تبليغاتX
میهن پرست

میهن پرست

مطالب این وبلاگ فقط برای کسانی است که میدانند نمیدانند

آماری عجیب ولی واقعی از بلاگفا

 
حقایقی در مورد هر سایتی وجود دارد که تنها مدیران آن سایت و با بررسی گزارشهای آماری آنرا می دانند. انتشار اینگونه اطلاعات علاوه بر جذابیتی که می تواند برای خوانندگان داشته باشد شاید دید بهتری از دنیای وبلاگهای فارسی ایجاد میکند.  در ادامه با اشاره ای خواهم داشت به برخی اعداد و آماری عجیب و جدید که از بانک اطلاعات سایت BLOGFA.COM تهیه شده است. لازم است اشاره کنم این گزارش براساس اطلاعات  پنج روز پیش (آذرماه 86) و پس از آخرین پروسه حذف وبلاگهای بدون محتوا و آزمایشی تهیه شده است. و همچنین به دلیل محتوای برخی وبلاگها و مشکلاتی که ممکن است انتشار آدرس یا نام این وبلاگها در این گزارش برای ایشان ایجاد کند به  آدرس وبلاگها اشاره نشده است.

بیشترین تعداد پست ثبت و منتشر شده در یک وبلاگ زیر مجموعه سایت  بیش از شانزده هزار ( 16071 ) پست می باشد. همچنین در مقام بعدی نیز وبلاگی با 12979 و بعد از آن وبلاگی با  10526 پست وجود دارد. سه وبلاگ برتر (و شاید تعداد زیادی از پنجاه وبلاگ برتر) از نظر تعداد پست در حوزه  اخبار و انتشار مقالات فعالیت میکنند و در حال حاضر نیز فعال هستند.

بیشترین تعداد نظرهای ( کامنت) ثبت شده در یک وبلاگ بیش از صد و شصت هزار ( 162067 ) مورد می باشد. این تعداد نظر در وبلاگی با 817 پست ثبت شده است.تعداد زیادی از نظرات پستهای این وبلاگ بیش از 2000 یا حتی 3000 نظر است. همچنین در مقام بعدی وبلاگی با 62477 نظر وجود دارد. هر دوی این وبلاگها بصورت گروهی بوده و درباره فیلمها و سریالهای محبوب هستند. (محتوای نظرات و اینکه احیانا اینکه توسط ربات ارسال نشده باشد بررسی شده است). در بین وبلاگهای برتر از لحاظ تعداد نظرات ثبت شده وبلاگهای گروهی، وبلاگهایی درباره فیلم و سریالها ، وبلاگ مرتبط با گروههای یاهو  و همچنین وبلاگهای با محتوای شعر یا  مطالب احساسی دیده می شود.

مورد باورنکردنی و عجیب آنکه بیشترین تعداد نظر مربوط به یک پست بیش از سی و سه  هزار  ( 33301 ) نظر میباشد.بله فقط یک پست در وبلاگی که احیانا مربوط به یک گروه ایرانی یاهو است بیش از سی هزار نظر دارد. این تعداد نظر تقریبا در مدت سه ماه در این پست که مربوط انتقادات و پیشنهاد و ارتباط کاربران گروه است ثبت شده است.

هزار وبلاگ برتر از نظر تعداد پست بیش از نهصد و پنجاه هزار ( 955971 )  پست دارند.
هزار وبلاگ برتر از نظر تعداد نظرات ثبت شده بیش از چهارمیلیون ( 4032032 ) نظر دارند.
تعداد کل پستهای ثبت شده در وبلاگهای فعال  بیش از شش میلیون  و هشتصد هزار پست  (6800067) است و تقریبا بیش از پنجاه درصد کل پستهای ثبت شده در بانک اطلاعات است. همچنین تعداد نظرات ثبت شده در وبلاگهای فعال بیش از  نوزده میلیون ( 19368916 )  نظر می‌باشد که نزدیک به دو سوم کل نظرات ثبت شده است.تعداد کل پستهای ثبت شده در طول روز یا ماه نیز نسبت به سال قبل تقریبا چهل درصد افزایش یافته است.
بیشترین بازدید بازدید صفحات نخست سایت مربوط به روزهای سه شنبه و چهار شنبه  هر هفته است  و جمعه ها نیز نسبت به بقیه روزها و با اختلاف ناچیزی بازدیدکننده کمتری ثبت می شوند و در واقع روزهای کاری و غیر تعطیل وبلاگ نویسان بیشتر فعال هستند.

