تبليغاتX
روزنه
 
روزنه
 
 
مطالب این وبلاگ فقط برای کسانی است که میدانند نمیدانند
 
 
حقایقی در مورد هر سایتی وجود دارد که تنها مدیران آن سایت و با بررسی گزارشهای آماری آنرا می دانند. انتشار اینگونه اطلاعات علاوه بر جذابیتی که می تواند برای خوانندگان داشته باشد شاید دید بهتری از دنیای وبلاگهای فارسی ایجاد میکند.  در ادامه با اشاره ای خواهم داشت به برخی اعداد و آماری عجیب و جدید که از بانک اطلاعات سایت BLOGFA.COM تهیه شده است. لازم است اشاره کنم این گزارش براساس اطلاعات  پنج روز پیش (آذرماه 86) و پس از آخرین پروسه حذف وبلاگهای بدون محتوا و آزمایشی تهیه شده است. و همچنین به دلیل محتوای برخی وبلاگها و مشکلاتی که ممکن است انتشار آدرس یا نام این وبلاگها در این گزارش برای ایشان ایجاد کند به  آدرس وبلاگها اشاره نشده است.

بیشترین تعداد پست ثبت و منتشر شده در یک وبلاگ زیر مجموعه سایت  بیش از شانزده هزار ( 16071 ) پست می باشد. همچنین در مقام بعدی نیز وبلاگی با 12979 و بعد از آن وبلاگی با  10526 پست وجود دارد. سه وبلاگ برتر (و شاید تعداد زیادی از پنجاه وبلاگ برتر) از نظر تعداد پست در حوزه  اخبار و انتشار مقالات فعالیت میکنند و در حال حاضر نیز فعال هستند.

بیشترین تعداد نظرهای ( کامنت) ثبت شده در یک وبلاگ بیش از صد و شصت هزار ( 162067 ) مورد می باشد. این تعداد نظر در وبلاگی با 817 پست ثبت شده است.تعداد زیادی از نظرات پستهای این وبلاگ بیش از 2000 یا حتی 3000 نظر است. همچنین در مقام بعدی وبلاگی با 62477 نظر وجود دارد. هر دوی این وبلاگها بصورت گروهی بوده و درباره فیلمها و سریالهای محبوب هستند. (محتوای نظرات و اینکه احیانا اینکه توسط ربات ارسال نشده باشد بررسی شده است). در بین وبلاگهای برتر از لحاظ تعداد نظرات ثبت شده وبلاگهای گروهی، وبلاگهایی درباره فیلم و سریالها ، وبلاگ مرتبط با گروههای یاهو  و همچنین وبلاگهای با محتوای شعر یا  مطالب احساسی دیده می شود.

مورد باورنکردنی و عجیب آنکه بیشترین تعداد نظر مربوط به یک پست بیش از سی و سه  هزار  ( 33301 ) نظر میباشد.بله فقط یک پست در وبلاگی که احیانا مربوط به یک گروه ایرانی یاهو است بیش از سی هزار نظر دارد. این تعداد نظر تقریبا در مدت سه ماه در این پست که مربوط انتقادات و پیشنهاد و ارتباط کاربران گروه است ثبت شده است.

هزار وبلاگ برتر از نظر تعداد پست بیش از نهصد و پنجاه هزار ( 955971 )  پست دارند.
هزار وبلاگ برتر از نظر تعداد نظرات ثبت شده بیش از چهارمیلیون ( 4032032 ) نظر دارند.
تعداد کل پستهای ثبت شده در وبلاگهای فعال  بیش از شش میلیون  و هشتصد هزار پست  (6800067) است و تقریبا بیش از پنجاه درصد کل پستهای ثبت شده در بانک اطلاعات است. همچنین تعداد نظرات ثبت شده در وبلاگهای فعال بیش از  نوزده میلیون ( 19368916 )  نظر می‌باشد که نزدیک به دو سوم کل نظرات ثبت شده است.تعداد کل پستهای ثبت شده در طول روز یا ماه نیز نسبت به سال قبل تقریبا چهل درصد افزایش یافته است.
بیشترین بازدید بازدید صفحات نخست سایت مربوط به روزهای سه شنبه و چهار شنبه  هر هفته است  و جمعه ها نیز نسبت به بقیه روزها و با اختلاف ناچیزی بازدیدکننده کمتری ثبت می شوند و در واقع روزهای کاری و غیر تعطیل وبلاگ نویسان بیشتر فعال هستند.

برگرفته از وبلاگ آقای شیرازی

 |+| نوشته شده در  2007/12/16ساعت 10:39  توسط K-Pax  | 
یادداشت دکتر علی شریعتی بر ۱۶ آذر:

سه آتش اهورایی

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر شریعتى‏

 |+| نوشته شده در  2007/12/13ساعت 1:3  توسط امید جعفرزاده  | 
لازم دیدم زندگی سیاه و نکبت بار این خائن را برای شما بنویسم.

  

نام ابوموسی اشعری، عبدالله، نام پدرش قیس بن سلیم و نام مادرش ظبیه بود. وی از قبیله «اشعر» و اهل یمن بود. کنیه اش ابو موسی بود و در تاریخ به همین کنیه شهرت دارد. ابوموسی اشعری در سال‌های آغازین اسلام از یمن به مکه آمد و با سعید ابن عاص پیمان بست و حلیف او شد. (یعنی سعید بن عاص سوگند خورد که از او حمایت کند و از پایمال شدن حقوقش جلوگیری نماید.) ابو موسی در مکه مسلمان شد، به یمن بازگشت و تا سال 7 هجری در یمن ماند. در آن سال همراه با عده‌ای از بستگانش از راه دریا راهی مدینه شد. جعفربن ابیطالب و گروهی دیگر از مهاجران حبشه نیز در همان هنگام از حبشه عازم مدینه بودند. کشتی ابوموسی همزمان با کشتی جعفر به سواحل حجاز رسید و آنها در جنگ خیبر با هم خدمت رسول خدا رفتند. این ورود همزمان باعث شده است که عده‌ای از مورخین به غلط، ابوموسی را از مهاجران حبشه به شمار آوردند.

ابوموسی از سوی رسول خدا مامور جمع آوری زکات مردم زیبد و عدن شد و پس از رحلت رسول خدا در فتوحات ایران و سوریه شرکت کرد. او که از فرماندهان سپاه مسلمانان به شمار می رفت، از سوی عمر ابن خطاب حاکم بصره شد، اما عثمان او را عزل کرد . از آن پس ابوموسی برای زندگی به کوفه رفت و در سال‌های پایانی خلافت عثمان به درخواست مردم کوفه، به جای سعد ابن عاص حاکم کوفه شد. در آغاز حکومت امام علی علیه السلام نیز بر این سمت باقی بود. امام به او دستور داد مردم کوفه را برای رویارویی با سپاه ناکثین در جنگ جمل بسیج کند، اما ابو موسی به این بهانه که این کار فتنه‌انگیزی است از اطاعت امام خودداری کرد، و حتی از مردم خواست به کمک هیچ گروهی نشتابند تا از فتنه به دور باشند. حضرت علی علیه السلام نیز او را که فردی ساده‌لوح بود، از حکومت کوفه عزل کرد. از آن پس، ابوموسی از امام دلخور بود. وی عبدالله ابن عمر را شایسته خلافت می دانست و بر علی علیه السلام مقدم می داشت.

در ماجرای حکمیت در جنگ صفین با اصرار گروهی از یاران فریب‌خورده‌ی حضرت علی علیه السلام، نماینده سپاه امام شد و با نیرنگ عمرو عاص، علی علیه السلام را از حکومت خلع کرد. از این رو ابوموسی در جریان حکمیت خیانت بزرگی در حق امام علی علیه السلام و دیگر یاران آن امام کرد و مستحق نفرین‌های حضرت علی علیه السلام گردید. ابوموسی پس از شهادت حضرت علی علیه السلام به مکه رفت و در سال 42 یا 52 هجری در گذشت.
 

 |+| نوشته شده در  2007/12/4ساعت 15:48  توسط K-Pax  | 
گزارش لحظه به لحظه"آوای دانشگاه" از تجمع 13 آذر در مقابل دانشکده فنی

متاسفانه تمام ارتباطات موبایل و تماس های دیگر از درون دانشگاه قطع شده است در خبر رسانی ساعت ۱۳ به بعد  چندان دقیق نیست . پوزش می خواهیم.

از ساعات ابتدایی صبح تا ساعت 11

بعد از فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب( وبلاگ آزادی و برابری+) و همچنین "چپ کارگری دانشگاه های ایران"( فراخوان+ بیانیه+) مبنی بر برگزاری تجمع و مراسم روز دانشجو در روز سه شنبه 13 آذر ساعت 12 در مقابل دانشکده فنی! موج گسترده ای از احضار ها و بازداشت ها و ربودن های فعالان دانشجویی که اکثرا گرایشات چپ گرایانه دارند آغاز شد. در همین راستا تا صبح امروز دست کم 20 تن از فعالان دانشجویی بازداشت شده اند.(خبر آوای دانشگاه+)

از صبح امروز نیز در اطراف دانشگاه تهران تدابیر امنیتی شدیدی اتخاذ شده است. در تمام درب های ورودی نیرو های حراست به شدت مشغول کنترل رفت و آمد های دانشجویان هستند و کارت دانشجویی و عکس آن را با چهره تک تک دانشجویان تطبیق می دهند. همچنین از درون دانشگاه گزارش می رسد که جو تا حدی امنیتی است. در حدود ساعت 10 صبح امروز گزارش مبنی بر بروز درگیر مختصر بین حراست و تعدادی از دانشجویانی که قصد ورود به دانشگاه را داشتند،رسید. 

با وجود تمام این سرکوب ها و اتخاذ تدابیر شدید امنیتی دانشجویان بر عزم خود برای برگزاری مراسم و تجمع روز دانشجو استوار هستند و در دانشگاه تراکت ها ی تجمع را پخش می کنند و پوستر ها فراخوان این تجمع را بر در و دیوار می چسبانند و در گفت و گو های رودررو از دانشجویان دعوت می کنند با شرکت در تجمع به حمایت از دانشجویان بازاشت شده بپردازند. دانشجویان در تدارک آغاز تجمع هستند.

از ساعت ۱۱ تا ۱۲

فضای دانشگاه تهران شدیدا امنیتی است. تمام درب های ورودی کنترل می شود. از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران جلوگیری می شود. تعدادی از دانشجویانی که از دیگر دانشگاه های تهران  و بعضا از برخی شهرستان ها آمده اند پشت درب های دانشگاه گرفتار شده اند.

دانشجویان در جو شدید امنیتی مشغول تهیه پلاکارد ها و بیانیه ها و تدارک شروع تجمع هستند که هر لحظه بین دانشجویان و ماموران امنیتی و حراست تنش هایی صورت می گیرد. بنا به گزارشات رسده به "آوای دانشگاه" برخی از فعالان دانشجویی به وسیله حراست دانشگاه تهران بازداشت شده اند و به دفتر مرکزی حراست دانشگاه تهران منتقل گردیده اند.  همچنین بیم آن می رود که با هماهنگی های صورت گرفته بین حراست و نیرو های امنیتی خارج دانشگاه، دانشجویان بازداشت شده به نیرو های امنیتی تحویل داده شوند.

با تمام این وجود دانشجویان سعی در برگزاری تجمع دارند. اما بیم آن می رود که با بازداشت های گسترده وادامه سرکوب و بازداشت فعالان دانشجویی هر لحظه بر تعداد فعالان دانشجویی چپ بازداشت شده افزوده شود.

 از ساعت ۱۲ تا ۱۴

در ادامه موج بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان چپ موج این بازداشت ها به درون دانشگاه نیز رسید. در حدود ساعت ۱۲ و در حین آغاز تدارک شروع تجمع چندتن دیگر از دنشجویان در درون دانشگاه بازداشت شدند. که تاکنون نام ۳ تن از آنان( حسین بابایی، روزبه فقیهی، کریم آسایش ) به دست "آوای دانشگاه" رسیده است.

با توجه به جو سرکوب و بازداشت گسترده دانشجویان امکان خبر رسانی به سختی از درون دانشگاه ممکن است. با این وجود اخبار تایید نشده ای حاکی از آن است که جمعی از دانشجویان توانسته اند در مقابل دانشکده فنی تجمع کنند و بیانیه بخوانند و نام دانشجویان بازداشت شده را اعلام کنند. همین اخبار تایید نشده حکایت از آن دارد که احتمالا دانشجویان دیگری نیز به این جمع افزوده خواهند شد.

به خاطر مشکلات و اختلالات مخابراتی ایجاد شده که گویا عمدی نیز است، نمی توانیم اخبار دقیقی از درون دانشگاه بگیریم. اما تمام تلاش خود را خواهیم کرد.

طبق آخرین خبر رسیده از دانشگاه تاکنون بازداشت ها وسیع تر شده است و هر لحظه نام یک دانشجوی جدید جز بازداشتی ها اعلام می شود. با این وجود بنا به اخبار تایید نشده گویا تجمع ادامه دارد و چند تن توانسته اند برای لحظاتی سخنرانی کنند اما جو دانشگاه شدیدا امنیتی است. شدیدا امنیتی است.

 |+| نوشته شده در  2007/12/4ساعت 15:19  توسط K-Pax  | 
علی شریعتی در سوم آذر سال ۱۳۱۲ در مزینان، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در نزدیکی سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق اسلامی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد. [۱]

در سال ۱۳۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی‌هایش ازداوج کرد. [۲]

دکتر شریعتی

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته تاریخ و جامعه‌شناسی مذهبی ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.[۲]

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دکتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۲]

شریعتی سپس در فروردین سال ۱۳۵۲ تحت شرایط ویژه‌ای آزاد شد که بر طبق آن اجازه تدریس، انتشار، و یا برپایی گردهمایی را چه به صورت خصوصی و چه عمومی نداشت. علاوه بر این، ساواک کلیه تحرکات او را به شدت زیر نظر داشت.

شریعتی این شرایط را نپذیرفت و تصمیم به هجرت از ایران گرفت. اما سه هفته بعد از ورود به سواتهمپتون انگلستان، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد، اما بسیاری از طرفداران و خانواده او معتقد بودند که ساواک مسوول مسقتیم مرگ شریعتی است. هرچند مدارکی که این اتهام را به طور قطع اثبات کند هرگز بدست نیامد، اما هنوز در ایران بسیاری از او با نام شهید یاد می‌کنند. شریعتی بر خلاف وصیت خود که خواسته بود بود وی را در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد دفن کنند، در حرم زینب، دختر علی پسر ابوطالب، در شهر دمشق به خاک سپرده شد.

شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و درعین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت که به زعم او ریشه‌های اسلامی نداشتند. او به‌طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی می‌کرد. [۳] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. [۳] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.

