تبليغاتX
روزنه
 
روزنه
 
 
مطالب این وبلاگ فقط برای کسانی است که میدانند نمیدانند
 
سلام

یه سری دوستان نظراتی دادند که دلم نیومد جوابشون رو ندم.

هر چند اونا ارزش جواب دادن هم ندارند چون اینقدر فرهنگ ندارند برای اینکه پاسخشون رو بگیرند یه ردی از خودشون بزارند.

جالب اینجاست که حتی بهترین روان شناسهای دنیای هم ادعا نمیکنند که شخصیت انسانها رو از روی لحن ادبیاتشون میفهمند ولی مثل اینکه بعضی از بازدیدکننده نماها این چیزها رو میدونند.

من کی خودم رو روشن فکر معرفی کردم. اصلا من کی گفتم که کتاب یا مطلب مینویسم. خوبه لااقل عکس سارتر میتونه چهار تا از شما ها رو به حرف دربیاره.

بعضی ها جواب تلفنشون نمیدی بعد این جوری میان عقدشون رو خالی میکنند. اصلا مهم نیست

باور کنید الان پشیمون شدم که وقتمو رو در مورد نوشتن شخصیت چنین آدمهایی تلف کردم.

با تشکر از ع.و

 

 |+| نوشته شده در  2009/1/19ساعت 20:39  توسط K-Pax  | 
تاکی می خواهند با هلفایرها و هویتزرهایشان زنان و کودکان را قتل عام کنند؟

هدف قرار دادن خبرنگاران با XM8 !: چگونه نیتی است که حقایق را می کشند؟

آری آن روز که دیگر

 MIG-1.44
Mig-31 FoxHound
MIG-29 FULCRUM
Mig-25 FaxBat
Mig-21 Fishbed
MIG-23 Flogger,MIG-27 Flogger
MIG-15,MIG-17,MIG-19
B-58
B-52
B-2 Spirit
B-1b Lancer
SR-71
Shafagh iranian fighter
F-117a Night Hawk
F-111 Aardvark
F-104 star fighter
F-100 , F-101, F-102
F-89 , F-94
F-80,F-84,F-86
F-35
F-26
F-23 Black Widow
F-22 Raptor
F-20 Tiger Shark
F-18 hornet
F-16 Falkon
F-15 Eagle

قدرتی نداشته باشند دور نیست.

 |+| نوشته شده در  2009/1/14ساعت 3:8  توسط امید جعفرزاده  | 
صدای خُرخُر حقیقت را می شنوید؟ازکی به گوش شما رسید من که خیلی وقته صداشو می شنوم پس کی می خواد بیدار بشه؟شاید هیچوقت وشاید همین العان!حقیقت بیدار بشه چی میشه؟

خب ولش کن تو چند وقته خوابی خجالت نکش بگو همیشه فکر می کنی خودت حقیقتی و چون خاموش شدی دنیا هم خیلی وقته خاموش شده حالا صدای ......... داره ندای بیدار شدنش رو خبر میده.

این کودکان تنها فدای قدرطلبان دیکتاتوری هستند که غرور قربانی کردن خودشان را برای این مردم ندارند وپشت این کودکان پنهان گشته اند.

مشق عاشورای امام حسین این بود که خود را قربانی حقیقت نمود زیرا وجود داشت و از قربانی شدن کودکان و طفلان بیزار بود. وحتی یارانش را وعده بهشت داد حتی اگر رهایش می کردند.

 نمی دانم سیاست به ظاهر دینی امروز چه چیز رادنبال می کند؟ 

 |+| نوشته شده در  2009/1/14ساعت 2:43  توسط امید جعفرزاده  | 
   آدمهایی که هر صبح از خانه خارج می شوند عده ای از آنان را سرویس می کنند و عده ای دیگر ما را سرویس می کنند و اندکی دورتر فراسوی زندگی در جایی که بالاتر از صوت مرگ نیست جمیعا سرویس می شویم. حال شاید در طول این فرآیند سرویس دهی مدرن و فلات غاره ای عده ای سرویس نشوند تکلیف آنان چیست؟آنان را با منجی یان سرویس می کنند می گویند زمانی که دیگر سرویس وجود ندشته باشد این اتفاق می افتد همه کهنه و بی مصرف و خراب اند که باید حتما از کارخانه بهترین های سرویس دهی فرستاده شوند تا آن زمان که دهان همه دروغگویان تهمت زنان غیبت پروران و........... را سرویس کنند جمیعا فرار را بر قرار کنید که معلوم نیست شاید دهان ما و شما را هم سرویس کنند.

