تبليغاتX
روزنه
 
روزنه
 
 
مطالب این وبلاگ فقط برای کسانی است که میدانند نمیدانند
 
چند سالی است با مفاهیمی از قبیل تجارت الکترونیک و دولت الکترونیک آشنا هستید ولی آیا واقعا میدانید که منظور از مفاهیم آنان چیست؟ احتمالا از اینکه قبض تلفنتان را با اینترنت پرداخت میکنید احساس رضایت میکنید و یا بلیط قطار و هواپیما را از اینترنت رزرو میکنید. شاید هم دانشجو هستید و کتاب از اینترنت سفارش میدهید و انتخاب واحد اینترنتی انجام میدهید. اگر هم هیچکدام از این کارها را نکرده باشید. برای ثبت نام کارت سوخت و یا دانشگاه مجبور به استفاده از اینترنت هستید. فکر میکنم مثالهای خیلی زیادی وجود داره که شما از من هم بهتر میدونید. ولی آیا واقعا منظور از دولت الکترونیک همین چیزهاست؟ بزارید پا را فراتر از این حرفها برداریم. فرض میکنیم که شما یک برگ از دسته چکتون رو ساعت 12 شب گم میکنید و همون لحظه با تلفن همراهتون به سایت بانک مراجعه میکنید و شماره چک رو مسدود میکنید. میدونم احساس رضایت میکنید. این خیلی خوبه که کاری رو که تا 3 سال پیش رویا تلقی میشد انجام دادید. اما مطمئن هستید که تمام کسانی که این اتفاق برایشان می افتد تصمیم شما را میگیرند. اصلا از همچین امکانی با خبرند و آیا اگر با خبر هستند توانایی استفاده از آن را دارند؟ اینجاست که نگاهمان معطوف به رشد فراگیری رایانه در کشور میشود. شاید تا 10 سال پیش از هر 2000 نفر ساکن در شهرها فقط یک نفر توانایی اتصال به اینترنت را داشت. ولی امروزه این آمار شاید به 5 به 1 رسیده باشد. این نوع رشد شما را به چه فکری فرو میبرد. مسلما به این فکر که همه مردم تسلط کامل در استفاده از اینترنت دارد نمیبرد.
 |+| نوشته شده در  2008/2/19ساعت 7:58  توسط K-Pax  | 
 یک وبلاگ به زبان انگلیسی روی وردپرس ساختم.

http://3dcosmic.wordpress.com

 |+| نوشته شده در  2008/2/17ساعت 14:43  توسط K-Pax  | 
اشغال ایران

هشت روز از تاجگذاری احمد شاه ، آخرین پادشاه خاندان قاجار ، گذشته بود که ناقوس جنگ جهانی اول به صدا درآمد .

دولت ایران ،پس از آغاز جنگ بی درنگ بیطرفی کامل خود را اعلام داشت . اما دولتهای درگیر در جنگ این بیطرفی را به هیچ گرفتند و سپاهیان بیگانه از هر سو به خاک ایران حمله ور شدند .

روس های تزاری به سر کردگی ژنرال باراتف تا اصفهان تاختند ، عثمانیها از مغرب تا همدان پیش تاختند و انگلیسیها از جنوب ومشرق تا قاینات شتافتند .

ایران هم میدان نبرد شده بود .در این نبردروس وانگلیس دریک طرف و دولت عثمانی ، به یاری آلمان واتریش ،در طرف دیگر بود .

ایران با انقلاب مشروطیت وارد مرحله تازه ای از تاریخ خود شده بود .

انقلابیان صدر مشروطه هدفی جز این نداشتند کهدولت قانونی در ایران برقرار شود ، آزادی و برابری و برادری همه جا بگسترد و دست بیگانه از ایران کوتاه شود و فساد دستگاه حاکمه از میان برخیزد و یک دولت مرکزی نیرومند و ملی روی کار آید .

جانبازی ها و فداکاری های آنان همه در راه تحقق این آرزو بود و البته این آرزوئی نبود که دولتهای استعمارگر روس و انگلیس خواهان آن باشند .

در همان گیر ودار انقلاب ، میان دولت انگلیس و روسیه تزاری قرارداد 1907 امضا شد و ایران عملا به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بیطرف تقسیم گردید .