آثار
ابوذر
اسلام شناسی
انسان
انسان بی‌خود
با مخاطب‌های آشنا
بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
تحلیلی از مناسک حج
تشیع علوی و تشیع صفوی
جهاد و شهادت
جهان‌بینی و ایدئولوژی
جهت‌گیری‌های طبقاتی در اسلام
چه باید کرد؟
حج
حسین وارث آدم
خودسازی انقلابی
روش شناخت اسلام
زن
علی
فاطمه فاطمه‌است
کویر (مجموعه مقالات)
گفت‌وگوهای تنهایی
ما و اقبال
مذهب علیه مذهب
مسئولیت شیعه بودن
میعاد با ابراهیم
نامه‌ها
نیایش
هنر
ویژگی‌های قرون جدید
هبوط

 |+| نوشته شده در  2007/12/4ساعت 14:55  توسط K-Pax  | 
توضيحات به چم- معنى  اوستائى نام روز شماره روز
هرمز، نخستين روز با نام خدا آغاز ميشود ، روز تعطيل  اهورامزدا اهورمزد

اورمزد 

1
بهمن، نام يكى ا ز امشاسپندان  ، از روزهاى نبر   منش نیک وهومنه

وهمن 

2
نام يكى ا ز امشاسپندان  بهترين راستى  اشه وهیشته ارديبهشت  3
نام يكى ا ز امشاسپندان  بهترين شهريارى  خشثروئیریه شهريور  4
نام يكى ا ز امشاسپندان ، زمين  فروتنى  سپنت آرمئیتی سپندارمز 5
نام يكى ا ز امشاسپندان  رسائى، تندرستى    هئوروتات   خرداد 6
نام يكى ا ز امشاسپندان بى مرگى و جاودانگى  امرتات   امرداد 7
روز پيش از آذر ، روز تعطيل  آفريدگار دئوش دى به آذر 8
  آتش  آتر آذر 9
  آب  اپم آبان  10
  خورشيد  هورخش خور، خير 11
از روزهاى نبر  ماه آسمان  ماونگه ماه  12
تشتر  ستاره باران  تیشتریه تير  13
از روزهاى نبر هستى و جهان  گئوش گوش  14
روز پيش از دى ، روز تعطيل آفريدگار    دى به مهر  15
  مهربانى، پيمان میثر مهر  16
  فرمانبردارى  سرئوش سروش  17
  دادگرى و عدالت  رشنو  رشن  18
از يك ريشه با فروهر نيروى پيشرو فره وشی فروردين  19
بهرام  پيروزى  ورثرغن ورهرام  20
از روزهاى نبرشادمانى و رامش  رامن رام  21
  باد، هوا وات باد 22
روز پيش از دى ، روز تعطيل  آفريدگار   دى به دين  23
  وجدان ، آئين  دئنا دين  24
  نعمت، ثروت  اشی ونگهوهی ارد  25
  راستى  ارشتات اشتاد  26
  آسمان  اسمن آسمان 27
  زمين  زم  زامياد  28
  كلام ايزدى، آسمانى  منثر سپنت مانتره سپند 29
  فروغ جاويدان ، روشنائى محض انغرنه رئوچاو انارام  30

* نبُر: روز هاى پرهيز از خوردن گوشت 

تعطيلات هفتگى ، در حال حاضر اجرا نميشود

روزهاى ويژه مذهبى  

 

هر ماه زرتشتى 30 روز  هست كه ميشود 360 روز در سال و پنج روز اضافى بنامهاى بخشهاى گاتها بشرح زير نامگزارى شده اند:

اهنود، اُشتود، سپنتمد، وهوخُشتر، وهشتوئش  

براى سالهاى كبيسه كه 366 روز ميباشند روز ششم بنام  اورداد نام دارد

بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  2007/12/2ساعت 16:5  توسط K-Pax  | 
 

چه معجزه ها در پس این نوروز است

گروه هنر:

درسينه من راز نهان، نوروز است
اين آن پر از ترانه نوروز است
انگشت بر اين در بنواز آنگه بين
چه معجزه‌ها در پس اين نوروز است
پيش از هر سخني بايد بگويم كه اين مقاله نتايج پژوهشي ميداني از بخشي بسيار اندك از انواع موسيقي نوروز در ايران است.
1- اشاره‌اي دارد به نوروز و آيين‌ها در ايران
2- و نیز به مجريان موسيقي نوروز

1 _ نوروز و آيين‌ها در ايران
در ايران آمدن نوروز بر چهار پايه از مراسم و آداب كه همواره به دسته‌ها و شاخه‌هاي گوناگون بخش مي شوند، شكل مي يابد:
نخست: نوروز و پاكيزگي
دو ديگر: نوروز و نونواري (تازه شدن)
سه ديگر: نوروز و تكاپو و تندرستي
چهارم: نوروز و استواري و پايندگي زنجيره وابستگي‌ها و پيوستگي‌ها
اين چهار پايه، آيين نوروز را شكل مي بخشند كه در يك گردش فلكي، براي ايرانيان سه تغيير رويه در كاركرد و زندگي پيش مي آورد:
الف: پيشباز رفتن نوروز
ب: نوروزداري
ج: آداب ويژه زندگي در نوروز
در اين تغيير رويه‌ها ماجراگونه‌هايي تحت عناوين زماني ، فصلي ، اجرايي نيز نام آيين به خود مي گيرد. پس نوروز،‌ خود بزرگ آييني است كه از خرده آيين‌ها تشكيل مي شود، كه همگي آنان جاي پژوهش و ثبت و كدگذاري و دسته بندي و گردآوري دارد، آيين‌هايي چون: حكومت زنان (مزدگيران) ، حكومت ميرنوروزي ، همياري نوروزي، جشن مردگان ، روز نابر ، روز پرهيز ، روز دروغ گفتن، جشن گاه (عيدگاه) نوروزي ، مسابقات نوروزي ، رقص‌ها و بازي‌هاي نوروزي در دو گروه جوانان و نوجوانان و ميانسالان و سالخوردگان ، روز كوچ نمايش دادن با حيوانات ، جنگ انداختن حيوانات ، پخت و پز نوروزي ، نامگذاري نوروزي موسيقي‌ها، آوازها و ترانه‌هاي نوروزي في البداهه ، مهمان نوازي نوروزي و ... بسياري ديگر از خرده آيين‌ها كه اهميت نوروز را به خوبي نشان مي دهد.

norooz

2- مجريان موسيقي نوروز در ايران
در اين آيين‌ها، موسيقي چه به صورت آوازي، چه به صورت سازي و چه به صورت تركيبي، حضوري زيبا، ناملموس و شگفت آور دارد كه در گونه‌هاي زير مي توان آن را دسته بندي كرد:
1- موسيقي نيايش و توسل
2- موسيقي ستايش بهار و نوروز
3- موسيقي آرزومدارانه تغزلي (عاشقانه)
4- موسيقي شوخ (طنز)
5- موسيقي مژده بخش دگرگوني فصل (سال)
6- موسيقي بازي‌هاي ويژه جشن گاه‌هاي نوروزي
7- روايتگري موسيقايي
8- نمايش گونه‌ها (خرده نمايش‌هاي) موسيقايي
مجريان اين موسيقي‌ها از لحاظ جنسيت اجراكنندگان به دو گروه مرد و زن تقسيم مي شوند، اما در جشن گاه‌ها نوازندگان مرد براي زنان نيز اجازه اجراي موسيقي را آن هم فقط براي اجراي بازي‌هاي خاص زنان و رقص‌هاي آنان دارند.
ادواتي كه در موسيقي نوروز در ايران در مناطق و نواحي ايران در محدوده اقوام، طوايف و عشاير كاربرد دارند عبارتند از: سرنا، دوني (دوزله و قمشه هم مي گويند)، زل، كرنا، انواع دهل دستي و كوبه، كوس و نقاره، دايره، زنگ و زنگوله، تشت مسي، كوزه سفالين، لاوك (تشت چوبي)، قاشق و كاسه،‌ دوتار، قوپوز (ساز عاشيقي)، بالابان، تنبك فلزي، ني، ني لبك، زنبورك، تمبوين (دايره زنگي)، تمبورك، قيچك، دونلي، دوتار، تنبو،‌ رباب و كمانچه.
موسيقي نوروز در ايران در بخش بندي اجتماعي به دو دسته تقسيم مي شود:
الف: موسيقي شهري كه از دربار اميران و شاهان و حاكمان به عنوان موسيقي رسمي با نام موسيقي اصيل ايراني (سنتي) رواج داشته و دارد.
ب: ‌موسيقي غيرشهري ويژه مناطق و نواحي ايران که بر اساس ويژگي‌هاي اقوام و عشاير شکل گرفته است.
بر اين گونه موسيقي‌ها، موسيقي تيره‌هايي از كوليان (لوريان هند) را هم بايد افزود كه بيشتر موسيقي شاديانه‌ها و جشن گاهي به عهده آنان بود.
در موسيقي نوروز سه شيوه اجرايي وجود دارد:
1- تك خواني
2- آوازهاي ضدآوايي (آنتي فونيك) دو نفره
3- آوازها و ترانه‌هاي جمعي
گذشته از موسيقي‌هايي كه مي توان آن را موسيقي درون طايفه‌اي ناميد كه مجريان آن اغلب غيرحرفه‌اي اند و فقط در محدوده خانه و زندگي خويش آن را به اجرا درمي آورند مانند لالايي‌هايي كه مادران براي فرزندان شان مي خواند و يا نوع دعاخواني تحويل سال كه بزرگترهاي خانواده بر سر سفره هفت سين مي خواند و يا آوازهاي شبانان و يا آوازهايي كه كوچك و بزرگ طوايف به وقت خود با هم و به مناسبت مي خوانند، موسيقي نوروز داراي اصناف خاص خود بوده كه در دو رده بساط اندازان و معركه گيران قرار مي گرفته اند. ولي در قرن كنوني با زوال فرهنگ‌ها به سبب ورود فرهنگ‌هاي بيگانه و تاثيرات عدم برنامه ريزي فرهنگي در سطح كلان جامعه، هر كسي كه تمايل به انجام اين گونه موسيقي‌ها دارد به آن مي پردازد و آنچه كه از هنر هنروران موسيقي ويژه نوروز بازمانده، به همت اينان بوده است.
در صنف معركه‌گيران، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز وجود داشته‌اند: حاجي‌فيروزها، كوسه‌ها، نوروزخوانان، توره‌ها، ساياچي‌ها، عروسك‌گردانان دوره‌گرد، عمو نوروزها، آهوبازها، رسن‌بازها، بازيگران اسب چوبي، باران‌خواهان، لال‌بازها.
در صنف بساط‌اندازان، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز حضور نمايش موسيقايي داشتند: شعبده‌بازان، آتش‌بازها، سيماچه‌‌بازها، خيمه‌شب‌بازها، پهلوانان نمايش گر، پرده‌خوانان، مطربان دوره‌گرد نمايشگر، حيوان‌بازان (نظير خرس بازي‌دهندگان و يا بازي‌دهندگان بوزينه و انتر)، علاوه بر اين افراد هر طايفه و ايل براي خود فرد روايت گري را به عنوان بخشي، كلام‌گو، عاشيق و پهلوان داشتند كه در روزهاي نوروز براي مردم و بنا به درخواست آنان هر كدام حكايتي را بازگو مي‌كردند و چون بيشتر اين گونه مجالس در شب‌ها برگزار مي‌شد از جمعيت فراواني بهره مي‌برد.
شب‌هاي نوروز در ايران حكايات زيبايي در خود داشت و مراسمي ويژه كه باز از نوعي خنياگري موسيقايي غير حرفه‌اي بهره مي‌برد. مانند قاشق‌زني در شب چهارشنبه‌سوري، يا شال‌اندازي از بام بر داخل خانه‌ها، يا مناجات سر سال كه نيمه شب‌ها انجام مي‌شد.
از موسيقي ويژه نوروز در بخش موسيقي شهري به نوروز صبا، نوروزخارا، نوروز بزرگ، نوروز عجم، نوروز عرب، نوروز كوچك، خجسته و چكاوك مي‌توان اشاره كرد.

 |+| نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:56  توسط K-Pax  | 
برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:33  توسط K-Pax  | 
شاید اینکه در کشور ما خیلی کارهای بد خوب جلوه میکنه و خیلی کارهای خوب بد جلوه میکنه چیز خیلی عادی باشه. ولی ما می خواهیم با فرهنگ سازی این ابوموسی اشعری ها را نابود کنیم. با من همراه باشید و یک شبکه میهن پرستی در کشور ایجاد کنیم.

میهن پرست

 |+| نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:24  توسط K-Pax  | 
 
موفقیت سایتی مانند ایستگاه  که یک سایت نیازمندیهای آنلاین یا classified ads  است توجه بسیاری از طراحان سایت را جلب کرده است و باعث شده که در این چند سال صدها سایت مشابه راه اندازی شوند. کار نسبتا ساده و بی دردسر  (مانند دیتابیس سبک،ترافیک محدود، ورود اطلاعات توسط دیگران) و چشم انداز مالی  اینگونه سایتها  انگیزه و دلیل خوبی برای رشد قارچ گونه سایتهای نیازمندیهای فارسی بوده است. شاید وجود دهها سایت مشابه  باعث رقابت و پیشرفت اینگونه سایتها باشد اما حقیقت این است که اکثر این سایتها بسیار شبیه یکدیگر هستند و اطلاع دارم که اکثر آنها نیز توسط یک نرم افزار و اسکریپت فارسی شده پیاده سازی شده اند. این روزها بسیاری از آشنایان و دوستان من در اینترنت یک سایت نیازمندیها نیز دارند سایتهای مشابهی که اکثرا ناموفق هستند. نگاهی به وضعیت  classified ads در سایتهای معتبر خارجی نشان از افول اینگونه نیازمندیهای آنلاین دارد. بطور مثال سایت یاهو بخش نیازمندیهای خود را غیر فعال کردند.اما سایتهایی یا کارکرد مشابه اما متفاوت با نمونه های سنتی classified ads با استقبال مواجه شده اند. بد نیست ایرانیان علاقمند به یک شبه پولدار شدن در اینترنت علاوه بر تلاش برای پیدا کردن اسکریپ فارسی و رایگان یا ارزان سایت نیازمندیها کمی هم از  نمونه های موفق و مدرن نیازمندیهای آنلاین ایده بگیرند.مطمئنا بدون بکارگیری ایده جدید نبایستی انتظار هیچگونه موفقیتی برای این سایتها(بخصوص در برابر رقیب مطرح و با سابقه خود) متصور بود و چه بسا نمونه ای موفق تر نیز پس از مدتی دچار افول شوند.
برگرفته از وبلاگ آقای شیرازی
 |+| نوشته شده در  2007/12/2ساعت 14:45  توسط K-Pax  | 
جمعي از دانش‌آموختگان دانشگاه‌هاي تهران، نسبت به زبان و لباس سريال «شهريار»، اعتراض‌نامه‌‌اي نوشتند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در اين اعتراض‌نامه كه رونوشتي از آن به اين سايت نمابر شده، آمده است: به تازگي، شاهد پخش برنامه‌اي از صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران با نام «‌سريال شهريار» هستيم كه به شرح زندگي و احوال شاعر بزرگ آذربايجاني ايران، محمد حسين بهجت تبريزي، ملقب به شهريار مي‌پردازد.

با اين كه پخش اين سريال به تازگي آغاز شده و تنها يك بخش از آن به نمايش درآمده، ولي چنانچه گويند: «سالي كه نكوست از بهارش پيداست»، از همين قسمت نخست، مشخص است كه در پي شناساندن زوايا و ظرافت‌هاي زندگي استاد شهريار نيست.
ايران متشكل از مليت‌ها و اقوام گوناگون (به علت قرار گرفتن در مركز خاورميانه) است و در اين ميان، ملت آذربايجان نقش و اهميت بسزايي در تاريخ، فرهنگ و سرنوشت اين مملكت داشته و دارد.

متأسفانه، اين سريال در خط فرهنگ‌زدايي كه شامل مقوله‌هاي سنن، آداب و رسوم، لباس و از همه مهمتر زبان است، قدم برمي‌دارد. پوشش زنان و مردان سريال به طرز مسخره‌اي با آنچه در منطقه آذربايجان استفاده مي‌شده مغاير است. حتي با گذشت دهه‌هاي متوالي و وقوع تغييرات فراوان در لباس مردم آذربايجان، هنوز هم در شهرها و روستاهاي بسياري، پوشش مرسوم و قديم آذربايجان حفظ شده كه آنچه در سريال نمايش داده مي‌شود سرسوزني با اين پوشش همخواني ندارد. خنده‌دار‌تر، اصرار بر بيان شدن حدود 90 درصد از ديالوگ‌ها به فارسي و برخي جملات جسته و گريخته بسيار كوتاه به زبان اصلي منطقه، يعني تركي است كه آن هم دست و پا شكسته با زيرنويس نمايش داده و چنين القا مي‌شود كه در آذربايجان مردم اين‌گونه و به اين زبان سخن مي‌گويند؛ يعني 90 درصد فارسي و اندكي هم تركي. اگر سازندگان توجيه كنند كه نه! براي فهم عموم اين كار را كرده‌ايم؛ پس منطقي‌تر اين بود كه كل سريال به فارسي پخش مي‌شد و اين‌كه اندك جملات تركي به آن اضافه شود، آن هم با زيرنويس فارسي به دور از منطق و معني است. اگر هم قصد اين بوده كه زبان استاد و زادگاه و خويشان وي به كار گرفته شود،‌ درست اين بود كه همه سريال به زبان تركي و با زيرنويس پخش مي‌شد.
 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:57  توسط K-Pax  | 
ويژه انتخابات> موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

* ائتلاف ناقص نتيجه به هم پيوستن گروه‌هاي كوچك

سخنگوي جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي، با بيان اين‌كه اصولگرايان ضرورت وجود تشكلي همه‌جانبه و فراگير را حس كرده‌اند، گفت: ايجاد تشكل‌هاي جديد يا احزاب قوي و فراگير، مطلوب و سازنده است، ولي در عين حال به نظر من شكل‌گيري اين احزاب نميتواند مانع وحدت اصولگرايان شود.

عظيمي در گفت‌وگو با ايسنا خاطرنشان كرد: بسياري از افراد و گروه‌هاي اصولگرا بر اين باورند كه يك حزب فراگير ايجاد شود. ما بايد توجه داشته باشيم كه بسياري از تشكل‌هاي جريان اصولگرا، صنفي و تعداد كمتري غيرصنفي هستند. از سوي ديگر، تشكل‌هاي صنفي در تصميم‌گيري محدوديت دارند و اگر يك حزب فراگير و قوي متناسب با شرايط موجود كشور شكل بگيرد، ميتواند كاركرد بسيار گسترده‌اي داشته باشد و با افكار عمومي ارتباط نزديكتري برقرار كند.

وي گفت: به نظر ميرسد چه پيش و چه پس از انتخابات در شرايط مقتضي، اگر احزاب اصولگراي فراگير تشكيل شود، بهتر مي‌تواند عمل كند و در عين حال مي‌توانند با تشكل‌هاي موجود اصولگرا همراهي و همكاري داشته باشند.