برگرفته از وبلاگ آقای شیرازی

+ نوشته شده در  2007/12/16ساعت 10:39  توسط حسين زارعي  | 

سه آتش اهورایی

یادداشت دکتر علی شریعتی بر ۱۶ آذر:

سه آتش اهورایی

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می‏آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می‏توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می‏وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر شریعتى‏

+ نوشته شده در  2007/12/13ساعت 1:3  توسط امید جعفرزاده  | 

ابوموسی اشعری ها در ایران

لازم دیدم زندگی سیاه و نکبت بار این خائن را برای شما بنویسم.

  

نام ابوموسی اشعری، عبدالله، نام پدرش قیس بن سلیم و نام مادرش ظبیه بود. وی از قبیله «اشعر» و اهل یمن بود. کنیه اش ابو موسی بود و در تاریخ به همین کنیه شهرت دارد. ابوموسی اشعری در سال‌های آغازین اسلام از یمن به مکه آمد و با سعید ابن عاص پیمان بست و حلیف او شد. (یعنی سعید بن عاص سوگند خورد که از او حمایت کند و از پایمال شدن حقوقش جلوگیری نماید.) ابو موسی در مکه مسلمان شد، به یمن بازگشت و تا سال 7 هجری در یمن ماند. در آن سال همراه با عده‌ای از بستگانش از راه دریا راهی مدینه شد. جعفربن ابیطالب و گروهی دیگر از مهاجران حبشه نیز در همان هنگام از حبشه عازم مدینه بودند. کشتی ابوموسی همزمان با کشتی جعفر به سواحل حجاز رسید و آنها در جنگ خیبر با هم خدمت رسول خدا رفتند. این ورود همزمان باعث شده است که عده‌ای از مورخین به غلط، ابوموسی را از مهاجران حبشه به شمار آوردند.

ابوموسی از سوی رسول خدا مامور جمع آوری زکات مردم زیبد و عدن شد و پس از رحلت رسول خدا در فتوحات ایران و سوریه شرکت کرد. او که از فرماندهان سپاه مسلمانان به شمار می رفت، از سوی عمر ابن خطاب حاکم بصره شد، اما عثمان او را عزل کرد . از آن پس ابوموسی برای زندگی به کوفه رفت و در سال‌های پایانی خلافت عثمان به درخواست مردم کوفه، به جای سعد ابن عاص حاکم کوفه شد. در آغاز حکومت امام علی علیه السلام نیز بر این سمت باقی بود. امام به او دستور داد مردم کوفه را برای رویارویی با سپاه ناکثین در جنگ جمل بسیج کند، اما ابو موسی به این بهانه که این کار فتنه‌انگیزی است از اطاعت امام خودداری کرد، و حتی از مردم خواست به کمک هیچ گروهی نشتابند تا از فتنه به دور باشند. حضرت علی علیه السلام نیز او را که فردی ساده‌لوح بود، از حکومت کوفه عزل کرد. از آن پس، ابوموسی از امام دلخور بود. وی عبدالله ابن عمر را شایسته خلافت می دانست و بر علی علیه السلام مقدم می داشت.

در ماجرای حکمیت در جنگ صفین با اصرار گروهی از یاران فریب‌خورده‌ی حضرت علی علیه السلام، نماینده سپاه امام شد و با نیرنگ عمرو عاص، علی علیه السلام را از حکومت خلع کرد. از این رو ابوموسی در جریان حکمیت خیانت بزرگی در حق امام علی علیه السلام و دیگر یاران آن امام کرد و مستحق نفرین‌های حضرت علی علیه السلام گردید. ابوموسی پس از شهادت حضرت علی علیه السلام به مکه رفت و در سال 42 یا 52 هجری در گذشت.
 

+ نوشته شده در  2007/12/4ساعت 15:48  توسط حسين زارعي  | 

گزارش اوای دانشگاه

گزارش لحظه به لحظه"آوای دانشگاه" از تجمع 13 آذر در مقابل دانشکده فنی

متاسفانه تمام ارتباطات موبایل و تماس های دیگر از درون دانشگاه قطع شده است در خبر رسانی ساعت ۱۳ به بعد  چندان دقیق نیست . پوزش می خواهیم.

