌اند، مراتب را مستند به دفتر وي ارايه كنند.

به گفته كلهر، وي اين نامه را به دنبال استقبال دكتر احمدي نژاد رئيس‌جمهوري از نقد سياست‌ها، برنامه‌ها و عملكرد مديران دولت نهم در حوزه‌هاي مختلف و با عنايت به تعامل سازنده دولت با مطبوعات و رسانه‌ها و رعايت همه جانبه موازين قانوني و حفظ حدود و حريم و وظايف و مسئوليت‌ها نوشته است.

اين نامه مي‌افزايد: دولت نهم به تمامي وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و استانداري‌ها تأكيد كرده است تا با تكيه بر قانون مطبوعات و بر اساس وظايف تعريف شده در مقابل چاپ مطالبي خلاف واقع، غيرمتعارف و ناصحيح در رسانه‌ها، در بدو امر پاسخ مناسب و روشن در چارچوب سياست‌ها و اهداف و رويكرد دولت نهم جهت درج در رسانه مربوطه ارسال نمايند و مسئولان محترم رسانه‌ها باتوجه به قانون مطبوعات اقدام مؤثر در اين مورد به عمل آورده تا ضمن تنوير افكار عمومي و نشر مطالب صحيح، الزامي به مراجعه به مراجع ذي صلاح نباشد و رعايت همه جانبه قانون مانع از بروز مسائل تنش‌زا و غير‌ضرور شود و از همين رو خواسته تا در صورتي كه خلاف اين امر انجام شد و دستگاه‌هاي دولتي بدون ارسال جوابيه و توضيحيه به رسانه‌ها از آنها شكايت كردند، اين امر به اطلاع وي رسانده شود.

هنوز مشخص نيست كدام رسانه‌ها شامل اين نامه كلهر مي‌شوند، هرچند احتمالا همه مطبوعات، خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي اينترنتي، مخاطب مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور بوده‌اند.

همچنين مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور، ضمانت اجرايي ابتكار خود براي تعامل با رسانه‌ها را اعلام نكرده و اين در حالي است كه بنا بر بررسي‌‌هاي خبرنگار «تابناك»، اكنون در پرونده رسانه‌هاي كاغذي و مجازي مفتوح و توقيف‌شده، ده‌ها شكايت از دستگاه‌هاي دولتي و به ويژه نهاد رياست‌جمهوري ديده مي‌شود كه بيشتر آنها بدون ارسال پاسخ و توضيح آن دستگاه، به رسانه‌ها تسليم شده است.

بنابراين، در صورتي كه مشاور رئيس‌جمهور اين گام باقي‌مانده را نيز بردارد، قطعا فضاي جديدي در تعامل كارشناسانه دولت و رسانه‌هاي منتقد به وجود خواهد آمد كه نتيجه آن، به سود كشور و مردم و دولت خواهد بود.
+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:48  توسط حسين زارعي  | 

یک روز جنگ نرفتند، امروز مدعی‌اند!

«غلامرضا تاج گردون» معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گفت: بسیاری از کسانی که به عنوان دبیران و روسای کمیته‌های تدوین برنامه چهارم فعالیت می‌کردند افرادی متعهدتر نسبت به انقلاب، ارزش‌های انقلاب، امام و جنگ نسبت به بسیاری از دولتمردان فعلی هستند.

اظهارات معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی پس از آن مطرح می‌شود که جمعه شب گذشته «پرویز داوودی» معاون اول رییس جمهوری در همایش نکوداشت استادان نمونه بسیجی کشور گفت: «در تدوین برنامه‌های قبلی کشور نامحرمان حضور داشتند. آنها تلاش کردند براساس اومانیسم و سکولاریزم برگرفته شده از سیاست‌های آمریکا و غرب برنامه‌های خود را وارد برنامه‌های کشور کرده و قصد نفوذ داشتند که بوی تعفن آنها هر بسیجی را آزرده می‌کرد.»

معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در گفت‌وگو با خبرنگار آفتاب در واکنش به اظهارات معاون اول رییس جمهوری گفت: به دلیل اینکه آقای داوودی استاد بنده بوده و علم اقتصاد را به من آموخته، قصد ندارم به سخنان ایشان پاسخ دهم اما به عنوان کسی که در تدوین برنامه چهارم فعال بودم، تنها چیزی که می‌توانم بگویم این که بسیاری از کسانی که در تدوین برنامه چهارم فعال بودند افرادی متعهدتر نسبت به انقلاب، ارزش‌های انقلاب، امام و جنگ نسبت به بسیاری از دولتمردان فعلی هستند.