عظيمي تأكيد كرد: ايجاد حزب فراگير و جديد، كار مثبتي است و اين مانع فعاليت ديگر احزاب اصولگرا نيست و احزاب قبلي را كه در جريان اصولگرا بوده‌اند، نفي نميكند، بلكه تشكيلاتي تر و وسيعتر فعاليت ميكنند.

وي با بيان اين‌كه احزاب در كشور ما پيشتر خوب عمل نكرده و نتوانسته‌اند فراگير باشند و در چهارچوب منافع حزبي خود باقي مانده‌ و به منافع مردم كار نداشته‌اند، ادامه داد: اگر احزابي تشكيل شود كه به منافع و مصالح مردم بينديشند، به تدريج آن مشكل تاريخي حل ميشود و ضرورت ايجاب ميكند چنين كاري انجام شود. ما اكنون مشكلمان اين است كه در هيچ كدام از جناح‌هاي كشور، حزب فراگيري وجود ندارد؛ حزبي كه مورد توجه افكار عمومي باشد و بتواند نظريات آن‌ها را تأمين و جلب كند.

وي ادامه داد: با توجه به اين‌كه اين امر در كشور ما محقق نشده است، گروه‌هاي كوچك در كشور ايجاد ميشوند و در زمان انتخابات به هم ميپيوندند و ائتلاف ناقصي را تشكيل ميدهند، اما اگر احزاب فراگير وجود داشته باشد، از خرده‌كاري و تعدد احزاب كوچك جلوگيري ميشود و كار انتخاباتي و سياسي كشور، بيش از گذشته پيش ميرود


* سرليست اصلاح‌طلبان را تا دي ماه معرفي ميکنيم
* بعد نظارتي مجلس هفتم به شدت مورد بي اعتنايي قرار گرفته است


رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: از نظر ستاد، حضور خاتمي و ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم منتفي است، اما رايزنيها نه از سوي ستاد، بلکه از سوي اشخاص درون جبهه اصلاحات با اين دو شخصيت اصلاح‌طلب ادامه دارد.

حجت‌الاسلام سيدعبدالواحد موسوي لاري در گفت‌وگو با مهر، درباره بحث کانديداتوري ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم از سوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان، گفت: ميرحسين موسوي از افراد مورد احترام اصلاح‌طلبان بوده و هست، اما بحث آمادگي وي براي حضور در انتخابات از نظر ما تقريباً منتفي است و به همين خاطر، شخصي از سوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان رسما و به نمايندگي از ستاد با ايشان سخني به ميان نياورده است.

وي افزود: البته طبيعي است برخي اعضاي ستاد که در جريان علاقه افراد و شخصيت‌هاي درون جبهه اصلاحات به شخصيت موسوي هستند، به صورت فردي با وي ديدار و گفت‌وگوهايي داشته‌اند، اما تاکنون پاسخي از سوي موسوي دريافت نکرده‌اند.

رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با تأکيد بر اين‌که اين ستاد علاقه‌مند به حضور ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم است، گفت: حضور وي در انتخابات مجلس هشتم هم فضاي اين انتخابات را پررونق ميکند و هم به مجلس اقتدار مي‌بخشد و اهميت آن را افزايش مي‌دهد.

رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با بيان اين‌که بعد نظارتي مجلس هفتم به شدت مورد بي‌اعتنايي قرار گرفته است، گفت: در اين مجلس، تذکرات اجازه طرح نمي‌يابند و تحقيق و تفحص‌ها نيز به نتيجه نمي‌رسد، بنابراين، مجلس هفتم مجلس مدنظر امام، رهبري و قانون اساسي نيست.

اين فعال سياسي اصلاح‌طلب، تأکيد کرد: ما معتقديم در دوره هشتم بايد مجلسي روي کارآيد که چهره‌هاي ملي فارغ از هر دغدغه اي در آن حضور يابند و دولت نيز در برابر آن خضوع داشته باشد و اگر خضوغ نکرد مجلس او را بازخواست کند.

اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز همچنين در مورد کانديداتوري سيد محمد خاتمي در انتخابات مجلس هشتم نيز گفت: تفاوت خاتمي با ميرحسين موسوي در اين است که وي همچنان در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي فعال است.

وي ادامه داد: بحث انتخاب سرليست ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان نيز به پاسخ کساني بستگي دارد که ما از آنان براي کانديداتوري در انتخابات دعوت کرده‌ايم، اما اين‌که آيا ضرورت دارد يک نفر به عنوان سرليست ائتلاف به جامعه معرفي شود يا بيشتر را در نيمه دوم دي ماه اعلام مي‌کنيم.


* ده زن در ليست ائتلاف مردمي اصلاحات تهران


دبيرکل مجمع اسلامي بانوان از وجود ده کانديداي زن در ترکيب نهايي ليست انتخاباتي ائتلاف مردمي اصلاحات در تهران خبر داد.

فاطمه کروبي، سخنگوي ائتلاف مردمي اصلاحات با اشاره به آخرين نشست شوراي هماهنگي اين ائتلاف گفت: علاوه بر زنان حتما در ليست نهايي افرادي از فرهنگيان، ايثارگران، کارگران، دانشگاهيان، روزنامه‌نگاران، روحانيون، ورزشکاران و فعالان سياسي از احزاب عضو ائتلاف حضور خواهند داشت.

وي افزود: در اين جلسه، جزييات برنامه همايش 29 آذر و نام مدعوين و سخنرانان و مؤسسه الهادي به عنوان مکان اين همايش مورد تصويب قرار گرفت و مقرر شد با توجه به تعيين افراد هسته مرکزي کميته‌هاي اجرايي هر چه سريعتر اولويت‌هاي کاري اين کميته‌ها براي تصويب نهايي در دستور کار شوراي هماهنگي قرار گيرد.

فاطمه کروبي ادامه داد: براي مثال، تعيين شعارهاي انتخاباتي و منشور انتخابات مجلس هشتم بر عهده کميته سياسي گذاشته شد در منشور انتخاباتي ملاک‌هاي حداقلي براي يک انتخابات آزاد، سالم، رقابتي و عادلانه و همچنين معيارها، ضوابط و شرايط نامزدهاي اين ائتلاف و ترکيب فهرست انتخاباتي تهران و... گنجانده خواهد شد.

سخنگوي ائتلاف مردمي اصلاحات برپايي همايش جوانان در عيد غدير و تنظيم راهکارهاي صيانت از سلامت انتخابات و تهيه ليست سخنرانان براي اعزام به استان‌ها و ارايه سازوکارهاي جذب مشارکت‌هاي مردمي از ديگر مصوبات و مأموريت‌هاي ديگر کميته‌هاي اجرايي دانست و گفت: به‌رغم برخي شايعات رقباي انتخاباتي درباره ائتلاف مردمي اصلاحات خوشبختانه اين ائتلاف در سراسر کشور مورد اقبال اصلاح‌طلبان متعدل خط امامي و داراي پايگاه مردمي قرار گرفته است و براي همين، ما نيازي به پاسخگويي به طعنه زدن‌هاي ديگران نداريم و در عين حال آماده همکاري با همه احزاب ونيروهاي همسو و همفکر خودمان هستيم.


* صدر: بسيجيان، اصولگرايان راستين

سيدشهاب‌الدين صدر گفت: بسيجيان ما اصولگراياني هستند كه يك قدم فراتر از حرف و شعار نهاده‌اند و حقيقت اصولگرايي را در عمل نيز به منصه ظهور گذاشته‌اند.

به گزارش ايسنا، وي بسيج را طلايه‌دار نهضت توليد علم و جهاد علمي دانست و افزود: يكي از ويژگي‌هاي بارز يك بسيجي، اداي تكليف خود در هر مقاطع از زمان است و هم‌اكنون بسيج با محوريت قرار دادن جنبش نرم‌افزاري و نهضت توليد علم در برنامه‌هاي خود، گوي سبقت را از ديگران ربوده است.

صدر بسيج را الگوي بارز ايمان، تدين، ايثار و اداي تكليف، جهاد مخلصانه دانست و ادامه داد: ويژگي منحصر به فرد بسيجيان ما، دلسوزي حقيقي آن‌ها نسبت به اركان نظام است.

وي با تقدير از روحيه انتقادي و سازنده‌ بسيجيان افزود: بسيجيان ما همواره انتقاداتي علمي و سازنده و از سر دلسوزي در همه مقطع زماني درباره عملكرد قوا و اركان مديريتي نظام داشته‌اند كه همواره راهگشا و ثمربخش بوده است كه اين بايد مايه افتخار همه مسئولان و مردم عزيز باشد.

صدر از بسيجيان، نخبگان، دانشجويان و صاحبان فكر و انديشه دعوت كرد تا اصولگرايان را در تدوين برنامه‌هاي راهبردي اصولگرايان، براي مجلس هشتم ياري كند.

وي گفت: بسيجيان نماد اصولگرايان راستيني هستند كه حرف و عمل آنان يكي است.


* موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

سايت صدرا نوشت: يک عضو هيأت رئيسه مجلس هفتم که به شدت به حلال و حرام معتقد است، از پذيرفتن دعوت اعتماد ملي سرباز زد و مدعي شد که نان اين روزنامه حرام است.

موسي قرباني قرار بود براي شرکت در يک ميزگرد در روزنامه اعتماد ملي حاضر شود، اما به دليل نبود پارکينگ در اين روزنامه، از حضور در ميزگرد خودداري كرد.

او گفت: به من گفته شده بود که اعتماد ملي پارکينگ ندارد، اما نگفته بودند که در کوچه‌هاي اطراف نيز جاي پارک موجود نيست.

به اين ترتيب، مسئولان روزنامه «اعتماد ملي» تصميم گرفته‌اند از اين پس براي دعوت از اعضاي هيأت رئيسه مجلس هفتم، اطلاعيه‌اي محلي صادر و از ساکنان کوچه‌هاي مجاور درخواست کنند که ماشين‌هاي خود را در خانه بستگان و آشناياني که دور از خيابان کريم‌خان زندگي مي‌کنند، پارک كنند.

البته به نظر نمي‌رسد به اين ترتيب،‌ اين عضو هيأت رئيسه حاضر شود در ميزگردهاي اعتماد ملي شرکت کند، چرا که با توجه به فتواي اين نماينده، مشکل نان اعتماد ملي همچنان پابرجاست.

او در پاسخ به دعوت اعضاي سرويس سياسي روزنامه «اعتماد ملي» به نهار گفته است: من نان حرام نمي‌خورم. پول روزنامه شما حرام است، چون از فحاشي به ديگران پول درمي‌آوريد.

اين در حالي بود که مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم نيز در اين ميزگرد و ضيافت نهار پس از آن حاضر شده بود، اما اين عضو هيأت رئيسه مجلس مي‌گويد: جلالي حلال و حرام سرش نمي‌شود.

وي همچنين به دست‌اندرکاران اعتماد ملي توصيه کرد: بهتر است در روزنامه‌تان را گل بگيريد که پارکينگ ندارد. چه معني دارد که يک عضو هيأت رئيسه مجلس را دعوت مي‌کنيد، اما برايش پارکينگ در نظر نمي‌گيريد؟

 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:51  توسط K-Pax  | 
يادداشت وارده
برگزاري شتابزده كنفرانس آناپوليس، آغاز مرحله سوم جريان صلح خاورميانه كه از سال 1992 با كنفرانس مادريد آغاز شد، به شمار مي‌آيد. اين مرحله كه پس از شكست كامل نقشه راه، تلاش دوباره ايالات متحده براي حل بحران فلسطين و اسرائيل به شمار مي‌رود، پس از گذشت شصت سال از پيدايش رژيم صهيونيستي، ايده‌اي است كه آمريكايي‌ها تلاش مي‌كنند براي جلب موافقت فلسطيني‌ها، ظرفيت تحقق حداقل مطالبات جريان فلسطيني را در آن به وجود آورند.

اگر در كنفرانس مادريد و سپس در مذاكرات نروژ در نيمه نخست دهه 90 ميلادي، سنگ بناي حكومت خودگران فلسطين در غزه نهاده شده، اين كنفرانس نيز مي‌تواند مبدأي باشد براي تشكيل دولت مستقل فلسطيني به پايتختي بيت‌المقدس. البته طبيعي است كه چنين آرماني با مقاومت و مخالفت رژيم اسرائيل و حاميان آن روبه‌رو خواهد شد، اما نكته مهم، هدفمند كردن مطالبات جريان فلسطيني در چهارچوبي است كه بتوان از طرق مختلف به تحقق آن اميدوار بود.

از سال 1948 تاكنون، جهان اسلام شاهد چهار جريان عمده در موضوع فلسطين بوده است: جريان نخست كه دولت‌هاي عربي در سي سال نخست جنبش مقاومت داعيه‌دار تحقق آن بودند بر نابودي رژيم اسرائيل و بازپس‌گيري همه سرزمين فلسطين توسط ارتش‌هاي عربي تأكيد داشت. ثمره اين تلاش، آغاز سه جنگ از سوي ارتش متحد عربي به ويژه مصر و سوريه عليه اسرائيل در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 ميلادي بود كه هر سه با شكست پايان يافت. افول آرمان محو اسرائيل در كشورهاي عربي با برگزاري نشست «كمپ‌ديويد» بين مصر و اسرائيل پس از مرگ «جمال عبدالناصر» و به قدرت رسيدن «انور سادات» به ميزباني كاخ سفيد صورت گرفت، اما اين افول هم‌زمان با طلوع انقلاب اسلامي در پايان همين دهه و انتقال جلوداري جريان مبارزه با اسرائيل از پايتخت‌هاي عربي به تهران انجام شد.

در طول دهه نخست انقلاب، به رغم آن‌كه جمهوري اسلامي به دليل آرمان‌هاي ايدئولوژيك و فضاي حاكم بر كشور، بيشترين حملات تبليغاتي و سياسي عليه اسرائيل را ميزباني مي‌كرد، اما تل‌آويو همچنان تهديدهاي جدي عليه خود را برخاسته از دولت‌هاي عربي مي‌دانست و به همين دليل هنگامي كه شايعات مربوط به فروش غيرمستقيم تسليحات ساخت اسرائيل به ايران توسط دلالان بين‌المللي مطرح بود، تجهيزات اتمي عراق موسوم به اوراسيك مورد حمله جنگنده‌هاي اسرائيلي قرار گرفت و تلاش‌هاي صدام حسين براي دستيابي به سلاح اتمي و استفاده احتمالي آن عليه ايران با اخلال روبه‌رو شد. شليك ده‌ها فروند موشك «اسكاد» از سوي عراق به اسرائيل در زمان جنگ نخست خليج فارس در سال 1991 نشان داد كه احساس خطر تل‌آويو چندان هم بي‌اساس نبوده است.

در اين ميان، جنبش مقاومت فلسطين به رهبري عرفات كه پس از شكست جنگ‌هاي سه‌گانه با ايده جايگزيني جنگ چريكي به جاي جنگ‌هاي كلاسيك، همچنان بيشترين كمك‌ها را از دولت‌هاي عربي در مقايسه با ايران دريافت مي‌كرد، ارتباط و پيوند خود را با تهران در شكل سياسي ـ تبليغاتي متمركز كرده بود و همچنان تهران در صف نخست مخالفان موجوديت اسرائيل در عرصه بين‌الملل به شمار مي‌رفت.
با وقوع جنگ نفت خليج فارس و سقوط صدام حسين در عرصه بين‌المللي، دومين شوك به جريان مقاومت در كشورهاي عربي وارد شد و ايالات متحده با هدف استفاده از اين فضاي انفعال، بلافاصله كنفرانس صلح مادريد را برگزار كرد و عملا جهان عرب را از سر ميز مخالفت با اصل وجود رژيم صهيونيستي، به ميز مذاكره براي چانه‌زني به ميزان امتيازهاي دريافت‌شده، هدايت كرد.

حاصل اين جريان، تشكيل دولت خودگران با اختيارات بسيار محدود در منطقه‌اي به مساحت ناچيز نوار غزه بود؛ پديده‌اي كه مي‌توان از آن به عنوان تنها ثمره متشكل «پنجاه سال مقاومت جهان عرب در برابر رژيم اسرائيل و حاميان آن» ياد كرد كه برخاسته از سه جنگ تمام عيار و سي سال مبارزه چريكي بود. هرچند دولت خودگران به هيچ وجه متناسب با مطالبات و حقوق طرف فلسطيني به شمار نمي‌رفت، اما، تكيه‌گاه و مبدأي براي جريان مقاومت بود كه با فضاي انفعال پديد آمده در دولت‌هاي عربي،‌ نقطه‌اي براي ايجاد مركزيت نداشت، به قدرت رسيدن دولت «حماس» از همين مسير در سال 2005 نيز نشان داد كه اين دستاورد، نبايد ناديده گرفته شود.