از ساعات ابتدایی صبح تا ساعت 11

بعد از فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب( وبلاگ آزادی و برابری+) و همچنین "چپ کارگری دانشگاه های ایران"( فراخوان+ بیانیه+) مبنی بر برگزاری تجمع و مراسم روز دانشجو در روز سه شنبه 13 آذر ساعت 12 در مقابل دانشکده فنی! موج گسترده ای از احضار ها و بازداشت ها و ربودن های فعالان دانشجویی که اکثرا گرایشات چپ گرایانه دارند آغاز شد. در همین راستا تا صبح امروز دست کم 20 تن از فعالان دانشجویی بازداشت شده اند.(خبر آوای دانشگاه+)

از صبح امروز نیز در اطراف دانشگاه تهران تدابیر امنیتی شدیدی اتخاذ شده است. در تمام درب های ورودی نیرو های حراست به شدت مشغول کنترل رفت و آمد های دانشجویان هستند و کارت دانشجویی و عکس آن را با چهره تک تک دانشجویان تطبیق می دهند. همچنین از درون دانشگاه گزارش می رسد که جو تا حدی امنیتی است. در حدود ساعت 10 صبح امروز گزارش مبنی بر بروز درگیر مختصر بین حراست و تعدادی از دانشجویانی که قصد ورود به دانشگاه را داشتند،رسید. 

با وجود تمام این سرکوب ها و اتخاذ تدابیر شدید امنیتی دانشجویان بر عزم خود برای برگزاری مراسم و تجمع روز دانشجو استوار هستند و در دانشگاه تراکت ها ی تجمع را پخش می کنند و پوستر ها فراخوان این تجمع را بر در و دیوار می چسبانند و در گفت و گو های رودررو از دانشجویان دعوت می کنند با شرکت در تجمع به حمایت از دانشجویان بازاشت شده بپردازند. دانشجویان در تدارک آغاز تجمع هستند.

از ساعت ۱۱ تا ۱۲

فضای دانشگاه تهران شدیدا امنیتی است. تمام درب های ورودی کنترل می شود. از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران جلوگیری می شود. تعدادی از دانشجویانی که از دیگر دانشگاه های تهران  و بعضا از برخی شهرستان ها آمده اند پشت درب های دانشگاه گرفتار شده اند.

دانشجویان در جو شدید امنیتی مشغول تهیه پلاکارد ها و بیانیه ها و تدارک شروع تجمع هستند که هر لحظه بین دانشجویان و ماموران امنیتی و حراست تنش هایی صورت می گیرد. بنا به گزارشات رسده به "آوای دانشگاه" برخی از فعالان دانشجویی به وسیله حراست دانشگاه تهران بازداشت شده اند و به دفتر مرکزی حراست دانشگاه تهران منتقل گردیده اند.  همچنین بیم آن می رود که با هماهنگی های صورت گرفته بین حراست و نیرو های امنیتی خارج دانشگاه، دانشجویان بازداشت شده به نیرو های امنیتی تحویل داده شوند.

با تمام این وجود دانشجویان سعی در برگزاری تجمع دارند. اما بیم آن می رود که با بازداشت های گسترده وادامه سرکوب و بازداشت فعالان دانشجویی هر لحظه بر تعداد فعالان دانشجویی چپ بازداشت شده افزوده شود.

 از ساعت ۱۲ تا ۱۴

در ادامه موج بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان چپ موج این بازداشت ها به درون دانشگاه نیز رسید. در حدود ساعت ۱۲ و در حین آغاز تدارک شروع تجمع چندتن دیگر از دنشجویان در درون دانشگاه بازداشت شدند. که تاکنون نام ۳ تن از آنان( حسین بابایی، روزبه فقیهی، کریم آسایش ) به دست "آوای دانشگاه" رسیده است.

با توجه به جو سرکوب و بازداشت گسترده دانشجویان امکان خبر رسانی به سختی از درون دانشگاه ممکن است. با این وجود اخبار تایید نشده ای حاکی از آن است که جمعی از دانشجویان توانسته اند در مقابل دانشکده فنی تجمع کنند و بیانیه بخوانند و نام دانشجویان بازداشت شده را اعلام کنند. همین اخبار تایید نشده حکایت از آن دارد که احتمالا دانشجویان دیگری نیز به این جمع افزوده خواهند شد.