منطقه شمال زیر نفوذ روسیه و منطقه جنوب زیر نفوذ انگلیس قرار گرفت . دولت مرکزی حتی در خود تهران قدرتی نداشت .

خطوط ارتباطی ،جاده ها ، گمرک و بازرگانی در دست بیگانه گان بود .حتی روسها می گفتند که آیا ایران کنونی ،دستکم در شهرستان های شمالی  ، برای دولت روسیه حکم یک کشور خارجی را دارد ؟

آنان در واقع ایران را یک کشور مستقل نمی دیدند . استقلال ایران چنان محو شده و زوال قدرت دولت ایران چنان آشکار شده بود و کارهای کنسول های روس وانگلیس چنان بیشرمانه بود که بسیاری از ایرانیان دست از هر امیدی شسته بودند .

با این همه ، جنگ جهانی اول دنیای جدیدی در برابر مردم کشور ما گشود و پیروزی های آلمان در آغاز جنگ امید تازه ای را در دل آنها بیدار کرد .

پیروزی آلمان یک آرزو

آلمان از نظر ایرانیان دولتی استعمارگر نبود ، دستکم در رابطه اش با ایران ، به روش استعمارگرانه نپرداخته بود .

ایران از 1885 میلادی با آلمان رابطه سیاسی بر قرار کرده بود و با آغاز جنگ ، این رابطه نزدیکتر شد . ایرانیان از این که میدیدند که آلمان با روس و انگلیس _ یعنی دو دشمن واقعی آنها _ وارد جنگ شده بود ، شادمان بودند و پیروزی آلمان را به یک معنی پیروزی خود میدانستند .

زیرا که با شکست روسیه و انگلیس ایران نیز از قید نفوذ سیاسی آنها آزاد میشد . سیاستمداران آلمان نیز از این مسئله استفاده کردند و فعالیتهای خود را در ایران گسترش دادند . به آزادیخواهان ایران نزدیک شدند و ایلات و عشایر را بر ضد انگلیس شوراندند .

در این زمان،دربرلین،پایتخت آلمان گروهی از مهاجرین ایرانی جلسه هائی تشکیل می دادند که سید حسن تقی زاده ، اسماعیل آقا امیرخیزی ،کاظم زاده ایرانشهر ، حسینقلی خان نواب ، محمد قزوینی و محمد علی جمالزاده در شمار آنها بودند. این گروه با کمیته دفاع ملی که در ایران تشکیل شده بود و با روس و انگلیس می جنگید ، روابط نزدیک داشت .

پیروزی های آلمان و فتوحات دولت عثمانی که متحد آلمان و به هر صورتی دولتی مسلمان بود ، روحیه مجاهدین را تقویت میکرد و امید آنها را به شکست انگلیس و روسیه فزونی می بخشید .

دلیران تنگستان

حفظ خلیج فارس و جنوب ایران برای استفاده از ذخیره های سرشار نفت کشور ما برای انگلیس امری حیاتی بود . نیروی دریائی انگلیس به نفت ایران ، که بر طبق قرارداد دارسی یکسره به دست انگلیسی ها افتاده بود

نیاز مبرم داشت و بدون این نفت عملا فلج می شد . این مسئله انگلیس را بر آن داشت تا در بوشهر نیرو پیاده کند و جنوب ایران را یکسره زیر اشغال نظامی در آورد ودر همین جا بود که با مقاومت تنگستانيها مواجه شد .

تنگستان در شمال بندر بوشهر واقع است .

مردان و زنان تنگستانی به شجاعت و دلیری شهره اند و همگی رنجبر و زحمتکشند . کمتر شوخی و مزاح می شناسند وبسیار زودرنجند . شجاعت این مردمان در جنگ جهانی اول به اثبات رسید .

یک سال پس ازآغاز جنگ جهانی اول کشتیهای جنگی انگلیس بوشهر را تصرف کردند و نیروی انگلیس وارد بوشهر شد . انگلیسی ها بیدرنگ دارالحکومه ، گمرک خانه ، و سایر ادارات دولتی را تصرف کردند و موقر الدوله حاکم بوشهر را تحت نظر گرفتند و پرچم انگلیس را بر فراز دارالحکومه بر افراشتند .