اما به تدريج پس از كنفرانس صلح مادريد، ديدگاه‌ ديگري در جهان اسلام در كنار ديدگاه سنتي «محو اسرائيل» مطرح شد كه از آن مي‌توان به قرائتي جديد و با ادبيات امروزي جهان ياد كرد. اين ديدگاه كه براي نخستين بار از سوي آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر ايران، پس از امام خميني(ره) و هاشمي رفسنجاني، نظريه‌پرداز مسئله فلسطين مطرح شد، ايجاد نظامي دمكراتيك با حضور همه فلسطينيان مقيم و مهاجر در كنار يهوديان ساكن اسرائيل پايه‌ريزي شد. هرچند اين ديدگاه به جز حمايت نيمه‌رسمي سوريه، نتوانست حامي ديگري در جهان اسلام پيدا كند، اما به نوعي احيابخش مقاومت در قرن بيست‌ويكم به شمار مي‌آمد.

در كنار طرح اين ديدگاه، گام دوم صلح خاورميانه نيز از سوي ايالات متحده با مطرح كردن نقشه راه برداشته شد. اين طرح كه تثبيت شرايط موجود به نفع اسرائيل را هدف خود قرار داده بود، به رغم تلاش‌هاي گسترده دولت بوش، با شكل‌گيري انتفاضه دوم شكست خورد و به قدرت رسيدن دولت حماس، عملا مرگ اين جريان را اعلام كرد.
شكست جنگ 33 روزه لبنان كه آخرين تلاش اسرائيل براي تثبيت وضعيت كنوني و به دست آوردن امنيت، بدون دادن امتيازي بيشتر از دولت خودگران، به طرف فلسطيني بود، زمينه را براي فاز سوم تلاش‌هاي ايالات متحده در حل بحران خاورميانه آغاز كرد.

طرح كنفرانس صلح آناپوليس در حالي است كه شكست ايده به دست آوردن صلح بدون پرداختن هزينه در ايالات متحده و حتي اسرائيل پذيرفته شده است، اما امتيازاتي كه بايد پرداخته شود، همچنان محل منازعه است.
از يك سو در جريانات فلسطيني، امتيازاتي كمتر از تشكيل كشوري مستقل با مركزيت بيت‌المقدس، بازپس‌گيري سرزمين‌هاي پيش از جنگ 1967 و بازگشت فلسطينيان مهاجر، نمي‌تواند پذيرفته شود و از سوي ديگر، اين كار با مخالفت‌هاي گسترده در اسرائيل و لابي‌هاي هوادار اين كشور در جهان روبه‌رو خواهد شد؛ كشمكش بر سر گام سوم صلح خاورميانه از كنفرانس آناپوليس آغاز مي‌شود، اما مقصد آن وابسته به چگونگي مذاكرات و چانه‌زني‌ها و برآيند نيروهاي حامي دو طرف اين مناقشه است.

هدف اسرائيل از پا گذاشتن به اين مذاكرات، به دست آوردن امنيت است؛ متاعي كه جز با موافقت و حمايت مربع كنوني مقاومت شامل حماس،‌ حزب‌الله، ايران و سوريه به دست نخواهد آورد و در مقابل رئيس حكومت خودگران براي آن كه با مواضعي انقلابي‌تر از گذشته، در صدد است به گونه‌اي رفتار كند كه حمايت غالب در فلسطين از وي فراهم آورد؛ بنابراين، به نوعي، موفقيت هر دو سوي اين مذاكرات، به تصميم مربع مقاومت وابسته است.
اين در حالي است كه با شكست تاريخي اسرائيل از جنبش حزب‌الله لبنان و نيز شكست نسبي تلاش يك ساله آمريكا و اسرائيل براي از صحنه به در كردن حزب‌الله و حماس از صحنه سياسي لبنان و فلسطين، مي‌توان گفت مربع مقاومت اكنون در نقطه اوج نسبی خود قرار دارد. در عين حال، آنها كه شتابزده به دنبال تشكيل كنفرانس آناپوليس هستند، بايد بدانند كه بدون جلب نظر اين مربع، توفيق چنداني نخواهند داشت.

اكنون دو راه در برابر مربع مقاومت قرار دارد؛ راه نخست، پافشاري بر موضع سنتي‌ محو اسرائيل يا صورت دمكراتيك آن و راه دوم ايجاد فضاي لازم براي عقب‌نشيني اسرائيل در مذاكرات صلح با دولت خودگردان و نزديك شدن به مطالبات فلسطين است.
بديهي است هر يك از اين دو راه و همچنين نوع پيگيري آنها، از مزايا و معايبي برخوردار است كه تحليل درست هزينه ـ منافع توسط مربع مقاومت، مي‌تواند زمينه گرفتن تصميم درست را فراهم كند.
برگرفته از سایت تابناک
 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:50  توسط K-Pax  | 
اقدام تحسين‌برانگيز مشاور رئيس‌جمهور در امور اطلاع‌رساني و رسانه، در صورت دارا بودن ضمانت اجرايي و عملي، مي‌تواند به عنوان نخستين اقدام مؤثر دولت در تعامل با رسانه‌هاي منتقد تلقي شود.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در حالي كه بسياري از كارها و اظهارنظرهاي انجام‌شده از سوي برخي مسئولان دولتي در تعامل با منتقدان و از جمله آخرين آنها (معرفي «كيهان» و «رسالت» به عنوان برترين منتقدان دولت) از سوي بسياري تحليلگران، اقداماتي تبليغاتي و صوري تفسير شد، مهدي كلهر در نامه‌اي خطاب به برخي رسانه‌ها، از آنان خواسته در صورتي كه دستگاه‌هاي دولتي در سال جاري، بدون ارسال پاسخ براي درج در رسانه‌ها، اقدام به شكايت در محاكم قضائي كرده‌اند، مراتب را مستند به دفتر وي ارايه كنند.

به گفته كلهر، وي اين نامه را به دنبال استقبال دكتر احمدي نژاد رئيس‌جمهوري از نقد سياست‌ها، برنامه‌ها و عملكرد مديران دولت نهم در حوزه‌هاي مختلف و با عنايت به تعامل سازنده دولت با مطبوعات و رسانه‌ها و رعايت همه جانبه موازين قانوني و حفظ حدود و حريم و وظايف و مسئوليت‌ها نوشته است.

اين نامه مي‌افزايد: دولت نهم به تمامي وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و استانداري‌ها تأكيد كرده است تا با تكيه بر قانون مطبوعات و بر اساس وظايف تعريف شده در مقابل چاپ مطالبي خلاف واقع، غيرمتعارف و ناصحيح در رسانه‌ها، در بدو امر پاسخ مناسب و روشن در چارچوب سياست‌ها و اهداف و رويكرد دولت نهم جهت درج در رسانه مربوطه ارسال نمايند و مسئولان محترم رسانه‌ها باتوجه به قانون مطبوعات اقدام مؤثر در اين مورد به عمل آورده تا ضمن تنوير افكار عمومي و نشر مطالب صحيح، الزامي به مراجعه به مراجع ذي صلاح نباشد و رعايت همه جانبه قانون مانع از بروز مسائل تنش‌زا و غير‌ضرور شود و از همين رو خواسته تا در صورتي كه خلاف اين امر انجام شد و دستگاه‌هاي دولتي بدون ارسال جوابيه و توضيحيه به رسانه‌ها از آنها شكايت كردند، اين امر به اطلاع وي رسانده شود.

هنوز مشخص نيست كدام رسانه‌ها شامل اين نامه كلهر مي‌شوند، هرچند احتمالا همه مطبوعات، خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي اينترنتي، مخاطب مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور بوده‌اند.

همچنين مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور، ضمانت اجرايي ابتكار خود براي تعامل با رسانه‌ها را اعلام نكرده و اين در حالي است كه بنا بر بررسي‌‌هاي خبرنگار «تابناك»، اكنون در پرونده رسانه‌هاي كاغذي و مجازي مفتوح و توقيف‌شده، ده‌ها شكايت از دستگاه‌هاي دولتي و به ويژه نهاد رياست‌جمهوري ديده مي‌شود كه بيشتر آنها بدون ارسال پاسخ و توضيح آن دستگاه، به رسانه‌ها تسليم شده است.

بنابراين، در صورتي كه مشاور رئيس‌جمهور اين گام باقي‌مانده را نيز بردارد، قطعا فضاي جديدي در تعامل كارشناسانه دولت و رسانه‌هاي منتقد به وجود خواهد آمد كه نتيجه آن، به سود كشور و مردم و دولت خواهد بود.
 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:48  توسط K-Pax  | 
«غلامرضا تاج گردون» معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گفت: بسیاری از کسانی که به عنوان دبیران و روسای کمیته‌های تدوین برنامه چهارم فعالیت می‌کردند افرادی متعهدتر نسبت به انقلاب، ارزش‌های انقلاب، امام و جنگ نسبت به بسیاری از دولتمردان فعلی هستند.

اظهارات معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی پس از آن مطرح می‌شود که جمعه شب گذشته «پرویز داوودی» معاون اول رییس جمهوری در همایش نکوداشت استادان نمونه بسیجی کشور گفت: «در تدوین برنامه‌های قبلی کشور نامحرمان حضور داشتند. آنها تلاش کردند براساس اومانیسم و سکولاریزم برگرفته شده از سیاست‌های آمریکا و غرب برنامه‌های خود را وارد برنامه‌های کشور کرده و قصد نفوذ داشتند که بوی تعفن آنها هر بسیجی را آزرده می‌کرد.»

معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در گفت‌وگو با خبرنگار آفتاب در واکنش به اظهارات معاون اول رییس جمهوری گفت: به دلیل اینکه آقای داوودی استاد بنده بوده و علم اقتصاد را به من آموخته، قصد ندارم به سخنان ایشان پاسخ دهم اما به عنوان کسی که در تدوین برنامه چهارم فعال بودم، تنها چیزی که می‌توانم بگویم این که بسیاری از کسانی که در تدوین برنامه چهارم فعال بودند افرادی متعهدتر نسبت به انقلاب، ارزش‌های انقلاب، امام و جنگ نسبت به بسیاری از دولتمردان فعلی هستند.

تاج‌گردون افزود: حاضرم ثابت کنم کسانی که حتی یک روز زحمت جنگ را نکشیدند امروز می‌خواهند به واسطه منافع سیاسی و یا گروهی خود سنگ بسیج را به سینه بزنند و سرمایه‌های انقلاب را که همان مدیریت 27 ساله کشور است پایمال کنند.

وی تصریح کرد: سکولاریزم واژه بی‌دینی است. افتخار برنامه چهارم ما حاکمیت سیاست‌های کلی اصل«44» است که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده و همچنین تایید شورای نگهبان که وظیفه صیانت از قوانین و تطبیق آن مطابق با شرع و قانون اساسی را دارند، دارد.

تاج گردون اضافه کرد: تمایل داریم هر آنچه که بوی سکولاریزم و بی‌دینی از این قانون استنباط می‌شود که موجب شده بوی تعفن و مشمعز کننده آن دل خیلی‌ها را به درد آورد، اعلام شود تا حداقل آنانی را که وظیفه صیانت از دین و شرع در قوانین جمهوری اسلامی را دارند، دچار اشتباه مجدد نشوند.

برگرفته از تابناک

 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:47  توسط K-Pax  | 
امروز چهارمين جلسه پارلمان لبنان براي انتخاب رئيس جمهور جديد هم به حد نصاب نرسيد و برگزاري آن باز هم به روزهاي آتي و اين بار به جمعه هفته آينده برابر با «نهم آذرماه» موکول شد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، بر خلاف بسياري از تحليل‌هايي که پيرامون کشمکش‌هاي سياسي لبناني در ماه‌هاي اخير عنوان مي‌شد و تعويق سه جلسه پيشين پارلمان را به اين اختلافات نسبت مي‌دادند، اما تعويق جلسه امروز، بيش از هر موضوع ديگري به کنفرانس «صلح آناپوليس» که قرار است در تاريخ «ششم آذرماه» برگزار شود، ارتباط داده شده است.

علي منتظري، کارشناس مسائل لبنان در اين باره به خبرنگار ما گفت: قبلا نيز از سوي بسياري کارشناسان اعلام شده بود که آمريکا به منظور جلوگيري از ايجاد خلأ دولت مرکزي و بروز ناامني در لبنان و به خصوص در جنوب اين کشور، از حمايت جريان 14 مارس در زمينه انتخاب رئيس‌جمهور بر اساس راي «نصف به اضافه يک نمايندگان پارلمان لبنان» دست برداشته و اين امر را به متوليان اين جريان نيز اعلام کرده بود. به همين دليل شخصيت‌هاي بارز 14 مارس همچون سعد حريري، امين جميل و وليد جنبلاط از سه هفته پيش، از طرح نصف به اضافه يک، دست برداشتند و بر حد نصاب دو سوم آراي نمايندگان براي انتخاب رئيس‌جمهور در مقر پارلمان لبنان اصرار ورزيدند.

وي افزود: از سوي ديگر، در يک هفته اخير تلاش بسياري به عمل آمد که در صورت لغو جلسه امروز پارلمان، همه گروه‌ها از توافق و عدم گرايش به سوي تشنج و درگيري‌هاي خياباني سخن بگويند که از قضا در تمامي اظهارات رسمي پس از اعلام رسمي لغو جلسه امروز پارلمان، تمامي احزاب و گروه‌ها از آرامش سخن گفتند. بسياري از کارشناسان معتقدند تعويق جلسه پارلمان به بعد از زمان برگزاري کنفرانس صلح آناپوليس، يکي از درخواست‌هاي مهم و اساسي آمريکا و فرانسه از طرف‌هاي لبناني بوده است تا بر جو حاکم بر کنفرانس آناپوليس تاثير منفي نگذارد.

اين کارشناس ادامه داد: در همين حال گفته مي‌شود طي يک هفته اخير، فشار بسيار زياد و سنگيني بر «بعبدا» مقر رياست جمهوري لبنان و رئيس‌جمهور «اميل لحود» وارد شده است تا از هر گونه تلاش براي واگذاري امور لبنان به فرد ديگري به غير از دولت کنوني به رياست فواد سينيوره، خودداري کند تا اوضاع کشور به رغم عدم توافق بر رئيس جمهور جديد، با آرامش سپري شود. اين در حالي است که اکنون پس از اعلام رسمي لغو جلسه امروز پارلمان، همه نگاه‌ها متوجه «اميل لحود» است که آيا تا قبل از ساعت 12 شب امشب، اقدامي را که پيشتر وعده داده بود، عملي مي‌کند و امور کشور را آنچنان که خود گفته بود، به دولت غيرقانوني فواد سينيوره واگذار نمي‌کند؟

منتظري افزود: در همين حال گزارش‌هاي رسيده از مصر حاکي است، وزراي خارجه 16 کشور عربي که در قاهره گرد هم آمده‌اند، طي نامه‌اي رسمي از آمريکا در خواست نموده‌اند موضوع بلند‌ي‌هاي جولان نيز در دستور کار کنفرانس صلح آناپوليس قرار گيرد تا بدين ترتيب امکان حضور سوريه نيز در کنفرانس فراهم شود و اگر چنين اتفاقي بيفتد، بسياري از جمله پاريس و واشنگتن بر اين باور خواهند بود که امور لبنان به شکل سريع‌تري حل شده و بار ديگر ورود سوريه به عنوان يک واحد موثر و طبيعي به صحنه سياسي لبنان، مورد توجه و اعتراف رسمي آمريکا و فرانسه قرار خواهد گرفت. اگر اين روند تحقق يابد، سياست استقرار آرامش در لبنان از سوي آمريکا ولو آنکه رئيس جمهور جديد انتخاب نشود، معنايي دقيق‌تر خواهد يافت.حتي بعيد به نظر نمي‌رسد سرزمين‌هاي اشغالي لبنان نيز موضوعي از موضوعات کنفرانس آناپوليس قرار گيرد که آنگاه بحث مشارکت يا عدم مشارکت اين کشور در کنفرانس آناپوليس، به صحنه سياسي لبنان باز مي‌گردد و موضوع سياست خارجي اين کشور خواهد شد.

وي گفت: خلأ حضور رسمي عربستان سعودي در ده روز اخير در لبنان و توجه اين کشور به کنفرانس آناپوليس نيز بيش از پيش مويد اين موضوع است که عربستان نيز در راستاي سياست واشنگتن در لبنان، خواستار استقرار آرامش و عدم توجه به سوي هرگونه تشنجي در سايه عدم انتخاب رئيس جمهور در لبنان بوده است. تعويق اجلاس پارلمان لبنان به بعد از کنفرانس بين‌المللي صلح آناپوليس، بيش از گذشته نشان مي‌دهد که آينده سياسي رسمي لبنان بيش از آنکه مرهون تلاش نيروها و احزاب ملي اين کشور باشد، مرهون آمريکا و نيروهاي هم پيمان داخلي‌اش در لبنان است و شايد از همين زاويه است که «سليم الحص» نخست وزير پيشين لبنان گفته است: دمکراسي در لبنان قبل از آنکه يک موضوع حقيقي باشد، يک امر شکلي در اين کشور است.