به خاطر مشکلات و اختلالات مخابراتی ایجاد شده که گویا عمدی نیز است، نمی توانیم اخبار دقیقی از درون دانشگاه بگیریم. اما تمام تلاش خود را خواهیم کرد.

طبق آخرین خبر رسیده از دانشگاه تاکنون بازداشت ها وسیع تر شده است و هر لحظه نام یک دانشجوی جدید جز بازداشتی ها اعلام می شود. با این وجود بنا به اخبار تایید نشده گویا تجمع ادامه دارد و چند تن توانسته اند برای لحظاتی سخنرانی کنند اما جو دانشگاه شدیدا امنیتی است. شدیدا امنیتی است.

+ نوشته شده در  2007/12/4ساعت 15:19  توسط حسين زارعي  | 

اندیشه های دکتر

علی شریعتی در سوم آذر سال ۱۳۱۲ در مزینان، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در نزدیکی سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق اسلامی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد. [۱]

در سال ۱۳۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی‌هایش ازداوج کرد. [۲]

دکتر شریعتی

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته تاریخ و جامعه‌شناسی مذهبی ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.[۲]

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دکتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۲]

شریعتی سپس در فروردین سال ۱۳۵۲ تحت شرایط ویژه‌ای آزاد شد که بر طبق آن اجازه تدریس، انتشار، و یا برپایی گردهمایی را چه به صورت خصوصی و چه عمومی نداشت. علاوه بر این، ساواک کلیه تحرکات او را به شدت زیر نظر داشت.

شریعتی این شرایط را نپذیرفت و تصمیم به هجرت از ایران گرفت. اما سه هفته بعد از ورود به سواتهمپتون انگلستان، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد، اما بسیاری از طرفداران و خانواده او معتقد بودند که ساواک مسوول مسقتیم مرگ شریعتی است. هرچند مدارکی که این اتهام را به طور قطع اثبات کند هرگز بدست نیامد، اما هنوز در ایران بسیاری از او با نام شهید یاد می‌کنند. شریعتی بر خلاف وصیت خود که خواسته بود بود وی را در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد دفن کنند، در حرم زینب، دختر علی پسر ابوطالب، در شهر دمشق به خاک سپرده شد.

شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و درعین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت که به زعم او ریشه‌های اسلامی نداشتند. او به‌طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی می‌کرد. [۳] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. [۳] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.

آثار
ابوذر
اسلام شناسی
انسان
انسان بی‌خود
با مخاطب‌های آشنا
بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
تحلیلی از مناسک حج
تشیع علوی و تشیع صفوی
جهاد و شهادت
جهان‌بینی و ایدئولوژی
جهت‌گیری‌های طبقاتی در اسلام
چه باید کرد؟
حج
حسین وارث آدم
خودسازی انقلابی
روش شناخت اسلام
زن
علی
فاطمه فاطمه‌است
کویر (مجموعه مقالات)
گفت‌وگوهای تنهایی
ما و اقبال
مذهب علیه مذهب
مسئولیت شیعه بودن
میعاد با ابراهیم
نامه‌ها
نیایش
هنر
ویژگی‌های قرون جدید
هبوط

+ نوشته شده در  2007/12/4ساعت 14:55  توسط حسين زارعي  | 

گاهشمار زردتشت

توضيحات به چم- معنى  اوستائى نام روز شماره روز
هرمز، نخستين روز با نام خدا آغاز ميشود ، روز تعطيل  اهورامزدا اهورمزد