یک روز پس از تصرف بوشهر ، چهارده تن از آزادیخواهان را دستگیر و به هند تبعید کردند .

زائر خضر خان اهرمی ، رئیسعلی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی ، سه تن از سران دلیر تنگستان ، از این وقایع آگاه شدند و تصمیم گرفتند که بر ضد دشمن قیام کنند و در برابر نیروی بیگانه بایستند .

آلمانی دلیر

در این میان یک آلمانی به نام واسموس نیز به آنها پیوست . واسموس ماجرا جوئی شجاع و دلیر بود . فارسی را شمرده صحبت میکرد و عشایر ایران را به خوبی می شناخت . در اوایل جنگ از تهران به شیراز آمد و چون خبر قیام دلیران تنگستانی را شنید ، به سوی بوشهر حرکت کرد . میگویند انگلیسی ها برای سر او 50000 لیره جایزه تعئین کرده بودند .واسموس یک برگ از این اعلان را به دست آورد و به نزد زائرخضرخان برد . زائر خضرخان خشمناک شد ، اعلان را پاره کرد و به دور انداخت و گفت « ما بیشرف نیستیم که مهمان خود مان را به دست دشمن بدهیم . شما دشمن دشمن ما هستید ، بنابر این دوست شمرده میشوید .»

نبرد تنگستانیها با سربازان انگلیس

زائر خضر خان با دو هزار تنگستانی مسلح روانه کارزار بوشهر شد . مه غلیظی پیرامون شهر را فرا گرفته بود و تنگستانیها از این مه استفاده کردند و ناگهان به سواره نظام انگلیس حمله بردند و شکست بزرگی بر آنها وارد کردند .

بیش از 150 انگلیسی در این نبرد کشته شدند . البته نیروهای انگلیسی هم از نظر شماره و هم از نظر تجهیزات بر دلیران تنگستانی برتری داشتند . انگلیس چهارده هزار سرباز و صد ها توپ و حتی  هواپیما در اختیار داشتند حال اینکه نیروهای تنگستانی از چند هزار نفر تجاوز نمیکرد .

عشایر قشقائی و کازرونی نیز به مقابله با انگلیسی ها پرداختند .هشت هزار تفنگچی قشقائی و کازرونی به نیروهای انگلیسی حمله ور شدند و عرصه را بر آنها تنگ کردند . در این زمان سرپرسی سایکس ، افسر کهنه کار انگلیسی ، به فرماندهی نیروهای جنوب منصوب شده بود . او نخست با فرمانفرما و قوا م الملک و دریابیگی بر ضد نیروهای آزادیخواه ایرانی پیمان اتحاد بست و آنگاه با رشوه ونیرنگ و سرانجام زور سر نیزه ی 20000 سرباز انگلیسی کمکم بر  تنگستانیها چیره شد . ولی تا پایان جنگ و آتش بس ،انگلیس هرگز نتوانست  تنگستانيها را یکسره از میدان دور کند و بر جنوب ایران تسلط پیدا کند .

منابع

کتاب جنگ های جهانی اول و دوم / نوشته کامران فانی / تهران 1377

سایت مرکز اسناد تاریخی ایران  iich.net 

 

واسموس كه بود ؟
واسموس را آنهايي كه سريال دليران تنگستان را ديده اند حتما بياد دارند. مرد آلماني موبور و چشم آبي كه به همراه رييس علي دلواري وساير دليران تنگستان بر عليه حضور نيروهاي انگليسي در جنوب كشور – در گرماگرم نخستين جنگ جهاني- جنگيد. كشور ما در آن روزگار صحنه مبارزه رقباي اصلي جنگ بود. قرار گيري ايران در منطقه استراتژيك خاور ميانه و همسايگي با يكي از قدرت هاي اصلي درگير يعني عثماني باعث شد كه علي رغم اعلام بي طرفي، كشور ما از آتش جنگ مصون نماند. يادداشت زير در روزنامه شرق باعنوان لارنس آلماني در جنوب ايران، حاوي نكات جالبي در اين باب است.