 

 |+| نوشته شده در  2009/1/12ساعت 1:44  توسط امید جعفرزاده  | 

صبح که می دیدم مرد به جنگل می رود خیالات عجیب و غریبی را از ذهن می گذراندم که این مرد با این همه توانایی و دانش تنها و بی آب و غذا روزها و ساعتها به جنگل می رود و بعد از بازگشت تنها این را می گوید پس کی مرا از این حال خارج می کنی رحمی کن مگر تو هر آنچه بود را از من ندیدی؟ پس باز هم سرگردانم چرا؟چرا؟چرا؟............... می دانی چرا دور زمانی است که نامت را بر لب نیاوردم بدان که تنها مانده ام مقیاس حیات مرا آنقدر سخت کردی که همان خرده ایمان را از دست دادم در روزی می گویند همه را یک جا جمع می کنی می خواهی به من چه بگویی......؟ها؟ وای بس است دیگر می خواهی از این که هستم دیوانه ترم کنی آخر کاری کردی که به آدم بودنم هم شک کردم و نمیدانم فرشته ای در کالبد آدمم و یا شیطانی در کالبد فرشته ای آدم نما و یا بدتر از ان خود شیطانم و یا عجیب تر از عجیب مقیاسی پیچیده تر که سالهاست از مدار خویش جدا شده مداری که به دور آن بچرخیم کعبه توست پس چرا هرچه بیشتر می چرخند از تو دور تر می شویم و به میدانی پرتاب می کنی ما را که رسوایی و ندامت حاصل آن است و آخر هیچ.تنها فریاد درختان را در سوسوی برگهای باد خورده جنگل باور دارم که ذکر گویان تویی چون مرا و منی چون تو را فریاد می زنند.باز هم ترسیدم

 |+| نوشته شده در  2009/1/12ساعت 0:50  توسط امید جعفرزاده  | 

در نیمه راهی مردی جامانده از حقیقت خیال خویش را از یاد برده بود نمی دانست دروغ را باور کند یا کینه کودکی اش را همین طور درخود می پیچید و زیبایی را لگدمال می کرد در لحظه ای که از فراسوی زمان می گذشت لالایی اش را شنید و گفت سلام بر تو ای نام برده من به نام تو و به نام حقیقتهای زمانه تو این فاصله را گذراندی تا به ارمغان من رسیدی استقامت پیشه کن می دانم خسته ای اما تو را نمی توانم .......... و مرد از این منطق سخت برآشفت و با یک شلیک لا به لای صفحات تاریخ خویش را گم کرد.

 |+| نوشته شده در  2009/1/12ساعت 0:46  توسط امید جعفرزاده  | 

خدایا عشق یا مرگ یا زندگی کدام یک را به من بخشیدی به هر راهی می نگرم هر کدام را تنها می یابم مگر نگفته بودی که این سه را با هم به شما بخشیدم پس کجاست آیا این سخن از تو نیست که من تا انسان بودنم را با تو به عشق معنا بخشیدم زندگی ندای مرا می شنود و مرگ بعد از گذشتهای بسیار آدمی لطافت بهشت را به او می بخشد. پس چرا بعد از این همه من به جای لطافت و زیباییها شقاوت ونادانی های بسیار را می بینم که جهنم بزرگ زندگی من گشته اند دنیا که برایم جهنم شد آخرت را هم که آنقدر سخت می توانم به بهشت تو برسانم که به گمانم اگر سالها خداپرست مطلق هم باشم باز هم به تلنگری جاهلانه از دست می دهمش.

خدایا پس من سختی دقت در لگد نکردن گیاهان و نکشتن مگسهای مزاحم با نخاراندنم را به همان غسل تعمید ساده کودکانه ام می سپارم تا شاید دو روز دنیای نیمه روزه ام را ساده تر به اتمام برسانم.

 |+| نوشته شده در  2009/1/12ساعت 0:40  توسط امید جعفرزاده  | 
باز محرم شد

باز صدای سنچ و دمام می آید

باز خون قمه زنان همه جا را گرفته است

باز تیپ های جدید برای جلب توجه موئنثان پر شده است

باز مداحان (دروغگو) از کربلا حادثه ای جدید ساخته اند

باز گوشت گوسفندان بیچاره به سطل آشغال ثروت مندان میرود.

کجاست شهید مطهری که گفت:

امام حسین (ع) برای احیای امر به معروف و نهی از منکر شهید شد.

 |+| نوشته شده در  2008/12/29ساعت 10:49  توسط K-Pax  | 
 
  بالا