اورمزد 

1
بهمن، نام يكى ا ز امشاسپندان  ، از روزهاى نبر   منش نیک وهومنه

وهمن 

2
نام يكى ا ز امشاسپندان  بهترين راستى  اشه وهیشته ارديبهشت  3
نام يكى ا ز امشاسپندان  بهترين شهريارى  خشثروئیریه شهريور  4
نام يكى ا ز امشاسپندان ، زمين  فروتنى  سپنت آرمئیتی سپندارمز 5
نام يكى ا ز امشاسپندان  رسائى، تندرستى    هئوروتات   خرداد 6
نام يكى ا ز امشاسپندان بى مرگى و جاودانگى  امرتات   امرداد 7
روز پيش از آذر ، روز تعطيل  آفريدگار دئوش دى به آذر 8
  آتش  آتر آذر 9
  آب  اپم آبان  10
  خورشيد  هورخش خور، خير 11
از روزهاى نبر  ماه آسمان  ماونگه ماه  12
تشتر  ستاره باران  تیشتریه تير  13
از روزهاى نبر هستى و جهان  گئوش گوش  14
روز پيش از دى ، روز تعطيل آفريدگار    دى به مهر  15
  مهربانى، پيمان میثر مهر  16
  فرمانبردارى  سرئوش سروش  17
  دادگرى و عدالت  رشنو  رشن  18
از يك ريشه با فروهر نيروى پيشرو فره وشی فروردين  19
بهرام  پيروزى  ورثرغن ورهرام  20
از روزهاى نبرشادمانى و رامش  رامن رام  21
  باد، هوا وات باد 22
روز پيش از دى ، روز تعطيل  آفريدگار   دى به دين  23
  وجدان ، آئين  دئنا دين  24
  نعمت، ثروت  اشی ونگهوهی ارد  25
  راستى  ارشتات اشتاد  26
  آسمان  اسمن آسمان 27
  زمين  زم  زامياد  28
  كلام ايزدى، آسمانى  منثر سپنت مانتره سپند 29
  فروغ جاويدان ، روشنائى محض انغرنه رئوچاو انارام  30

* نبُر: روز هاى پرهيز از خوردن گوشت 

تعطيلات هفتگى ، در حال حاضر اجرا نميشود

روزهاى ويژه مذهبى  

 

هر ماه زرتشتى 30 روز  هست كه ميشود 360 روز در سال و پنج روز اضافى بنامهاى بخشهاى گاتها بشرح زير نامگزارى شده اند:

اهنود، اُشتود، سپنتمد، وهوخُشتر، وهشتوئش  

براى سالهاى كبيسه كه 366 روز ميباشند روز ششم بنام  اورداد نام دارد

بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 16:5  توسط حسين زارعي  | 

موسيقي نوروز در ايران

 

چه معجزه ها در پس این نوروز است

گروه هنر:

درسينه من راز نهان، نوروز است
اين آن پر از ترانه نوروز است
انگشت بر اين در بنواز آنگه بين
چه معجزه‌ها در پس اين نوروز است
پيش از هر سخني بايد بگويم كه اين مقاله نتايج پژوهشي ميداني از بخشي بسيار اندك از انواع موسيقي نوروز در ايران است.
1- اشاره‌اي دارد به نوروز و آيين‌ها در ايران
2- و نیز به مجريان موسيقي نوروز

1 _ نوروز و آيين‌ها در ايران
در ايران آمدن نوروز بر چهار پايه از مراسم و آداب كه همواره به دسته‌ها و شاخه‌هاي گوناگون بخش مي شوند، شكل مي يابد:
نخست: نوروز و پاكيزگي
دو ديگر: نوروز و نونواري (تازه شدن)
سه ديگر: نوروز و تكاپو و تندرستي
چهارم: نوروز و استواري و پايندگي زنجيره وابستگي‌ها و پيوستگي‌ها
اين چهار پايه، آيين نوروز را شكل مي بخشند كه در يك گردش فلكي، براي ايرانيان سه تغيير رويه در كاركرد و زندگي پيش مي آورد:
الف: پيشباز رفتن نوروز
ب: نوروزداري
ج: آداب ويژه زندگي در نوروز
در اين تغيير رويه‌ها ماجراگونه‌هايي تحت عناوين زماني ، فصلي ، اجرايي نيز نام آيين به خود مي گيرد. پس نوروز،‌ خود بزرگ آييني است كه از خرده آيين‌ها تشكيل مي شود، كه همگي آنان جاي پژوهش و ثبت و كدگذاري و دسته بندي و گردآوري دارد، آيين‌هايي چون: حكومت زنان (مزدگيران) ، حكومت ميرنوروزي ، همياري نوروزي، جشن مردگان ، روز نابر ، روز پرهيز ، روز دروغ گفتن، جشن گاه (عيدگاه) نوروزي ، مسابقات نوروزي ، رقص‌ها و بازي‌هاي نوروزي در دو گروه جوانان و نوجوانان و ميانسالان و سالخوردگان ، روز كوچ نمايش دادن با حيوانات ، جنگ انداختن حيوانات ، پخت و پز نوروزي ، نامگذاري نوروزي موسيقي‌ها، آوازها و ترانه‌هاي نوروزي في البداهه ، مهمان نوازي نوروزي و ... بسياري ديگر از خرده آيين‌ها كه اهميت نوروز را به خوبي نشان مي دهد.