ترجمه سهراب برازش:او بين قبايل ايرانى منطقه شيراز _ بوشهر تبديل به شخصيتى افسانه اى شد. حتى انگليسى ها نيز كه سرسختانه با آنها جنگيده بود، با احترام از او ياد مى كردند. نخست وزير انگليس در دستگيرى او را بدين شكل اعلام مى كند: «ارتش آلمان كه تاكنون در جنوب ايران دست به عملياتى زده از ديروز در بازداشت نيروهاى انگليسى قرار دارد! اين ارتش از يك نفر تشكيل شده كه ويلهلم واسموس نام دارد.»• ويلهلم واسموس كه بود او به جاى اينكه مزرعه پدرى اش را در نزديكى گسلار (Goslar) آلمان بر عهده بگيرد، در رشته زبان و فرهنگ فارسى تحصيل كرد و تصميم گرفت در مشاغل ديپلماتيك مشغول به كار شود. در سن 32 سالگى بود كه به سمت رئيس كنسولگرى تازه تاسيس بوشهر نايل شد. از همين جا بود كه مرد اهل نيدرزاكسن آلمان با قد بلند، موهاى بور و چشم هاى آبى زبانزد شد: او از سبك زندگى خارجى هاى ديگر كناره گرفت و به جاى آن به حشر و نشر با روساى قبايل، معدنچيان و ماهيگيران منطقه پرداخت. به واسطه علاقه مندى و تسلط اش به زبان فارسى به زودى دوستان زيادى در كل منطقه پيدا كرد. مبارزه واسموس در جنوب ايران با شروع جنگ جهانى اول آغاز شد. اگر چه ايران در جنگ اعلام بى طرفى كرده بود اما آن ناحيه از ايران به طور فرعى تبديل به محل وقوع جنگ ميان بريتانياى كبير و آلمان (و نيز متحد آلمان يعنى امپراتورى عثمانى) شد. پيش از آن  انگليسى ها جنوب ايران را به چشم ناحيه نفوذى خودشان مى نگريستند. در جنگ جهانى اول آلمان سعى داشت از نارضايتى ايران و افغانستان از سلطه انگليس استفاده كرده، فصل سياسى تازه اى را بگشايد و اين كشورها را به «جهاد» عليه بريتانيا تحريك كند. به اين دليل انگليسى ها در خليج فارس به مقابله با آلمانى ها پرداختند. كشتى هاى آنها را ضبط و مصادره كرده، تجار آلمانى و اعضاى كنسولگرى را دستگير كردند. اما كنسول واسموس موفق شد با پول و تعدادى اسلحه به روساى قبايل پناه ببرد و قبايل و طايفه هايى كه بين خودشان اختلاف و منازعه داشتند را در جنگ عليه انگليس متحد كند. براى جنگ از اسلحه مازر (Mauser) آلمانى استفاده مى كردند كه از آلمان براى واسموس فرستاده مى شد.اين اسلحه ها به زودى در منطقه به نام واسموسى شهرت يافت. كريستوفر سيكس (Christopher Sykes) ايران شناس و زندگينامه نويس واسموس از «عشق به ايران» به عنوان «منبع قدرت» واسموس نام برده است. همين عشق بود كه سبب شد در ميان مردم منطقه اهميتى اسرارآميز پيدا كند.واسموس بيش از ? سال تقريباً سه هزار مبارز از قبايل بومى را عليه مواضع انگليسى ها رهبرى مى كرد. آنها به محموله هاى انگليسى ها شبيخون مى زدند و با گزارش هاى غلطى كه پخش مى كردند ارتش انگليسى ها را دچار اختلال مى كردند. بدين طريق واسموس و جنگجويان ايرانى اش موفق شدند راه هاى مهم استراتژيك را براى انگليسى ها از بوشهر به شيراز و تهران مرتباً مسدود كرده و در كار آنها اختلال به وجود بياورند. براى مقابله با به اصطلاح «ارتش آلمان در جنوب ايران» انگليسى ها مجبور شدند كشتى هاى جنگى و يگان هاى سربازان انگليسى و هندى را كه در قسمت هاى ديگر فوق العاده وجودشان لازم بود، به خليج فارس گسيل دارند.اگرچه انگليسى ها در نهايت براى سر واسموس سه هزار سكه طلا جايزه گذاشتند اما تا مدتى نتوانستند او را دستگير كنند. تازه هنگامى كه واسموس  خودش را به تهران رساند انگليسى ها توانستند به كمك خيانت يك افسر ژاندارمرى او را دستگير كنند.با وجود ضربه هايى كه واسموس به كمك ايرانى ها به انگليسى ها زد، در مجموع تلاش آلمان براى كشاندن ايران و افغانستان بى طرف به جنگ و تقويت نيروهاى عثمانى با شكست مواجه شد. موفقيت انگليسى ها در اين زمينه بيشتر بود:  انگليسى ها موفق شدند امير مكه و سربازانش را به «جهاد» با حكومت عثمانى متقاعد كنند. به كمك انگليسى ها ارتش اعراب به حكومت عثمانى ضربه مهلكى وارد كرد. اين جريان تحت رهبرى مامور انگليسى توماس ادوارد لارنس معروف به «لارنس عربستان» صورت گرفت.ويلهلم واسموس موفق شد چند هفته بعد از دستگيرى اش از چنگ انگليسى ها فرار كند و به آلمان بازگردد. اما دوباره عزم سفر به ايران كرد، كشورى كه به گفته خودش «با جان و دل شيفته اش بود.»