منتظري در پايان گفت: تحولات لبنان نيز طي ماه‌هاي اخير ثابت کرده است که لبنان فاقد جوهره حقيقي يک نظام دمکراتيک است و عقل و سرنوشت طايفي، همچنان بر دست و پاهاي اين کشور قفل‌هايي سنگين زده است. آنچه که از دمکراسي در لبنان در شرايط حال حاضر وجود دارد، دمکراسي بين طوايف و دمکراسي داخلي بين الطوايف است، امري که مي‌تواند همچون سال 1975 (سال آغاز جنگ داخلي لبنان) بار ديگر مصالح و منافع ملي اين کشور را زير پاي قدرتهاي بين‌المللي در خاورميانه و به خصوص آمريکا، قرباني کند. بر اساس همين نگاه طايفي است که از چند ماه پيش، طرح مراجعه به راي مستقيم مردم و انتخاب رئيس‌جمهور با آراي مستقيم مردم، در ساعات اوليه پيشنهاد، در نگاه نظام سياسي طايفي لبنان به سرعت مدفون شد و از آن به اخلال در قرارداد طايف تعبير و تفسير کردند.

 

 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:46  توسط K-Pax  | 

۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۲، ۱۵ مه ۲۰۰۳

پس از يک قرن تلاش برای گذار از استبداد به دمکراسی و از سنت به تـجدد، مردم ما در آستانه حرکتی تازه در راه تـحقق آرمانهای ديرپای خويشند. تـجربه بيست و چهار سال حاکميت دينی، تحول ذهنيت و فرهنگ سياسی مردم و بروز گرايش‌های آزادی خواهانه زمينه مساعدی برای شکل گيری و رشد نهادهای مدنی، جنبش‌های اجتماعی و سازمانيابی سياسی در جامعه پديد آورده است. آزمونهای شش سال گذشته، هـمراه با نقد آشکار وضع موجود، اعتراض و رودرويی در عرصه عـمومی و همچنين شرکت در انتخابات، اکثريت بزرگ جامعه را به هـمرأيی و نيروی خود آگاهتر ساخته و عزم و اراده ای جديد برای مبارزه در راه مردمسالاری برانگيخته است. جنبش‌های اجتماعی ان، جوانان و دانشجويان نقشی اساسی در اين مبارزه بعهده دارند.
حرکت اصلاح طلبانه دوم خرداد اگر چه دستاوردهايی هـمچون بامايی تناقضات قانون اساسی، گشايش فضای مطبوعاتی و کمک به انزوای جناح‌های اقتدارگرا با خود داشته است، اما اين حرکت نتوانسته است حقوق اساسی مردم و آزادی‌های فردی و اجتماعی را تثبيت کند. يکی ازعلل "بن بست اصلاحات" سرسختی اقتدارگرايان در تداوم استبداد است، اما علل ديگر آنرا بايد در محدوديت برنامه سياسی اصلاح طلبان، تناقضات نظری، اتکای يک سويه بر ظرفيت‌های قانون اساسی و کم توجهی به سازماندهی نيروهای جامعه مدنی جستجو کرد. اين تجربه نشان داد که اصلاحات تدريـجی و قانونی به ميانـجی مجلس و قوه مجريه، بدون تکيه به نيروی سازمان يافته مردم و تغييرات بنيادی در قانون اساسی به سرانـجام نـخواهد رسيد. ساختار سياسی و قانون اساسی جمهوری اسلامی که دين و دولت را درهـم آميخته و برپايه تبعيض ميان شهروندان بناشده است، نمی‌تواند مبنای تدوين قوانين و تنظيم مناسبات اجتماعی به شيوه ای امروزی و مردمسالارانه باشد.
امروز ولايت فقيه و نهادهای وابسته به آن بزرگترين مانع در راه استقرار مردمسالاری و ثبات و پيشرفت کشورند. ايستادگی آنان در برابر آراء ملت و جنبش اصلاحات به جدال فرساينده بين جناح‌ها، عدم هـماهـنگی دستگاهها و از دست رفتن اعتماد مردم انـجاميده و اساس مشروعيت نظام را فروريـخته است. تداوم سرکوب، نقض حقوق مردم و گسترش فقر و فساد، کشور را بسوی بحرانی اجتماعی و سياسی ميکشاند. در سطح بين المللی نيـز جـمهوری اسلامی نه تنها منافع ملی ايران را تامين نمی‌کند بلکه امنيت و تـماميت ارضی کشور را با خطراتی بزرگ روبرو ساخته است.
ر چنين وضعيتی هـمگامی و هـمآهنگی افراد و نيروهای آزادی خواه و ايـجاد يک جنبش وسيع دمکراتيک ميتواند اقتدارگرايان را به تمکين و پذيرش مطالبات مردم وادار سازد و راه دستيابی به آزاديهای سياسی، برگزاری انتخابات آزاد و در نهايت مراجعه به آراء عـمومی را برای تغيير قانون اساسی و گذار به دمکراسی بگشايد. تشکل جـمهوری خواهانی که در پی تـحول مسالمت آمـيز جامعه‌اند، با برنامه سياسی روشن و راهبردی مبتنی بر بسيج سازمان يافته مردم، گامـی در جهت شکل گيری چنين جنبشی است.
فرادستی نيروهای مردم‌سالار و جـمهوری‌خواه تنها با برنامه و مبارزه سياسی به دست نـميايد بلکه هـمزمان مستلزم گسترش فرهنگ دمکراسی، پيدايش نهادهای مدنی و پيوند سياست با منافع لايه‌های مـختلف اجتماعی است. تقويت فرهنگ دمکراسی و ايـجاد نهادهای مدنی، پايه‌های اقتدار گرايی را تضعيف ميکند و نيروهای طرفدار مردم سالاری رادر موقعيتی تعيين کننده قرار ميدهد.
ما امضاءکنندگان زِيـر، با ديـدگاههای اجتماعی و سابقه‌های سيـاسی گوناگون که به ارزشهايـی چون گفتگو، شکيـبايـی ، تحمل مخالف، حکومت قانون و آشتی ملی - بمعنای هـمزيـستی هـمه گرايـشهای سيـاسی درشرايط دمکراتيـک - پايبنديـم، اين متن را برای اتحادی گسترده‌تر ميان جـمهوری خواهان ايران منتشر می‌سازيم تا از راه گفتگو و بحث و تبادل نظر آشکار، در درون و برون کشور، ترميم و تکميل گردد و امکان تدقيق راهبرد مشترک سياسی و هـماهنگی در اقدامات عملی را فراهم آورد.
ما ديدگاه‌های خود را به شرح زير اعلام ميداريـم:
١ ـ مناسبترين شکل تحقق مردم سالاری در ايران نظام جـمهوری پارلمانی بر اساس تفکيک قوای سه گانه و تضمين حقوق و آزاديهای فردی و اجتماعی مندرج دراعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق‌های ضميمه آن است. اصل تناوب قدرت و انتخابی بودن سران کشور و دولت، هرگونه ادعای امتياز موروثی ، دينی و مسلکی را در امر حکومت بی اعتبار می‌سازد.
٢ ـ نظام جـمهوری بر اساس جدايی دين و مسلک از حکومت استوار خواهد بود، بدون آنکه مانع حضور و مشارکت پيروان هيچ مذهب و مسلکی در عرصه سياست باشد. اين جدايی امکان همزيستی دموکراتيک پيروان همه اديان و مذاهب و عقايد را در کنار يکديگر فراهم می‌آورد و دولت را از دخالت در عرصه خصوصی و زندگی شخصی شهروندان باز می‌دارد.
٣ ـ دوام دموکراسی بدون رفع تضييقات و محروميت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ممکن نيست. آزادی، عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی لازم و ملزوم يکديگرند. ما طرفدار توسعه پايدار، ايجاد امنيت اجتماعی و فرصت‌های برابر برای دسترسی هـمگان به مسکن و بهداشت، آموزش و فرهنگ و امکانات رفاهی هستيم.
ـ توسعه پايدار مستلزم همزيستی متعادل انسان با محيط زيست است. از اين رو ما خواهان حفاظت از طبيعت و محيط زيست برای سلامت نسل‌های امروز و بقای نسل‌های آينده ايم.
٥ ـ حقوق زنان حقوق بشر است. ما به برابری حقوق و مرد و اصول مندرج در "کنوانسيون رفع تبعيض از ان" اعتقاد داريم. ما خواهان تضمين قانونی حقوق زنان در خانواده و جامعه و رفع ستم‌های فرهنگی، سياسی و اجتماعی مبتنی بر جنسيت عليه زنان و فراهم آوردن امکانات لازم برای رشد استعدادها و توانايی‌های زنان درهمه عرصه‌های زندگی فردی و اجـتماعی هستيم.
٦ ـ ما به برابری کامل حقوق همه شهروندان بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های قومی، زبانی، مذهبی و شيوه‌های زندگی فردی عقيده داريم و خواهان جبران تضييقات گذشته نسبت به اقليت‌ها در زمينه‌های فرهنگی و سياسی و اجتماعی و تلاش در راه گسترش تفاهم بين اقوام و پيروان مذاهب گوناگون در ايران هستيم.
٧ ـ يکی از مبانی اداره کشور واگذاری تصميم گيری‌های مربوط به شرايط زندگی و اداره امور محلی و منطقه ای به نهادهای انتخابی مردم همان محل و منطقه است. سياست متکی بر توزيع مسئوليت‌ها و عدم تمرکز قدرت، در چهارچوب تماميت ارضی و اولويت مصالح ملی هـمراه با احقاق حقوق اقليت‌های قومی، هـمبستگی ملی ايرانيان را ريشه دارتر ميسازد و عامل تثبيت و تضمين حاکميت ملی خواهد بود.
٨ ـ ما طرفدار مبارزه سياسی مسالمت آميزيم و برگزاری هـمايش ، تحصن، راه پيمايی، اعتصاب و مقاومت مدنی برای رسيدن به مطالبات اقتصادی و سياسی و نيز مراجعه به آرای عمومی و هـمه پرسی را، جزئی از حقوق قانونی مردم و مطابق با معاهدات و موازين بين المللی می‌دانيم.
٩ ـ ما خواهان زدودن خشونت از روابط سياسی، اجتماعی و خانوادگی هستيم. ما شکنجه و اعدام را طرد و محکوم می‌کنيم و مجـازاتهای خشن و مغاير با حيثيت انسان را غيرقابل توجيه می‌دانيم. به اعتقاد ما دور باطل طرد و حذف و انتقام گيری‌های سياسی می‌بايد به آخر رسد.
١٠ ـ پايه و اساس سياست خارجی کشور، بايد منافع ملی و صلح جهانی باشد. ما خواهان گسترش روابط سياسی ايران با هـمه کشورها، بر اساس استقلال، حقوق مساوی و منافع متقابل هستيم.
ما ميکوشيم تا روند هماهنگی و همگامی جمهوريخواهان بصورتی دمکراتيک جريان يابد. پيشنهادهايی که برای ترميم و تکميل متن ارائه می‌گردد دراجلاسی که بزودی برگزار می‌شود، مورد بحث و بررسی قرارمی گيرد. اين اجلاس در مورد متن نهايی و گام‌های بعد تصميم خواهد گرفت.
برای امضاء بيانيه با آدرس زير تماس بگيريد.
emzaa@jomhouri.com