تاج‌گردون افزود: حاضرم ثابت کنم کسانی که حتی یک روز زحمت جنگ را نکشیدند امروز می‌خواهند به واسطه منافع سیاسی و یا گروهی خود سنگ بسیج را به سینه بزنند و سرمایه‌های انقلاب را که همان مدیریت 27 ساله کشور است پایمال کنند.

وی تصریح کرد: سکولاریزم واژه بی‌دینی است. افتخار برنامه چهارم ما حاکمیت سیاست‌های کلی اصل«44» است که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده و همچنین تایید شورای نگهبان که وظیفه صیانت از قوانین و تطبیق آن مطابق با شرع و قانون اساسی را دارند، دارد.

تاج گردون اضافه کرد: تمایل داریم هر آنچه که بوی سکولاریزم و بی‌دینی از این قانون استنباط می‌شود که موجب شده بوی تعفن و مشمعز کننده آن دل خیلی‌ها را به درد آورد، اعلام شود تا حداقل آنانی را که وظیفه صیانت از دین و شرع در قوانین جمهوری اسلامی را دارند، دچار اشتباه مجدد نشوند.

برگرفته از تابناک

+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:47  توسط حسين زارعي  | 

تعویق انتخاب رئيس‌جمهور لبنان، زیر سایه آناپولیس

امروز چهارمين جلسه پارلمان لبنان براي انتخاب رئيس جمهور جديد هم به حد نصاب نرسيد و برگزاري آن باز هم به روزهاي آتي و اين بار به جمعه هفته آينده برابر با «نهم آذرماه» موکول شد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، بر خلاف بسياري از تحليل‌هايي که پيرامون کشمکش‌هاي سياسي لبناني در ماه‌هاي اخير عنوان مي‌شد و تعويق سه جلسه پيشين پارلمان را به اين اختلافات نسبت مي‌دادند، اما تعويق جلسه امروز، بيش از هر موضوع ديگري به کنفرانس «صلح آناپوليس» که قرار است در تاريخ «ششم آذرماه» برگزار شود، ارتباط داده شده است.

علي منتظري، کارشناس مسائل لبنان در اين باره به خبرنگار ما گفت: قبلا نيز از سوي بسياري کارشناسان اعلام شده بود که آمريکا به منظور جلوگيري از ايجاد خلأ دولت مرکزي و بروز ناامني در لبنان و به خصوص در جنوب اين کشور، از حمايت جريان 14 مارس در زمينه انتخاب رئيس‌جمهور بر اساس راي «نصف به اضافه يک نمايندگان پارلمان لبنان» دست برداشته و اين امر را به متوليان اين جريان نيز اعلام کرده بود. به همين دليل شخصيت‌هاي بارز 14 مارس همچون سعد حريري، امين جميل و وليد جنبلاط از سه هفته پيش، از طرح نصف به اضافه يک، دست برداشتند و بر حد نصاب دو سوم آراي نمايندگان براي انتخاب رئيس‌جمهور در مقر پارلمان لبنان اصرار ورزيدند.

وي افزود: از سوي ديگر، در يک هفته اخير تلاش بسياري به عمل آمد که در صورت لغو جلسه امروز پارلمان، همه گروه‌ها از توافق و عدم گرايش به سوي تشنج و درگيري‌هاي خياباني سخن بگويند که از قضا در تمامي اظهارات رسمي پس از اعلام رسمي لغو جلسه امروز پارلمان، تمامي احزاب و گروه‌ها از آرامش سخن گفتند. بسياري از کارشناسان معتقدند تعويق جلسه پارلمان به بعد از زمان برگزاري کنفرانس صلح آناپوليس، يکي از درخواست‌هاي مهم و اساسي آمريکا و فرانسه از طرف‌هاي لبناني بوده است تا بر جو حاکم بر کنفرانس آناپوليس تاثير منفي نگذارد.