نقل از كتاب «ايران» نوشته كلوديا اشتوته

 

 |+| نوشته شده در  2008/2/13ساعت 10:30  توسط K-Pax  | 
یکی از خریدهای  مهم دنیای نرم افزار و البته مرتبط با اینترنت که با وجود اهمیت زیاد چندان در رسانه های فارسی به آن پرداخته نشد خرید یک میلیارد دلاری MySql توسط شرکت Sun است.
نرم افزار Mysql یک نرم افزار مدیریت بانک اطلاعاتی شبیه MsSql یا اوراکل است.ویژگی مهم MySql کدباز (Open Source) بودن آن است. Mysql در ابتدا و  برای سالهای متمادی یک نرم افزار حرفه ای مدیریت بانک اطلاعاتی نبود و ویژگیهای یک RDBMS حرفه ای را دارا نبود اما نرم افزار خوبی برای نگهداری اطلاعات و پردازشهای نه چندان پیچیده بر روی اطلاعات بود و این ویژگی به همران قیمت پایین و یا رایگان بودن آن باعث شد که مورد استقبال توسعه دهندگان وب سایتها قرار گیرد. اکثر وب سایتها نیازی به پردازشها و عملکردهای پیچیده بر روی اطلاعات مانند آنچه در اوراکل است ندارند  و نرم افزار Mysql جوابگوی بسیاری از نیازها انهاست و از طرفی هم  لایسنس نرم افزارهای حرفه ای مانند MsSql و Oracle  گران است. استقبال از این نرم افزار آنقدر بالا بود که جزو یکی از مهمترین پروژه های اوپن سورس جهان شد و در کنار زبان PHP یکی از ابزارهای رایج برای پیاده سازی سایتها شد. این نرم افزار با کاهش قابل توجه هزینه خرید نرم افزارهای مدیریت بانک اطلاعاتی برای سایتها و ایجاد فرصتی برای توسعه و افزایش تعداد سرورهای بانک اطلاعاتی بدون نیاز به نگرانی از قیمت نرم افزار  کمک بزرگی برای توسعه سایتهای اینترنتی بوده است. این روزها  بسیاری از سایتهای بزرگ جهان (مانند فلیکر،فیس بوک) و بسیاری از سایتهای Web 2 از MySql برای نگهداری و مدیریت اطلاعات کاربران  خود استفاده میکنند.
یکی از امتیازهای Mysql مشارکت صدها برنامه نویس علاقمند به توسعه و افزایش امکانات این نرم افزار در کنار تیم و هسته اصلی این نرم افزار بود. در ایران نیز تلاشهایی برای پشتیبانی بهتر این نرم افزار از زبان فارسی صورت گرفت.
با وجودی که یکی از دلایل مهم استقبال از Mysql رایگان بودن آن بود اما مدیران و هسته اصلی توسعه این نرم افزار کم کم به این نتیجه رسیدند که لازم است از قواعد تجاری پیروی کرده و به نوعی به فکر سود هم باشند. اینکار با ارائه نسخه های حرفه ای و با امکانات بیشتر این نرم افزار شروع شد و گامهایی برای حضور در دنیای نرم افزارهای حرفه ای بانک اطلاعات برداشته شد و به نظر می رسد که این روند برای شرکتی مانند Sun خوشایند بوده و بالاخره با پیشنهاد یک میلیارد دلاری Mysql را خریده است. آنچه که در وبلاگ مدیران و سایت شرکت Sun (که همکاری نزدیکی نیز با اوراکل دارد) اشاره شده است هدف از خرید Mysql تلفیق یا قرار دادن آن در کنار راه حلهای حرفه ای ( enterprise solutions ) این شرکت است.خرید Mysql توسط شرکت Sun اگرچه به نوعی باعث حمایت بیشتر از توسعه و حضور قدرتمند تر این نرم افزار در بازار می شود اما بسیاری از علاقمندان اوپن سورس را نیز نگران کرده است یکی از دلایل استفاده و همچنین کمک به  توسعه این نرم افزار توسط صدها برنامه نویس علاقمند  مستقل بودن و  عدم تعلق آن به شرکتهای تجاری بزرگ بوده است که با این خرید ممکن است به این روند ضربه وارد شود.