امضا کنندگان:
=ناصر آذرافروز، ايرج آذربايجانی، دلنواز آذری، م.آذری، داریوش آرامی، آرش آرشی، آرش آرمان ، آلیار آرمتی، سعید آریان، اميرهوشنگ آريانپور، مهرداد آريان نژاد، آرش آزاد، آينده آزاد، بابک آزاد، رستم آزاد، علي آزاد، ويكتوريا آزاد، بهار آزادفر، فرشید آزادفر، بهمن آزادگان، مزدك آزادمنش، اميد آزادی، حميد آزادی، نعمت آزرم، محمدکريم آسايش، آريا آشنا، ژانت آفاری، ناصر آقاجانی، آرش آقامير، حميد آقائي، هاله آگنج، محمد آل ابراهيم، مسعود آل شيخ، آرش آهنگر، سام آهنگر، بيژن ابتكار، آسيا ابتهاج، مهدی ابراهيم زاده، امير فرشاد ابراهيمی، محمدعلی ابراهيمی، ميترا ابراهيمی، هادی ابراهيمی، ساسان ابطحی، اکرم ابويی، سيد قدرت اتابک، ياشار احد صارمی، جمشيد احدی، احمد احقری، محمود احمدپور، حسين احمدزاده، حميد احمدزاده، بهروز احمدی، داريوش احمدی، سياوش احمدی، علي احمدي، ناصر احمدي، عليرضا احمدی يزدی، رضا احمديان، شهره احمديان، علی احمدیان، حسين اخوان، مهراب ارباب، خسرو ارجمندی، کاووس ارجمندی، گلی ارجمندی، ابوالفضل اردوخانی، طهمورث ازهاري، كمال ارس، محمد ارسی، اردوان ارشاد، احمد ارمغان،كورش استكي، محمد استکی، جعفر اسدالهی، بهمن اسدی، پوران اسدی، جمشيد اسدی، داريوش اسدی، رضا اسدی، سهيل اسدی، علی اسدی، حميد اسدی آغاجری، محمد رضا اسکندری، ماريا الويرا اسکوادرو، کيوان اسکی، زهره اسلاميان، محسن اسلاميان، نسرين اسماعيلی، پروین اشتهاردی، شاهرخ اشرفیان، مهتاب اشرفیان، ضياء اشکانی، شاهين اصغری، بهار اصفهانی، امير اعتدالی، بيژن اعتدالی، فرهنگ اعتمادی، محمد اعتمادی، حسن اغنامی، بيژن افتخاری، احمد افتخاری معصومی، رضا افرازی، داريوش افراسيابی، ناصر افراه، مهستي افشار، محمد افشاری نظری، علی افضلی، گودرز اقتداری، محمد اقتداری، بِِيژن اقدسی، محمد رضا اکبرآبادی، اكبر اكبري، حسن علی اکبری، محمد اکبری، مرتضی اکبريان، نسرين الماسی، رضا الموتی، سعيد الموتی، پرويز امام، بهرام امامی، پرويز امامی، جواد امان، علی امرالله وردی، مجيد اميدوار، اميررضا اميربختيار، اروند امير خسروی، بابك اميرخسروی، داريوش اميرعطائی، اميري راد، حسين اميری، شيرين اميري، عبدالحسين اميری، کامران اميری، محسن اميری، ويولا اميری، اعظم امين مقدم، ريزگر امين نژاد، احمدرضا امینی ،حسين اميني، علی امينی، مهدی امينی، حميد امينی پشندی، عبدالرضا امينيان، نادر انتصار، شهلا انتصاری، مرضييه انتصاري، سهيلا انتظاری، شهين انزالی، شاهين انزلی، کیارش انسی، آمنه انضاری، پويان انصاری، مريم انصاری، وهاب انصاری، محبوبه انگلوند، حسين انور حقيقی، عليرضا انوشي، نيک روز اولاد اعظمی، بهروز اهدائي، سيف الله اهدائی، مهرنوش ايرانبان، شهرام ایرانپور، كرد ايراندوست، اميد ايرانخواه، احسان ايران محبوب، عليرضا ايران نژاد، سيما ايزد، جهانگير ايزدی، عباس ايلامي، اکبر ايل بيگی، اختر ايمپرترو، شاکر بابازاده، حسن بابايی، داود بابائي، فريدون بابائی، محسن بابائي، رحيم باجغلی، بهنام باران، کورش باقر، احمد باقرپور، خسرو باقرپور، دانش باقرپور، اعظم باقرنژاد،آريا باقري، احمد باقری، شيدا بامداد، کوروش بامسی يزدی، جمشيد باميري، زهره بختيار، بهرام بديعي، عرفان بذرافشان، مهران براتی، مصطفی برانی، کورش برادری، هادی بردبار، جمشيد برزگر، علی برزوئی، امين برق جلوه، برديا برق جلوه، محمد برقعی، مهرزاد بروجردی، حميد رضا برهانی، خسرو برهمندی، سيف الله بسطامی، گلاره بصيری، نسرين بصيری، غلامرضا بقايی، فريبرز بقايی، يدالله بلادی، سهيلا بنا، جلال بوستانی، محسن بوستانی، محمد امين بهاالدينی، صغری بهرامی، حبيب بهرمن، دانيل بهروز، محمد بهزادی، محمد بهشتی، فرهاد بهمردي، محمد بهمني، اباذر بهنام، ايرج بهنام، حميد بي آزار، مهرداد بيداری، مارال بیدمشکی، موسی بيگلو، اسماعيل پارسا، امير پارسا، کورش پارسا، سياوش پارسا نژاد، عرفان پاريزی، داريوش پاشا، بهروز پاکزاد، علي پاك نژاد، مرتضی پاکی، سيروس پرتوی، حميد پرچم، حبيب پرزين، مجتبي پازنده، حسين پرواز، معصومه پروائي، عليرضا پروائی ليساری، اردشير پرهيزكاري، محمد پزشك فسائي، خسرو پورحسينی، محمد حسن پورخباز، آريانا پوردانا، محمد پوردوايی، مهدی پورصادق، حسن پورگاتبی، نادر پورمجيب، پرويز پورمحمدی، ح.پ.ق. ، علی پورنقوی، حسن پورهاشمی، پيمان پولادی، پويا پويائی، بيژن پيرزاده، رضا پيرزاده، هومن پيرنيا، فريبا پيروزپی، محمود پیروزرام، سعيد پيوندی، فؤاد تابان، شهرام تابع محمدی، ليلا تاج پور، محمد تاج دولتی، احمد تاجران، منصور تاری، فرهنگ تاولی، حبيب تبريزي، حميد رضا تبريزی، مسعود تبريزيان، شروين تجرد، اسد ترابی، اکبر تربت، عفت تربت زاده، اقدس ترکی، محمد تقديری، گوهر تقوي، محمود تقوی، کامران تلاطف، فريدون تنکابنی، فريده تنکابنی، دريادل توانا، هادی توانا، مهرداد توتونچی، نيره توحيدی،بامداد تورنگ، ياسمن تورنگ، پرويز توسلی،مجيد توفيق، محمد توفيق اسدی، بهرام توکلی، علی توکلی، كيانوش توكلي، احمد توماج، امير تهراني، شهرام تهرانی، شهريار تهرانی، فلور تهرانی، منوچهر ثابتيان، فرهاد جانيپور، جهانشاه جاويد، صحبت جباري، مسعود جبنی، شهرام جراحی، كورش جعفرپور، رضا جعفرزاده، داوود جعفرزاده فرد،پيوند جعفري ، حميده جعفري، زهره جعفري، صديقه جعفري، عاطفه جعفری،غلامرضا جعفري، محمد حسین جعفری، محمود جعفری، مريم جعفري، محمود جعفري تنگاكي، مهدی جلالی، جليل جليلی، عباس جمال زاهی، منوچهر جمالی، کاوه جمشيدی، فردوس جمشيدی رودباری، حسين جوادی، محمود جوادی، فرزاد جواهري، فرهاد جواهری يار،پويان جودت نيا، س.م. جورآباد، رضا جوشنی، احمد جهانشاهی، مهدی جهانفر، فروزان جهانگيری، مزدک جهانگيری، فهيمه چالنگی، رضا چرندابی، هرمز چمن آرا، هومن چوبینه، اكبر چناني، اهورا چوپان زاده، حوريه حائری، علی حاتم زاده، علی حاتمی، محمدعلی حاجیان، مهدی حاج ناظر، مهدي حاجي پور، هادي حبيب تبريزي، مصطفی حبيبيانی، اميرحسين حجازی، محمد حجت، نرگس حجتی، طه حسنيانی، بهرام حسين زاده، مهدی حسين زاده تنباکوئی، اعظم حسينی، حميد حسيني، رضا حسينی، سيد مهدی حسينی، علی حسينی، كريم حسيني، ناهيد حسيني، رحيم حسينی نسب، علی حصوری، عباس حق شناس، محمد حق گو، کريم حقی، ياشار حکاک پور، بيژن حكمت، داريوش حکيمی، کامران حکيمی، مهرانگيز حکيمی، محمد حمزه اي، يوسف حمزه لو، احمد حميدزاده، شهيد حميدزاده، فرهاد حميدی، محمد علی حيدری، خسرو حيدريان، مجيد حيدريان، محسن حيدريان، توران خاكسار، مهدی خانبابا تهرانی، نادر خانزاده، شهلا خانقاه، حسين خانی، شهلا خاوري، داوود خدابخش، فريبرز خردمند خاندانی، علی اصغر خرسند، منصور خرسندی، علی خرمشاهی، حبيب خرمی، حسين خرمی، طاهره خرمی، جواد خرمی مقدم، بهبود خسروي، رحمت خسروی، مريم خسروي، رضا خشنود، محمد خضري، عزيز خضريان، هادي خطيب، بهروز خليق، اميرحسين خنجی، مهدی خوشحال، جمشيد خونجوش، فريدون خيامی، عبداله خيشكار، کاوه دادگر، بیژن دادگری، آدين دادگری، غلامرضا دادنهال، حميد داديزاده تبريزی، بهمن داراب، رضا دانش، سپنتا دانش، فريد دانش، برديا دانشور، حسن دانشور، حميد دانشور، عباس دانشور، باور داور، محمد داور، مرتضی داور، نسرين داورکوئی، محسن درزی، سعيد درشتی، بيژن درگاهي، بهروز درمانگر، شهرام درویش، سيد سعيد درهمی، سياوش دريايی، صمد دژبان، نسرين دستافر، کورش دستوری، محمود دشتی، پناه دفتري، رضا دلقوی، مسعود دليجان، صوری دلير، آرمان دماوندی، اكبر دوستدار صنايع، مجيد دهبان باهمباري، احسان دهکردی، سميره دهقانی، سياوش دهقاني، مجمد دهقانی، مهرداد ديانتی، علی ذوالفقاری، امير راجی، غلام راد، فريدون راد، کيومرث رادپور، جمشيد رازبان، حسن رازی، علي اكبر راستگو، حميد راستی، رضا راستی، علی راسخ، محمود راسخ، علی راكعی، مهوش رامسی، حسن راهی، سروش رباط ، حلمت ربيعی، سيما رجب زاده، مهدی رجبی، هاتف رحمانی، بيژن رحمانيان، محسن رحمانيان، علی رحيم زاده، احمد رحیمی، عفت رحيمي، مرتضی رحيمی، نریمان رحیمی، سعيد رحيمی مقدم، بيژن رستگاری، رضا رستمی، يوسف رشوندی سرداری، رضا رشيدي، افشين رضازاده، محمد رضاکردی، پرويز رضايی، حسن رضايی، سعید رضائی، علیرضا رضائی، نسيم رضائي، علی رضوانی، سعید رضوی، شکراله رضوی، علی رضيی، داود رمضان زاده، سارا رنجبر، کاظم رنجبر، تينا رنجپور، جواد روانبخش، کمیل روحانی، وينا روحانی فر، فرهاد روحی، محمد روستائیان، بيژن روشنی، محمود روغني، حسن رونقی، نادر رهبري، مجيد رهگذر، مهدي رياضي، رستم زاده بوکانی، حسين زاهدی، احمد زاهدی لنگرودی، مراد زبردستی، ناصر زراعتی، وحيد زردوست، نادر زرگاری، فتحيه زركش يزدي، اکبر زرگر، اسماعيل زرگريان، حسن زرهی، البرز زماني، بابک زمانی، بهروز زمانی، هرمز زمانی، حسن زنده دل، مهين زندی، حميد زنگنه، حميد زواره ای، فرهاد زواری، علی زولان ور، حسن زهتاب، مليحه زهتاب، اميد سادات، سياوش ساداتيان، بابك ساساني، مجيد ساعتچي، احمد ساعدی،تورج ساعدي گلندوز، سعيد ساعی، مجيد ساعی، علی ساکی، علی سالاری، محمد حسين سبحانی، حميد سبزيکاری، سپهر سپهری، متيندخت سپهری، هدايت سپهی، نادر ستايش، جواد سجاد، منصور سحرخيز، جلال سرافراز، پارسا سربی، ليدا سرخوش، مريم سطوت، سامان سعادت، محمد رضا سعادتمندي، كيانوش سعادتي، محمود سعادتی، تورج سعدي گلندوز، محمد سعيدی، مهدی سعيدی، مسعود سفری نسب، جف سلامي، احمد سلطاني، انوشيروان سلطانی، حجت سلطانی، سيامك سلطانی، بابک سليمان پور، کمال سليمانی، مجيد سليمانی، محمد سليمانی، حسين سماکار، ايرج سميعي، علی سوری، منوچهر سهامی، سهيل سهراب، ژيلا سياسی، فرود سياوش پور، اسماعيل سياوشی، رضا سياوشی، محمود سيدی، فريده سيدی مقدم، نصرالدين سيلواناق، بهروز سيمايی، احمد سينا، رضا سينا، رضا شادابی، علي اشرف شادپور، زهره شاکری، عباس شاکری، علی شاكری، رحيم شامبياتي، كريم شامبياتی، کامران شاهرخی، مهدی شاهرکی، سعيد شاهسوندی، شيده شاهواريان، ژانت شاهوردی، رضا شاهين، رحيم شاهينی، ش. شايان، مسعود شب افروز، طلعت شپوری، حميد شجاعی، سعيد شروينی، حسام الدين شريعتمداري، حسن شريعتمداری، بهروز شريفی، شريف شريفی، عرفان خان شریفی، علی شريفيان، پروين شطی، نصراله شعرا، سهيلا شغفي، علی شفائی، حسين شفايی، بهرام شفيعي، اكبر شقايق، الهه شكرائي مشعوف، احمد شكرائي مشعوف، زينب شکوری، برزو شکوهمند، آزيتا شكوهي، شهلا شكوهي، ايرج شکيبائی، فرشته شکيبائی، حسن شمس، هادی شمس حايری، زينت شوشتری، شهريار شهابی، محمد شهدادی، شهريار شهرياری، فرهاد شهرياری، پاپک شيرازی، حميد شيرازی، رضا شيرازی، عباس شيرازی، علی شيرازی، رضا شيرانی، غلام حسين شيرعلی، فريبا شيشه، طوبی صابری، صادق صادق نژاد، عليرضا صادق نژاد، پروين صادقی، علی صادقی، محمد صادقی، مرتضی صادقی، عباس صادقی نژاد، حسن صادقيان، فريد صارمي، ايمان صالحی، سيدرضا صالحي، عبادالله صالحی، محمد علی صالحی، مهديه صالحي پور، پدرام صبوري، پريسا صحتی، جهانگير صحرانورد، رامين صحرانورد، عباس صداقتی، مريم صدر، مسعود صدر، مهين صدرايی، خسرو صدری، رضا صراف زاده،سهراب صفائيان، زمان صفتيان، محسن صفری، م.ح. صفورا، منوچهر صفی پور، رامين صفی زاده، حسين صمدی، رضوان صمدي، حسن صمديان، مسعود صمصامی، ساسان صميم کرد، رضا صميمی، هايده صنعتی، رضا ضديان، مهدی ضديان، شهباز ضرغام پور، مرتضي ضيابري، سام الدين ضيائی، حسين ضيائيان، شجاع ضيائيان، وحيده ضيامحمودی، حميرا طاری، اشکبوس طالبی، محمد حسن طالبی، جواد طالعی، امير طاهری، فرح طاهری، جمشيد طاهری پور، نجف طايفه، علي طايفي، عليرضا طباطبائی نژاد، اسفنديار طبری، امير طبری، عذرا طبری، محسن طبيبی، يونس طلائی، سعيد طلوع، مهناز طوسی،جمشيد طهماسبي، رويا طهماسبی، فاطمه طياری، مسعود طيبی، اسداله طيورچي، سهيلا ظريف منصور، حميد رضا ظريفی نيا، ضياء عابدی، گلاره عابدی، آريان عادل، منصور عارف، محمد عارفی نژاد، مسعود عالمی، احمد عباداللهی، مينا عبادپور، محمد عباسپور، بهرام عباسی، بهزاد عباسی، بهرام عباسيان، مجيد عبدالرحيم پور، حسين عبدالرزاقی، مرتضی عبداللهيان، اصغر عبدی، نسيم عبدی، شهلا عبقری، همایون عبقری، بيژن عدالتی، نائله عروجی، حسن عزيزي، پورا ن عسگری، حميد رضا عسگری، شهين عسگری، جواد عسكرزاده مارالاني، مهدی عسگريه، حسین عصار، علي عصري، امير عطرياس، فرزانه عظيمی، محمد علم بیگی، کاظم علمداری، حسين علوی، كاني علوي، مهدي عليا، مجتبي علي بابائي، جهانگير عليزاده، علی عليزاده، محمد عليزاده، ايرج عماد خراسانی، مناف عماری، مجيد عمرانی، ميرحميد عمرانی، ميترا عنافچه، هنگامه عنایت، بهروز عنايتی، كسري عنقائي، محمدرضا عين، خانی غفاری، نادر غفاري، رسول غلامپور، محمدرضا غلامپور، مونا غلامپور، راضيه غلامی شبانی(ابراهيم زاده)، بهنام فائزی، بهروز فاتح، مهران فاتحی، منوچهر فاضل، رضا فانی يزدی، سيد امين فانی يزدی، مهدی فتاپور، عباسعلی فتاح، مانا فتاح، اتابک فتح الله زاده، امير ح. فتح اللهی، جواد فتح اللهی، بهروز فتحعلي، بهمن فتحی، بيژن فتحي، سيروس فتحي، مسعود فتحی، کيوان فتوحی، مونا فتی، زهره فخرائي، رضا فخرشفائی،نادر فدائي، فرهاد فرجاد، حميد فرخنده، نيما فردوسی، محسن فردی، سعيد فرزانه، شهرام فرزانه فر، علي فشگي، دارا فرشيان، شهروز فرمانی، نزهت فرنودی(صالحيان)، نايكا فروتن، سهراب فروزنده، فرنوش فروزنده، نادر فروزی، حسين فروزين، احمد فرهادی، اميد فرهادی، منصور فرهنگ، ايمان فرهنگ زاده، مانی فرهومند، فريده فرهی، سيامک فريد، کيانوش فريد، داريوش فريدوني، فواد فريدوني، مزدک فريدونی، محمد رضا فطرس، احمد فقيه، راضیه فقیهی کاشانی، مجيد فلاح زاده، خالد فلاحيان، فيروزه فولادی، هادی فهيمی فر، بهنام فياضی، منصور فيض عرفان، هوشنگ فيلسوف، امير قاسمي، حبيب قاسمی، فرهنگ قاسمی، کبری قاسمی، آرمان قاسميان، مسعود قاسميان، بهمن قاضی، رضا قائمي، سياوش قائني، حسن قجاوند،منيژه قدرتي پور، بيژن قديمی، تهمينه قديمي، شاهرخ قديمي، يدی قربانی، عباس قره گزلو، منصوره قره گزلو، جواد قريشی، رضا قريشی،علی قشقاوی، حسين قلی پور، رحيم قنبري، علی اكبر قنبری، رزا قوام زاده، محمد قوامی تهرانی،محمود قوچانی، هوشنگ قهرمانلو، بهيار قهرماني، قاسم قهرمانی، رحيم قيومی، احمد ک. عسگری، صادق کارگر، حسن کازرونی، رحمان کازرونی، محمود کاشفی، سعيد كاظم، شيوا کاظم بری، حميدرضا كاظم پور، سروش كاظمي، محمد کاظمی، مهدی کاظمی، هاشم کاظمی، جعفر کاوه نيا، رضا کاويانی، کاوه کبيری، باقر كتان فروش، يوسف کر، محمود کرد، محمدرضا کردی، ساتراپ کرمانی، عزيز كرملو، عليرضا کرمی، ناصر کرمی، عليرضا کرمی شاهرخی، بهزاد کريمی، رضا کريمی، زيبا کريمی، سعيد کريمی، عليرضا کريمی، کاظم کريمی، كاوس كريمي، مجيد کريمی، محمد كريمی، ناديا کريمی، نسترن کريمی، محمد کريمی بکانی، احمد کريمی حکاک، رضا کريمی دره شوری، محمدکاظم کريمی گلپايگانی، بهرام كسماپور، سهيل كشاورز، مهران کشاورز، ناهيد کشاورز، واهيك كشيش زاده، سيامک کفاشی، مينوش کلامی، محمد کلانتری، محمد حسين کلانتری، بهمن کلباسی، فاطمه كلهر، منصور کمره، احمدرضا كمره اي، اشکان کنکاش، كمال كوثريان، ناهيد کوچک زاده، کاوه کورش نیا، پروين کوه گيلانی، نادر کهن، عباس كياسا، جلال کيابی، علی کيافر، فتانه کيان ارثی، مجيد کيان زاد، بهروز کيانفر، محمد قاسم کيانفر، هومن کيانی، کاميار کيايی، منوچهر کيوان، آرمين كيواني، رضا کيوانی، فرشيد گذری، نسرين گرگانی،ناتالي گريس، هوشنگ گلاب دژ، مسعود گلباز، حسن گلبانگ خراسانی موسوی، فريبرز گلدوست، بهرام گلزاري، رضا گلزاری، علی گلزاری، يادی گلزاری، حسن گلشاهي، سهيلا گلشاهی، اميرحسين گنج بخش، سيامک گودرزی، ناصر گودرزی،بهمن گوران، عزت گوشه گير، رضا گوهرزاد، ساعد لاريجانی، مجيد لحمی، اميد لشکری، حبيب لطفی، مزدک ليماکشی، علی ليمونادی، بهروز ماکوئی، كمال ماكويی، ليدا ماكويی، همايون ماكويی، احمد مالکی، زري مالكي، شروین مالکی، نسرين مالکی، آلما مايکيال، فرهنگ مبرهن، سهراب مبشری، مهرداد مبصری، رضا متقی، هاشم متقی، داريوش مجلسی، رضا مجلسی، فرهاد محتشم، ابراهيم محجوبی، علی محجوبی، عطا محسني، عليرضا محسنی، ابوالفضل محققی، سياوش محمدرضائی، حسين محمدزاده، مريم محمدزاده، نامي محمدزاده اصل، محمد حسين محمدشاهی، آبتين محمدی، بهمن محمدي، مجتبي محمدي، مجيد محمدی، ملیحه محمدی، علی محمدی مهابادی، شکوه محمودزاده، فرزاد محمودی، فرزانه محمودي، بهروز محموديان، حسين مختاری، علی مختاری، منوچهر مختاری، مژگان مدنی، مصطفی مدنی، پانته آ مديري، احمد مرادی، اصغر مرادی، حسين مرادی، طاهره مرادی، عطاءالله مرادی، علي مرادي، غلام مرادی، مهرنوش مرادی خسروانی، زهره مرتضوی، منيژه مرعشی، امير حسين مرمرچی، مصطفی مريد، هوشنگ مريد، خشايار مرودشتي، احمد مزارعی، عدنان مزاره اي، ناصر مستشار، پيمان مستعد، پروين مستوفی، مجتبی مشايخی، مهرداد مشايخی، مرتضی مشتاقی، وحید مشرف دهکردی، نوید مشکین فر، مهرداد مشهدي، آذر مشيری، حميد مشيری، عليرضا مصاحب، بنياد مصدق، عباس مظاهری، محسن مظفر، نسرين معارفي، ايرج معتدل، حميد معتمد، عباس معروفی، دانش معلم، رامين معلم، پدرام معلميان، مهر اعظم معمار حسينی، امير معنوی، کمال معير، احسان معيل، منيره معيني، مرجان مغربي، ابراهيم مفتاح، مسعود مفيد، امين مقدم، والنتين مقدم، داوود مقدوری، حسن مقصودی، مهرداد مقصودی، قوام مکی، مجيد ملكي، علی ملک زاده، علی ملک محمدی، مرتضی ملک محمدی، امير ممبينی، اميرهوشمند ممتاز، مهدی ممكن، سعيد منتظری، كامبيز منتظري، عارفه منجم، فریبرز منصوری، آذر منصور آفتاب روشاد، امير موثقي، علی موزونی، افشين موسوی، پروين موسوی، زری موسوی، فريدون موسوی، عبدالرحمان موسوي، نجف موغوئی، بابك مولاني، رضا مولائي نژاد، حسين مولودی صفا، احمد مومنی، خليل مومنی، مهدی مومنی، کمال مهابادی، خليل مهاجر، جعفر مهدوی،نادر مهدوي، نجات مهدوي، اكبر مهدی، رسول مهدی زاده، رامين مهديقلي زاده، آزاد مهر، تراب مهرابي گيلاني، بهجت مهرآسا، حميد مهرآسا، محمدعلی مهرآسا، سعيد مهراقدم، علی مهران، علی مهران اديب، فريبرز مهران اديب، بابک مهرانی، محمود مهرنوش، مهدی مهرنوش، سورنا ميرافشار، محمود ميرزاوند، غفور ميرزايی، منوچهر ميرزايی، حسين ميرصفيان، مهران ميرفخرايی، حسین میرکریمی، سيد سعيد ميرمحمدی، محمود ميرملکسانی، سعيد ميرهادی، اشرف ميرهاشمی، بهاره ميلانی، ناصر نادري، حجت نارنجی، مجيد ناظری، احمد ناظم، بهران ناظم، ايرج ناظمي، امير نامجو، هومن نامور، صالح نانوازادگان، فرخ نعمت پور، محمدرضا نباتی، پروانه نبی الحسینی، همايون نجار، احمد نجاتی، محسن نجد، علی اکبر نجفی زاده، اکبر نجم آبادی، شهاب نخعی، شهباز نخعی، رويا نراقی، محمود نزهت زاده، اصغر نصرتی، اصغر نصرتی(چهره)، بابك نصيري، محمد رضا نصیری ،مزدک نصيری، جليل نصيريان، مجيد نظری، ولی نظری، پرويز نعمان، فرهاد نعمت پور، رضا نعمتی، سعيد نعيمی، مهدي نفري، محمود نفيسی، نقي نقاشيان، مسعود نقره كار، محمود نقوی، محمد نكوروح، قاسم نکوکار، بهاران نگاه، مرتضی نگاهی، بابک نگهبان، فرخ نگهدار، سامان نمازيخوان، صادق نمازيخوان، م. صادق نمازيخوان، داود نواييان، داريوش نودهی، نصرت نوذري، علی نوربخش، امين نوربهشت، نادر نوروزاوغلو، مرتضی نوروزی زاده، منوچهر نوروزيان، احمد نوری، منوچهر نوری، پيمان نوش آذر، نادر نوشه، هانری نهرينی، علي نيدآذر، احسان نیک آئین، زرتشت نيك پندار، رضا نيک فر، فرياد نيک زاد، حبيب نيكمراد، علي واحدي، هوشنگ واحدی، ايرج واحدی پور، حسام وثوقی، طهماسب وزيری، هاله وزيری، محسن وطن آبادی، علی وفائی، پروين وفائي زاده، حسام الدين وكيلي، مجید ولدان، جهانبخش وليانپور، نيما هاتفی، شهرزاد هاديان،جهانگير هاشمی، کاظم هاشمی،سيما هاشمي فر، احمد هانجو، امیر هدائی، محمد مهدی هدايتی، علی هريسچی، حسين همايونفر، پروين همتی،سعيد همتي، ابوالفضل همدانی، کاميار هوبخت، سودابه هوشمند، حميد هوشور، هوتن هيبد، طهمورث ياسمی، آرمين يحي زاده، حسين يحيائی، عبدالرضا یداللهی، علیرضا یداللهی، مسعود يداللهی فرسانی، آذين يزدي، پيام يزديان، مجيد يکان، طلعت يگانه تبريزی، ايرج يوسفی، حسن يوسفی، غلامرضا يوسفي، مینو یوسفی،هادی یوسفی
انجمن ادبی کردهای مقيم مرکز ايران – تهران؛ انجمن پشتيبانی از آزادی مطبوعات و حقوق دمکراتيک در ايران - اتريش؛ انجمن مدافع دمکراسی در ايران - لس آنجلس، آمريکا؛ انستيتوی بين المللی امور ايرانی - کارولينای شمالی، آمريکا؛ تلاشگران جامعه باز- فرانکفورت، آلمان؛ جامعه ايرانيان آزادی خواه - برلين، آلمان؛ جامعه ايرانيان دمکرات - کلن، آلمان؛ جمعيت دفاع از جمهوری و دمکراسی در ايران (بلژيک)؛ جنبش تلاش برای آزادی و دمکراسی در ايران؛ راديو همشهري، لينشينگ، سوئد؛ کانون پژوهش فرهنگی ايران - گوتنبرگ، سوئد؛ کانون دفاع از دمکراسی در ايران - مالمو، سوئد؛ کانون دفاع از دمکراسی در ايران - هلند؛ کانون ديالوگ - گوتنبرگ، سوئد؛ کانون روشنفکران کردستان ايران - نروژ؛ کانون سياسی ايران آزاد(آلمان)؛ کانون فرهنگی سياسی ايرانيان - هامبورگ، کانون فرهنگی و سياسی انديشه - مونستر، آلمان؛ فعالين محيط زيست ، سبزهاي ايراني ـ ؛ سوئد؛
۴ دسامبر ۲۰۰۶