norooz

2- مجريان موسيقي نوروز در ايران
در اين آيين‌ها، موسيقي چه به صورت آوازي، چه به صورت سازي و چه به صورت تركيبي، حضوري زيبا، ناملموس و شگفت آور دارد كه در گونه‌هاي زير مي توان آن را دسته بندي كرد:
1- موسيقي نيايش و توسل
2- موسيقي ستايش بهار و نوروز
3- موسيقي آرزومدارانه تغزلي (عاشقانه)
4- موسيقي شوخ (طنز)
5- موسيقي مژده بخش دگرگوني فصل (سال)
6- موسيقي بازي‌هاي ويژه جشن گاه‌هاي نوروزي
7- روايتگري موسيقايي
8- نمايش گونه‌ها (خرده نمايش‌هاي) موسيقايي
مجريان اين موسيقي‌ها از لحاظ جنسيت اجراكنندگان به دو گروه مرد و زن تقسيم مي شوند، اما در جشن گاه‌ها نوازندگان مرد براي زنان نيز اجازه اجراي موسيقي را آن هم فقط براي اجراي بازي‌هاي خاص زنان و رقص‌هاي آنان دارند.
ادواتي كه در موسيقي نوروز در ايران در مناطق و نواحي ايران در محدوده اقوام، طوايف و عشاير كاربرد دارند عبارتند از: سرنا، دوني (دوزله و قمشه هم مي گويند)، زل، كرنا، انواع دهل دستي و كوبه، كوس و نقاره، دايره، زنگ و زنگوله، تشت مسي، كوزه سفالين، لاوك (تشت چوبي)، قاشق و كاسه،‌ دوتار، قوپوز (ساز عاشيقي)، بالابان، تنبك فلزي، ني، ني لبك، زنبورك، تمبوين (دايره زنگي)، تمبورك، قيچك، دونلي، دوتار، تنبو،‌ رباب و كمانچه.
موسيقي نوروز در ايران در بخش بندي اجتماعي به دو دسته تقسيم مي شود:
الف: موسيقي شهري كه از دربار اميران و شاهان و حاكمان به عنوان موسيقي رسمي با نام موسيقي اصيل ايراني (سنتي) رواج داشته و دارد.
ب: ‌موسيقي غيرشهري ويژه مناطق و نواحي ايران که بر اساس ويژگي‌هاي اقوام و عشاير شکل گرفته است.
بر اين گونه موسيقي‌ها، موسيقي تيره‌هايي از كوليان (لوريان هند) را هم بايد افزود كه بيشتر موسيقي شاديانه‌ها و جشن گاهي به عهده آنان بود.
در موسيقي نوروز سه شيوه اجرايي وجود دارد:
1- تك خواني
2- آوازهاي ضدآوايي (آنتي فونيك) دو نفره
3- آوازها و ترانه‌هاي جمعي
گذشته از موسيقي‌هايي كه مي توان آن را موسيقي درون طايفه‌اي ناميد كه مجريان آن اغلب غيرحرفه‌اي اند و فقط در محدوده خانه و زندگي خويش آن را به اجرا درمي آورند مانند لالايي‌هايي كه مادران براي فرزندان شان مي خواند و يا نوع دعاخواني تحويل سال كه بزرگترهاي خانواده بر سر سفره هفت سين مي خواند و يا آوازهاي شبانان و يا آوازهايي كه كوچك و بزرگ طوايف به وقت خود با هم و به مناسبت مي خوانند، موسيقي نوروز داراي اصناف خاص خود بوده كه در دو رده بساط اندازان و معركه گيران قرار مي گرفته اند. ولي در قرن كنوني با زوال فرهنگ‌ها به سبب ورود فرهنگ‌هاي بيگانه و تاثيرات عدم برنامه ريزي فرهنگي در سطح كلان جامعه، هر كسي كه تمايل به انجام اين گونه موسيقي‌ها دارد به آن مي پردازد و آنچه كه از هنر هنروران موسيقي ويژه نوروز بازمانده، به همت اينان بوده است.
در صنف معركه‌گيران، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز وجود داشته‌اند: حاجي‌فيروزها، كوسه‌ها، نوروزخوانان، توره‌ها، ساياچي‌ها، عروسك‌گردانان دوره‌گرد، عمو نوروزها، آهوبازها، رسن‌بازها، بازيگران اسب چوبي، باران‌خواهان، لال‌بازها.
در صنف بساط‌اندازان، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز حضور نمايش موسيقايي داشتند: شعبده‌بازان، آتش‌بازها، سيماچه‌‌بازها، خيمه‌شب‌بازها، پهلوانان نمايش گر، پرده‌خوانان، مطربان دوره‌گرد نمايشگر، حيوان‌بازان (نظير خرس بازي‌دهندگان و يا بازي‌دهندگان بوزينه و انتر)، علاوه بر اين افراد هر طايفه و ايل براي خود فرد روايت گري را به عنوان بخشي، كلام‌گو، عاشيق و پهلوان داشتند كه در روزهاي نوروز براي مردم و بنا به درخواست آنان هر كدام حكايتي را بازگو مي‌كردند و چون بيشتر اين گونه مجالس در شب‌ها برگزار مي‌شد از جمعيت فراواني بهره مي‌برد.
شب‌هاي نوروز در ايران حكايات زيبايي در خود داشت و مراسمي ويژه كه باز از نوعي خنياگري موسيقايي غير حرفه‌اي بهره مي‌برد. مانند قاشق‌زني در شب چهارشنبه‌سوري، يا شال‌اندازي از بام بر داخل خانه‌ها، يا مناجات سر سال كه نيمه شب‌ها انجام مي‌شد.
از موسيقي ويژه نوروز در بخش موسيقي شهري به نوروز صبا، نوروزخارا، نوروز بزرگ، نوروز عجم، نوروز عرب، نوروز كوچك، خجسته و چكاوك مي‌توان اشاره كرد.