بعد از تحریر: یکی از خوانندگان به مطلب جالبی اشاره کرده است. میدانیم که شرکت سان در مورد ایران محدودیتهایی را اعمال کرده و مثلا امکان دنلود نرم افزار (مانند همین اجرا کننده جاوا و..) از سایت این شرکت وجود ندارد. حال اگر این محدودیتهای به MySql هم سرایت کند این خرید اتفاق خوشایندی برای ایرانیها نیست.

به نقل از وبلاگ آقای شیرازی

 |+| نوشته شده در  2008/2/7ساعت 9:27  توسط K-Pax  | 

Lie beside me; tell me what they've done
Speak the words I wanna hear
To my demons run
The door is locked now, but it s open if you are true
If you can understand the me, then I can understand the you
Lay beside me, under wicked sky
The black of day, dark of night, we share this paralyze
The door cracks open,
But there is no sun shining through
Black heart scarring darker still,
No, there is no sun shining through
No, there is no sun shining through
No, there is no sun shining...
What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you...?
What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there?
Cause I'm the one who waits for you
Or are you unforgiven too?
Come lay beside me,
This won't hurt I swear
She loves me not, she loves me still,
But she'll never love again
She lay beside me, but she'll be there when I m gone
Black heart scarring darker still,
Yes, she'll be there when I m gone
Dead sure she'll be there
What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you...?
What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there?
Cause I'm the one who waits for you
Or are you unforgiven too?
Lie beside me; tell me what they've done
The door is closed so are you're eyes
But now I see the sun
Yes now I see it...
What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you...?
What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there?
Cause I'm the one who waits for you
What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you...?
What I've felt, what I've known
I take this key (never free...)
And I bury it (never me...)
Because you're Unforgiven too...
Because you're Unforgiven too...