 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:41  توسط K-Pax  | 

۱ نوامبر ۲۰۰۷

اتحاد جمهوری خواهان ایران:
محاکمه و صدور احکام زندان علیه فعالان نهاد های مدنی
را محکوم می کنیم

محکومیت آقای منصور اسالو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد به پنج سال زندان و نیز آقای ابراهیم مددی معاون وی به سه سال و نیم زندان قطعی شده است. «جرم» آقای اسالو و آقای مددی تشکیل اتحادیه مستقل کارگران شرکت واحد و دفاع از حقوق صنفی کارگران بوده است. منصور اسالو، بعد از احیای مجدد فعالیت سندیکای کارگران شرکت واحد، طی سه سال گذشته بارها بازداشت شده و ماه ها به خاطر فعالیت های صنفی خود در دفاع از حق تشکل کارگران شرکت واحد تحت باجوئی و فشار های شدید قرار گرفته است. او سال گذشته بعد از هفت ماه بازداشت، روز ۱۸ مرداد ماه ۱۳۸۵ با سپردن وثیقه سنگین ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. آقای اسالو بعد از آزادی نیز بر اساس این بازجوئی ها به دادگاه فراخوانده شده است. او آخرین بار در شامگاه ۱۹ تیر ماه، بازداشت شده است و علیرغم اعتراضات سازمان های بین المللی کارگری و نیروهای مدنی و سیاسی کشور، هم چنان در زندان به سر می برد. آقای اسالو بیمار است و هنگام اعلام محکومیت، بعد از جراحی چشم، بر تخت بیمارستان زندان بستری بوده است. آقای مددی نیز، ۱۸ مرداد ماه، روز همبستگی جهانی کارگران با منصور اسالو، در مقابل منزل وی، بازداشت شده است و هم چنان در زندان است.
پنج سال زندان برای آقای اسالو و ۳ سال و نیم زندان برای آقای مددی، تاوانی است که آن ها به خاطر احیای مجدد فعالیت سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد تهران و حومه می پردازند.
آقای محمود صالحی یکی دیگر از فعالان جنبش کارگری نیز از روز بیستم فروردین ماه تاکنون در زندان است. «جرم» او شرکت در جشن بزرگداشت اول ماه مه، روز جهانی کارگر در شهر سقز، در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۳ است.

سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری با ردیف کردن اتهاماتی از قبیل تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری به ترتیب به ۳ سال، ۲ سال نیم و ۲ سال و یک ماه زندان محکوم شده اند. این سه دانشجو، بنا به رنجنامه ای که خانواده آن ها، خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشته اند، ماه ها تحت شدید ترین آزار ها و شکنجه روحی و جسمی قرار داشته اند تا به جرم های ناکرده اعتراف کنند.

فعالان کمپین یک میلیون امضا، یکی بعد از دیگری به دادگاه فراخوانده می شوند. طی چند روز گذشته خانم ها پروین اردلان، شهلا انتصاری، نوشین احمدی خراسانی، سوسن طهماسبی و فریبا داوودی مهاجر ... به خاطر شرکت در تظاهرات ۲۲ خرداد ماه سال گذشته، به دادگاه فراخوانده شده اند. آن ها با اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی مواجه اند. برخی از شرکت کنندگان در تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵، حکم محکومیت به زندان و شلاق گرفته اند از جمله عالیه اقدام‌دوست به ۳ سال و ۴ ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق، دلارام علی، به دو سال و ده ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق، بهاره هدایت به ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شده اند.

کانون نویسندگان ایران به عنوان نهاد مدافع حقوق نویسندگان و پاسدار آزادی اندیشه و بیان، تحت انواع و اقسام فشار ها قرار دارد و سال هاست که تلاش برای برگزاری مجمع عمومی آن با سد و مانع مخالفت دولت جمهوری اسلامی مواجه است. سانسور بر نشر کتاب تشدید شده است. تهدید ناشران و پلمب انتشارات معتبر و محاکمه نویسندگان به دلیل نوشتن، به یک روال عادی تبدیل شده است.

اتحاد جمهوریخواهان ایران محکومیت آقایان اسالو و مددی و دانشجویان امیرکبیر و نیز پیگرد و محکومیت فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آلود جمهوری اسلامی را محکوم می کند و خواستار لغو این احکام، آزادی فعالیت نهاد های مدنی، به رسمیت شناختن تشکل های مستقل نیروهای مختلف اجتماعی و پایان دادن به جو سانسور و سرکوب است.

اتحاد جمهوری خواهان ایران همراه با سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و همصدا با ۲۳۰۰ نفر امضاکنندگان طومار حمایت از آزادی آقایان اسالو و مددی، خواستار آزادی فوری فعالان جنبش کارگری و به رسمیت شناختن سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه است. تلاش برای جلب حمایت بین المللی برای آزادی اسالو، مددی و دیگر فعالان جنبش کارگری و نیز رهایی هرچه سریعتر دانشجویان زندانی و توقف پیگرد فعالان کمپین یک میلیون امضاء وظیفه عاجل، مهم و همگانی ماست.

هیات سیاسی – اجرائی
اتحاد جمهوریخواهان ایران
۱۰ آبان ۱۳۸۶
۱ نوامبر ۲۰۰۷

مطالب برگرفته از سایت جمهوری

 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:40  توسط K-Pax  | 

مهران براتی
مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح/صداس آلمان

ایران | 27.11.2007
مهران براتی: حکومت ایران همیشه در لحظه‌ی آخر جام زهر را می‌نوشد
Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: مهران براتی
دکتر مهران براتی، کارشناس سیاست خارجی، تاکید می‌کند که میزان زیان‌های ناشی از تحریم ایران برای سرمایه‌گذاران آلمانی ناچیز است و دولت آلمان از سیاست جهانی در برخورد با جمهوری اسلامی ایران پیروی خواهد کرد.

تاکید صدراعظم آلمان بر سختگیری در تحریم اقتصادی ایران، موجب بحث‌هایی در محافل بازرگانی و نشریات آلمانی پیرامون خسارت‌های داخلی این تحریم شده است. به نقل از کارشناسان اقتصادی وزارت دارایی آلمان، زیان کاهش مناسبات اقتصادی ایران وآلمان، تا سال ۲۰۰۸، رقمی معادل ۸۰۰ میلیون یورو خواهد بود.

در این مورد با دکتر مهران براتی گفت‌وگو کرد‌ه‌ایم:

دویچه‌وله: اشپیگل آنلاین گزارش داده که تحریم اقتصادی ایران ازسوی آلمان برای مالیات‌دهندگان و دولت آلمان بسیار گران تمام می‌شود. دلیلش هم تضمین اعتبارات صادراتی آلمان توسط دولت است. دولت مجبور است ضرر این شرکتها را در صورت عدم معامله با ایران جبران کند.

مهران براتی: این گزارش کاملا درست نیست. دولت آلمان اصلا حق ندارد به صادرکنندگان کالا وامی بدهد. آن چیزی که اینجا گفته شده، منظور همان بیمه‌های هرمس هست که این یک بیمه‌ی دولتی‌ست برای اینکه شرکتهای آلمانی به نقاطی که از نظر سیاسی مطمئن نیستند، امکان درهم‌ریزی، کودتا یا دلایل سیاسی دیگری ممکن است وجود داشته باشد که این شرکتها سرمایه‌گذاری‌ یا طلب‌هایشان نتواند واصل بشود، از طریق این بیمه انجام می‌گیرد.این بیمه خودش یک شرکتی‌ست که سرمایه‌گذار است و سرمایه دارد. این درست است که آنوقت اگر این بیمه مجبور بشود آن وجه بیمه را به صادرکننده بپردازد، چنین ضرری متوجه دولت آلمان هست. ولی این ضرر متوجه بیمه‌ای‌ است که خودش در جای دیگری بیمه است. بنابراین ضرر اقتصادی در نهایت متوجه اقتصاد آلمان است و دولت آلمان مستقیما در بودجه عمومی‌اش از این بابت تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد. گزارشاتی که در این قسمت آمده، اگر نادرست نباشد، کامل نیست.

به این ترتیب نگرانی‌های اقتصادی در عزم خانم مرکل برای حضور در بلوک تحریم ایران خللی وارد نمی‌کند؟

ایشان در مصاحبه‌ای با روزنامه‌Die Welt گفته‌اند که ایران امنیت اسراییل، امنیت کل منطقه، اروپا و جهان را با برنامه‌ی اتمی خودش تهدید می‌کند. خانم مرکل می‌گوید ما خواستار این هستیم تا مشکلات با ایران از طریق مذاکره انجام بشود. اما اگر به نتیجه نرسیم، باید آماده تحریم‌های گسترده‌ترباشیم. خانم مرکل از این صحبت‌عقب‌‌نشینی نخواهد کرد. ایشان تا حالا چنین حرفی را در مورد هیچیک از کشورها، نه در مورد چین و نه در مورد کره شمالی و نه در مورد روسیه و نه در مورد هیچ کشوری مطرح نکرده است. به همین دلیل هم فکر می‌کنم ایشان در تصمیم‌اش خللی وارد نشود.