اين کارشناس ادامه داد: در همين حال گفته مي‌شود طي يک هفته اخير، فشار بسيار زياد و سنگيني بر «بعبدا» مقر رياست جمهوري لبنان و رئيس‌جمهور «اميل لحود» وارد شده است تا از هر گونه تلاش براي واگذاري امور لبنان به فرد ديگري به غير از دولت کنوني به رياست فواد سينيوره، خودداري کند تا اوضاع کشور به رغم عدم توافق بر رئيس جمهور جديد، با آرامش سپري شود. اين در حالي است که اکنون پس از اعلام رسمي لغو جلسه امروز پارلمان، همه نگاه‌ها متوجه «اميل لحود» است که آيا تا قبل از ساعت 12 شب امشب، اقدامي را که پيشتر وعده داده بود، عملي مي‌کند و امور کشور را آنچنان که خود گفته بود، به دولت غيرقانوني فواد سينيوره واگذار نمي‌کند؟

منتظري افزود: در همين حال گزارش‌هاي رسيده از مصر حاکي است، وزراي خارجه 16 کشور عربي که در قاهره گرد هم آمده‌اند، طي نامه‌اي رسمي از آمريکا در خواست نموده‌اند موضوع بلند‌ي‌هاي جولان نيز در دستور کار کنفرانس صلح آناپوليس قرار گيرد تا بدين ترتيب امکان حضور سوريه نيز در کنفرانس فراهم شود و اگر چنين اتفاقي بيفتد، بسياري از جمله پاريس و واشنگتن بر اين باور خواهند بود که امور لبنان به شکل سريع‌تري حل شده و بار ديگر ورود سوريه به عنوان يک واحد موثر و طبيعي به صحنه سياسي لبنان، مورد توجه و اعتراف رسمي آمريکا و فرانسه قرار خواهد گرفت. اگر اين روند تحقق يابد، سياست استقرار آرامش در لبنان از سوي آمريکا ولو آنکه رئيس جمهور جديد انتخاب نشود، معنايي دقيق‌تر خواهد يافت.حتي بعيد به نظر نمي‌رسد سرزمين‌هاي اشغالي لبنان نيز موضوعي از موضوعات کنفرانس آناپوليس قرار گيرد که آنگاه بحث مشارکت يا عدم مشارکت اين کشور در کنفرانس آناپوليس، به صحنه سياسي لبنان باز مي‌گردد و موضوع سياست خارجي اين کشور خواهد شد.

وي گفت: خلأ حضور رسمي عربستان سعودي در ده روز اخير در لبنان و توجه اين کشور به کنفرانس آناپوليس نيز بيش از پيش مويد اين موضوع است که عربستان نيز در راستاي سياست واشنگتن در لبنان، خواستار استقرار آرامش و عدم توجه به سوي هرگونه تشنجي در سايه عدم انتخاب رئيس جمهور در لبنان بوده است. تعويق اجلاس پارلمان لبنان به بعد از کنفرانس بين‌المللي صلح آناپوليس، بيش از گذشته نشان مي‌دهد که آينده سياسي رسمي لبنان بيش از آنکه مرهون تلاش نيروها و احزاب ملي اين کشور باشد، مرهون آمريکا و نيروهاي هم پيمان داخلي‌اش در لبنان است و شايد از همين زاويه است که «سليم الحص» نخست وزير پيشين لبنان گفته است: دمکراسي در لبنان قبل از آنکه يک موضوع حقيقي باشد، يک امر شکلي در اين کشور است.

منتظري در پايان گفت: تحولات لبنان نيز طي ماه‌هاي اخير ثابت کرده است که لبنان فاقد جوهره حقيقي يک نظام دمکراتيک است و عقل و سرنوشت طايفي، همچنان بر دست و پاهاي اين کشور قفل‌هايي سنگين زده است. آنچه که از دمکراسي در لبنان در شرايط حال حاضر وجود دارد، دمکراسي بين طوايف و دمکراسي داخلي بين الطوايف است، امري که مي‌تواند همچون سال 1975 (سال آغاز جنگ داخلي لبنان) بار ديگر مصالح و منافع ملي اين کشور را زير پاي قدرتهاي بين‌المللي در خاورميانه و به خصوص آمريکا، قرباني کند. بر اساس همين نگاه طايفي است که از چند ماه پيش، طرح مراجعه به راي مستقيم مردم و انتخاب رئيس‌جمهور با آراي مستقيم مردم، در ساعات اوليه پيشنهاد، در نگاه نظام سياسي طايفي لبنان به سرعت مدفون شد و از آن به اخلال در قرارداد طايف تعبير و تفسير کردند.

 

+ نوشته شده در  2007/11/29