 |+| نوشته شده در  2008/2/6ساعت 15:5  توسط K-Pax  | 

۱. جويدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.  
۲. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غير قانوني است و افراد بالاي 15 براي تقلب به زندان فرستاده مي شوند.
۳. در ايالت ميسوري بخش سنت لوئيس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، براي ماموران آتش نشاني ممنوع است.
 ۴. مشاهده فيلم هاي کاراته  اي تا سال 79 در عراق ممنوع بود. 
۵. در ايسلند زماني داشتن سگ خانگي ممنوع بود.  
۶. در آريزوناي آمريکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
۷. در تايلند همه سينما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملي قبل از شروع  فيلم قيام کنند.
۸. در دانمارک روشن کردن ماشين قبل از چک نمردن اينکه بچه اي زير آن خوابيده است يا نه، ممنوع است.  
۹. در تايلند انداختن آدامس جويده شده تان 500 دلار جريمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما  بايد لباس زير پوشيده باشيد.
۱۰. در سال 1888 در بريتانيا قانوني تصويب شده که دوچرخه سواران را موظف مي کرد تا زمان رد  شدن ماشين از کنارشان، زنگ دوچرخه هايشان را بطور پيوسته به صدا درآورند.
۱۱. در قرن 16 و 17 ميلادي نوشيدن قهوه در ترکيه ممنوع بود و اگر کسي در حين خوردن قهوه
دستگير مي شدن، به اعدام محکوم مي شد. 
۱۲. در فنلاند زماني پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشيدن شخصيت اصلي سريال ممنوع بود.
۱۳. تا سال 1984، بلژيکي ها مجبور بودند نام فرزندشان را از يک ليست 1500 نفري در روزهاي ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
۱۴. در برمه دسترسي به اينترنت غير قانوني است. اگر فردي با اتهام داشتن مودم دستگير شود، به زندان محکوم مي شود. 
۱۵. اتريش اولين کشوري بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد. 
۱۶. صد ها سال پيش هر فردي که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام مي شد. 
۱۷. در طول جنگ جهاني اول هر سربازي که به همجنس بازي متهم مي شد، اعدام مي شد. 
۱۸. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشيدن جوراب سفيد براي زنان به علت تحريک آميزبودن آن براي مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پليس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سياه  بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها ديده نشوند.
۱۹. در 24 ايالت آمريکا صغف حنسي عامل اصلي طلاق است
 |+| نوشته شده در  2008/2/6ساعت 13:58  توسط K-Pax  | 
سایت کلوب ۲ سالی هست راه اندازی شده.

کلوب

طی این مدت کاربران زیادی رو جذب کرده. و هر روز سرویس های متفاوتی رو ارائه میده. این سایتها فقط یک مشکل دارن و اون هم اینه که به زبان فارسی هستند. منظورم اینه که اگر ساپورت اولیه شون روی انگلیسی بود واقعا برای خودشون محشر بود. البته اینجا جا داره از مسئولین زحمت کش این سایت تشکری هم داشته باشیم. به امید موفقیشون.

راستی سرویس پرسش و پاسخی رو که راه انداختند خیلی عالیه. کسانی که میخوان عضو این سایت بشن و دعوت نامه میخوان یه ندایی بدن.

 |+| نوشته شده در  2008/1/29ساعت 11:35  توسط K-Pax  | 
این چند وقته گوگل بد جوری فشارش افت میکنه. اصلا فکر کنم فشار خون گرفته. نه که یک دفعه به وبلاگهای وردپرس که دو ماه بیشتر نیز افتتاح شده رنک ۳ میده نه اینکه یک دفعه به وبلاگ من رنک دو میده الان دوباره یک میشه. ما که سر در نیاوردیم.

گوگل

 |+| نوشته شده در  2008/1/29ساعت 11:9  توسط K-Pax  | 
باز ۲۲بهمنی دیگر...

باز مرگ بر شاهی دیگر...

باز ترانه های انقلاب...

باز پخش یار دبستانی های جمشید و فریدون از تلویزون...

باز نگفته های انقلاب..

باز امام...

باز راهپیمایی...

باز ترانه های انقلابی...

باز و ...

مرگ بر شاه

خدایا گریه میکنم و میگویم "به من همان ده که از آن به"

 

 |+| نوشته شده در  2008/1/28ساعت 11:29  توسط K-Pax  | 
در این پست میخواهم در مورد آرزوهایم با شما صحبت کنم. آرزوهایی که نمی دانم چقدر امکان موفقیتشان وجود دارد.

۱- آروز دارم جایزه نوبل بگیرم. اونم در دو رشته ۱- ادبیات ۲- فیزیک

۲- آرزو دارم رئیس فرهنگستان ملی فرانسه بشم.

۳- آرزو دارم یک سلسه شبکه تلویزیونی داشته باشم.

در پست بعدی سعی میکنم دلیل این آرزوهایم را بنویسم. هر چند که آرزو به دلیل احتیاج نداره. چون ساخت و سیر در آن کاملا بدون زحمت و هزینه میباشد.

خوشحال میشم آرزوهایتان را برایم میل کنید تا من آنها را در وبلاگ قرار بدم.

همیشه این نکته را توجه داشته باشید که انسانها همان کسانی هستند که فکر میکنند.

 

 |+| نوشته شده در  2008/1/28ساعت 11:16  توسط K-Pax  | 
 
  بالا