خانم مرکل درعین‌حال اعلام کرده، مصمم به جلوگیری جدی از صدور کالای آلمانی به ایران و خرید آن از طریق واسطه، از جمله از طریق دوبی است. آیا خانم مرکل به عنوان صدراعظم آلمان مجاز هستند قبل از این که تحریم ایران قانونی بشود، از این مسئله صحبت کنند؟ چنین تصمیمی نیاز به مصوبه قانونی ندارد؟

معمولا این نوع مصوبات بسیار گسترده‌، با استناد به مصوبات شورای امنیت انجام می‌گیرد. اما کشورها در سیاست‌گذاری‌های خود، امکان این را دارند که اگر خطری متوجه اقتصاد یا امنیت آلمان بشود، فعالیت‌های شرکتهایی را ممنوع بکنند. مثلا شرکت زیمنس قرار است ۲۴ نیروگاه برق ایران را بسازد یا ۱۵۰ دستگاه لکوموتیو به شرکت راه‌ آهن ایران بفروشد که این چیزی در حدود ۴۵۰ میلیون یورو حجم دارد. حالا، دولت آلمان به این شرکت می‌گوید که فعلا معاملاتش را راکد بگذارد. از آن طرف تمام سهم معاملات شرکت زیمنس با ایران، چیزی در حدود ۱ درصد کل فعالیت‌های اقتصادی‌اش است. در حالی که حجم معاملات همین شرکت با آمریکا چیزی در حدود ۱۴میلیارد است. این شرکت بایستی فکر بکند که آیا تحریم‌های آمریکا را حاضر است بپذیرد یا بر سر معاملاتی که با ایران قرار گذاشته و قرارداد اولیه را امضا کرده است پابرجا بماند. معلوم است که زیمنس به نفع آمریکا تصمیم خواهد گرفت، یعنی آلمان یا خانم مرکل لازم نیست زحمت زیادی در این مورد به خودش بدهد. همین تحریم‌ها که آمریکا در مورد شرکتهای طرف معامله با ایران قائل شده است، کافی خواهند بود. خانم مرکل باید تنها اینها را تایید کند. مرکل و اروپا احتیاج به تصمیم‌گیری‌های خیلی گسترده و عجیب‌ وغریبی ندارند، فقط می‌توانند تصمیماتی که تا حالا گرفته شده را تضمین کنند یا گسترش دهند.

از نظر سیاسی اپوزیسیون آلمان، مثلا حزب سبزها در این مورد چه کار خواهد کرد؟ آیا این بحث‌ها چالشی در سیاست داخلی آلمان ایجاد خواهد کرد؟

به نظر می‌رسد همه احزاب آلمانی حاضر در مجلس این کشور، در این مورد که ایران نباید به سلاح اتمی دست پیدا بکند، توافق نظر دارند. تنها مخالفت بر سر احتمال حمله‌ی نظامی‌ست. چالش موجود این است که حزب سبزها می‌گوید دولت آلمان به اندازه‌ی کافی برای پیدا کردن راه‌حل سیاسی به خودش زحمت نمی‌دهد. به همین دلیل هم به احتمال قوی دولت آلمان مذاکرات و صحبت‌های خودش را یا پیشنهادهای خودش را با آقای سولانا مسئول هماهنگی سیاست خارجی اروپا انجام خواهد داد. آقای سولانا گفته منتظر دریافت پیشنهاد جدیدی از طرف ایران است که تکرار پیشنهادات گذشته نباشد. ایشان باید تا ۱۰ دسامبر گزارش خود را به اتحادیه اروپا و شورای امنیت بدهد و تا ۲۳ دسامبر باید طرح اولیه‌ مصوبه‌ی شورای امنیت توسط فرانسه، تهیه شود. در این یکماه باقیمانده، آلمان و کشورهای اروپایی باید ببینند که امکان نزدیکی‌شان به ایران چقدر است و ایران را به تهدید به چه می‌توانند بکنند. فعلا به نظر نمی‌آید ایران پیشنهاد جدیدی داشته باشد.

خود شما با این صحنه‌ای که توصیف کردید، فکر می‌کنید ایران این بار با جدی‌ترشدن تهدیدها از طرف متحدین بالقوه‌ی اروپایی‌اش چه خواهد کرد؟

مسئله‌ی حق و ناحق و اینکه ایران حق دارد غنی‌سازی بکند یا نه، در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد. فعلا شرایط چنین است که دنیا ایران را زیر فشار قرار می‌دهد. به این ترتیب، اقتصاد ایران درهم خواهد شکست و منافع ملی ما به‌خطر خواهد افتاد. بنابراین بهترین راه این است که ایران پیشنهاد ۱ + ۵ را قبول بکند. تا به حال چنین نبوده ولی ایران همیشه کشوری بوده که در لحظه‌ی آخر جام زهر را نوشیده است. این بار هم احتمال این هست که ثانیه‌ی آخر این کار را انجام بدهد. این تنها پیشگویی‌ست که من می‌توانم بکنم. متاسفانه سیاست ایران یک سیاست قابل پیش‌بینی نیست.

مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح

برگرفته از سایت جمهوری

 |+| نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:37  توسط K-Pax  | 
امروز خسته ام. نمیدونم چه مرگ شده، ولی اینو بگم که یک میهن پرست همیشه میهن پرسته فرق نمیکنه در چه کشوری زندگی میکنه یا چه نوع حکومتی داره وسلام.
 |+| نوشته شده در  2007/11/27ساعت 19:56  توسط K-Pax  | 

كورش بزرگ فرمود : فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك سپارندتااجزاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهدحال تو اي آريايي اين را براي همه بفرست تااين ايرانيان عرب زده ازهويت پدرشان باخبر شوند. باسپاس ، يك آريايي

ناسیونالیسم

 |+| نوشته شده در  2007/11/27ساعت 19:44  توسط K-Pax  | 
متاسفم!

۱- دختر 17 ساله ايراني با 2 نفر که مي خواستن بهش تجاوز کنن درگير ميشه و اون 2 نفرو ميکشه حالا اون دختر 17 ساله تو زندانه که وقتي 18 سالش شد اعدامش کنن اون دختر به خاطر دفاع از خود و حفظ ابروش تو زندانه.

۲- پي تجاوز وحشيانه 6 افغاني به يك دختر جوان ايراني و بي توجهي مسئولين . با هماهنگي چند دانشگاه كشور' روز 15 بهمن تجمع و تظاهرات اعتراض آميزي مقابل سفارت افغانستان راس ساعت 10 صبح برگزار ميگردد. از زن و مرد ايراني' از كوچك و بزرگ ' از همه جاي ايران تقاضامنديم در اين تظاهرات شركت كنيد.

بی صدا فریاد کن

 |+| نوشته شده در  2007/11/27ساعت 19:39  توسط K-Pax  | 

روزگار عجیبی بود شک به اینکه که هستم. مدتی بود که بعد ازتمام لطفهایی که خداوند به من نموده بود تصمیم داشتم لطف خدا را جبران کنم تصمیم گرفتم باردیگرآرزویی کنم چون هر وقت ازخدا چیزی خواسته بودم به من بخشیده بود اینبارازخدا خواستم هیچوقت رهایم نکند نه نه اینبار از خدا خواستم درمن باشد اما بعد ازمدتی ازخواسته ام خنده ام گرفت به خودم گفتم خدا این همه انسان خوب ومومن را رها کند ودرون من باشد اینجا بود که یاد این افتادم که خداوند در قرآن فرموده : من از رگ گردن هم به شما نزدیکترم. اینجا بود که تصمیمی بزرگ در زندگی ام گرفتم تصمیمی که مسیر زندگی مرا به طور کلی عوض کرد ومن که نماز را سبک وسنگین می خواندم تبدیل به انسانی شدم که حالا اگر نمازم غذا شود دیگر خوابم هم حرام می شود وبهتراست بگویم خواب برمن حرام می شود پروردگار را ازاین همه لطف شکرمی گویم. خدا راشکر

مدتی گذشت سبزی وتراوت عجیبی تمام زندگی ام را فرا گرفته بود دیگر ناممکن برایم وجود نداشت قصه ها حکایات وروایاتی که از زمان تولد تا به آن هنگام خوانده بودم به لحظه ای به یادم می آیند در هر مشکلی که برای نزدیکانم بوجود می آید یک لحظه به حال عجیبی فرو می روم وتا به خود می آیم می بینم که آنها از زبان من شنیده اند که مشکلشان حل گشته است. مدتی از این حالت نگران بودم واز خودم می ترسیدم گوشه گیر وکم غذا شده بودم.مدتی در همین حالت بودم تا وارد به دانشگاه شدم تصمیم داشتم با کسی سخن نگویم از خدا خواسته بودم که کسی با من دوستی نکند چون تجربیات گذشته درس عجیبی به من داده بود واین بود که بیشترتنهایی را درمن بیدارمی کرد. در اتاقهای خوابگاهی که درآن زندگی می کردم با اینکه اتاقها چهارنفره بودند اما من همیشه تنها بودم آخه هم اتقاقی هام فقط به خانواده هاشون این اعتماد رو داده بودند که در خوابگاهند اما بیشتر وقتشون  بهتره این رو نگم کجا ومن بعضی شبها می دیدم که دیروقت میان ویه سری به اتاق می زدن.

دیگه از تنهایی خسته شده بودم همه فعالیتهای زندگی من عالی ومناسب بود درسهایم را مرتب می خواندم و خوب می خوابیدم اما بالاخره انسان در تنهایی احساس خستگی می کند وجویای کسی است که با او سخن بگوید. یکی ازهمین شبها بعد ازنمازشب صدای عجیبی وارد ذهن من شد صوتی عجیب که بدون وصف است.

می شندیم می گفت هستی شک نکن که هستی ترسیدم از اتاق بیرون اومدم بیرون هم تاریک بود بیشترنگران شدم به اتاق شدم خودم را به خواب زدم اما هر لحظه که می گذشت وسعت صدا بیشتر می شد هستی با یک صدا وسیدی با صوتی دیگر وتعداد گویندگان این صدا هم هرلحظه بیشتروبیشتر می شدند تا اینکه دیگه تحملم تمام شد یادم اومد که وقتی کودک بودم وقتی می ترسیدم رو به قبله می کردم وبا تمام وجودم خدا را صدا می کردم اما اینبار نمی دانم چه شد که بعد از چند بار خدا خدا گفتن ونام های خداوند را صدا زدن به زبانم آمد که گفتم آیا من سیدم و ازنسل امامان معصوم چون همیشه احساس می کردم که از این نسل باشم اما شواهدی که ثابت کننده این موضوع باشد دردست نبود فقط همین را می دانستم که پدربزرگ پدرم را کریلایی محمد آخوند صدا می زدند ومی گفتند که امامه ای سبزبه سر می بسته ومردی مبارز بوده که بارها توسط نیروهای انگلیسی ورﮊیم پهلوی تبعید می شده قدیمی های فامیل می گفتند بعد از اینکه تبعید می شده منطقه ای که ازآنجا خارج می شده از رونق تجاری وکشاورزی خود می افتاده ومردم آنقدرازرفتنش غمگین می شدند که با نیروهای دولتی درگیرمی شدند وبارها می شده که نیروهای انگلیسی دستور لغوتبعید کربلایی محمد را صادر می کردند و.......................

همین جا بود که بعد ازاینکه حضرت مهدی صاحب الزمان را قسم دادم درحال بیداری ونه خواب خودم را روی قایقی دیدم که از اطراف تپه ها ی کوچک دریاچه اش بودند وبعد از عبور از باریکه ای در دریاچه وسیع که بسیارزیبا بود درانتهای رود مردی بلند قامت را دیدم که لباس سبززیبای به دستش بود اما انگار سرش درنورخورشید پنهان شده بود ونورعجیب صورتش رو پوشونده بود من به این جزئیات توجهی نداشتم فقط به دستش نگاه می کردم که لباس عربی روتازده برروی دو دستش به طرف من گرفته بود وبازبانی شیرین می گفت بفرمائید فرزند ابوتراب بیقرار شدم وبه گریه افتادم که دیدم همه چیزبه یک لحظه محو شد ومن به عالم طبیعی خودم برگشتم تا صبح گریه کردم اما نمی دانم این همه گریه چه طوراز من بود نگرانی اضطراب وترس دیگربرایم بی معنا شده بود بعدازخواندن نمازصبح حس وحال عجیبی داشتم حس عجیب بزرگ شدن انگاربزرگ شده بودم وآدم قبلی نیستم به خدا قسم بارها خودم را امتحان کردم که مغرورنشده باشم.ودیدم که اینطور نیست ومن واقعا بزرگ شدم.

ناگفته های زیاد دیگری دارم که آنان را نمی دانم به که بگویم واین کلمات تنها قسمتی ازوقایعی بود که دراینجا بیان کردم.حال ازفشارهایی که ازنزدیکان به من وارد می شد وبسیارآزارهایی که بازهم ازاعمال مردم بود چه بگویم نمیدانم آخرمگر1400سال گذشته وفشارهایی که به اسلام وارد شده تجربیات ودرسهایی برای جماعت نبوده که طوری رفتارمی کنند که اینها انگاراصلا مسلمان نیستند.دراین زمان بود تصمیم گرفتم برای آموزش احادیث به مسجد بروم بعد ازخواب بدی که دیدم واون موجودات و نمادهای شیطانی آنها دجال وورودآن شروع به آموزش احادیث از کتب حدیث نمودم وبه هرکس که می رسیدم حدیثی می آموختم.

و برای اونها نشانه هایی از قرآن رو بیان می کردم مدتی نگذشته بود که معجزه ای رخ داد وقسم به عزمت خداوند افرادی که هرگزقرآن نخوانده بودند با قرآن چنان نزدیکی پیدا کرده بودند که به جرات می تونم بگم با گریه وقرآن به دست شبها به خواب می رفتند من نمی دونم چه احساسی بود که این افراد چنین حسی را وارد می کرد حتی چند نفرکه بدجوری بی دین وبدجوری جهنمی شده بودند واصلا امیدی به بازگشت این افراد نبود خود تبدیل به تعلیم دهنده های احادیث شده بودند وهمیشه ازمن اسم کتابهای تفسیروحدیث ومی پرسیدند من هم که مدتی باورنمی کردم باورکردم واین همینطور بین همه گسترش پیدا کرد استخاره کردن به قرآن که بچه ها روازخیلی ازخواسته های نابجا و وسوسه کننده شیطان دور می کرد به جرات می تونم بگم که خدا بزرگترین معجزه ها را به من نشان داد که هرکدام معجزاتی را در خود جایی می دهند. معجزاتی که باعث از بین رفتن خیلی از توطئه ها وتهاجمات عده ای خود فروخته به قاتلان فرزندان این سرزمین شده بود شهدایی که مردانه انقلاب کردند و دلیرانه ایستادگی نمودند هشت سالی که هیچ کشوری درجهان توان این مدت ایستادگی را به لحاظ علمی ندارد

اما این جریان علمی نیست بلکه الهی است. وفرزندانی که بی اعتماد به حقیقتهای این نسل شده بودند چنان عاشورایی شده بودند که دروصف نمی گنجد مدتی بعد تصمیم گرفتم که این جریان را درمسجد امتحان کنم اما خدا می داند که چه برمن گذشت آنقدراز ظاهرگراها سختی به من رسید که خدا می داند و بس وهمان کسانی که بسیار مرا ازتکلیف دور می کردند با توطئه هایشان مرا از مسجد دورکردند ومن آنها را نیرنگهایشان به خدا لعنت کردم مدتی بعد به گوشم رسید که به خاطرحمل مقدار زیادی مواد مخدردستگیرشده اند.

دیگراخبارهای اینگونه هم برایم از بلاهایی که به سراین افراد می آمد وبسیاراز آنهایی که مرا به احزاب وگروهها برای تبلیغ برای آنان متهم می کردند به بیماریهای لاعلاج ومثیبتهایی دچارمی شدند که بارها خودم به امامان معصوم(ع) آنها را قسم می دادم که ازدشمنی با من دست کشند واعمال خویش را درست کنند ولی تمام آنها راه شیطانی را دنبال می کردندوبا این همه بلا و بیماری درس ازعاشورا نگرفته بودند که با قاتلان فرزندان بنی هاشم وآنهایی که آزاربه فرزندان امامان میرساندند خدا چه کرد آخرمی ترسم که این همه شهید برای این سرزمین وبنای عاشورایی همیشه زنده برای اسلام وزنده نگه داشتن یاد قدسیان آسمانی مرا لعنت کنند که مسجد را رها کردم اما به خدا دیگروجود این همه ظاهرگرا وبسیاری خودفروخته به توطئه گران صهیونیست ومنافق که به لباس شهدا وارد شده اند جایی برای من درنمازوآموزش قرآن وحدیث درمسجد نمانده است.

تمام توانم را برای عاشورا گذاشته ام که بزرگترین روایت کننده مظلومیت حق است. وهرسال جوانان بنی هاشم ودوستان وعاشقان را برای زنده نگه داشتن این واقعه تعلیم می دهم زیرا

به خدا می ترسم آنان عاشورایی وارونه را بیاموزند که به نفع دشمنان اسلام وشهدای ماست.

زیرا عاشورا معجزه گری عزیم برای من بود آری ظهرعاشورای 15 سالگی من شروع زندگی من برای جانانم مولایم حسین(ع) بود وخدمت به فرزندش امام مهدی(ع) که حجت خداست.

 

انشاالله مسلمین زنده کنندگان این حقیقت باشند. وتهمتهای ناروای دشمنان اسلام را خنثی کنند.

مطالب برگرفته شده از وبلاگ بوی گل بهار نارنج

 |+| نوشته شده در  2007/11/24ساعت 20:18  توسط K-Pax  | 
من یه چند تا استاد کامپیوتر دارم که اسمشون اصلا تو اینترنت نیست خواستم یه کمکی بهشون بکنم!

۱- سید احمد سلیمانی

۲- مازیار اسمنی

۳- آزاده جمالی

۴- شیدرخ گودرزی

 ۵- حمیده رضایی

۶- ام هانی محمدی

 |+| نوشته شده در  2007/11/24ساعت 11:10  توسط K-Pax  | 
 
  بالا