+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:56  توسط حسين زارعي  | 

عکسهای قدیمی از دبستان جمشید جم

برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:33  توسط حسين زارعي  | 

بی عدالتی

شاید اینکه در کشور ما خیلی کارهای بد خوب جلوه میکنه و خیلی کارهای خوب بد جلوه میکنه چیز خیلی عادی باشه. ولی ما می خواهیم با فرهنگ سازی این ابوموسی اشعری ها را نابود کنیم. با من همراه باشید و یک شبکه میهن پرستی در کشور ایجاد کنیم.

میهن پرست

+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 15:24  توسط حسين زارعي  | 

هر ایرانی یک سایت نیازمندیها!

 
موفقیت سایتی مانند ایستگاه  که یک سایت نیازمندیهای آنلاین یا classified ads  است توجه بسیاری از طراحان سایت را جلب کرده است و باعث شده که در این چند سال صدها سایت مشابه راه اندازی شوند. کار نسبتا ساده و بی دردسر  (مانند دیتابیس سبک،ترافیک محدود، ورود اطلاعات توسط دیگران) و چشم انداز مالی  اینگونه سایتها  انگیزه و دلیل خوبی برای رشد قارچ گونه سایتهای نیازمندیهای فارسی بوده است. شاید وجود دهها سایت مشابه  باعث رقابت و پیشرفت اینگونه سایتها باشد اما حقیقت این است که اکثر این سایتها بسیار شبیه یکدیگر هستند و اطلاع دارم که اکثر آنها نیز توسط یک نرم افزار و اسکریپت فارسی شده پیاده سازی شده اند. این روزها بسیاری از آشنایان و دوستان من در اینترنت یک سایت نیازمندیها نیز دارند سایتهای مشابهی که اکثرا ناموفق هستند. نگاهی به وضعیت  classified ads در سایتهای معتبر خارجی نشان از افول اینگونه نیازمندیهای آنلاین دارد. بطور مثال سایت یاهو بخش نیازمندیهای خود را غیر فعال کردند.اما سایتهایی یا کارکرد مشابه اما متفاوت با نمونه های سنتی classified ads با استقبال مواجه شده اند. بد نیست ایرانیان علاقمند به یک شبه پولدار شدن در اینترنت علاوه بر تلاش برای پیدا کردن اسکریپ فارسی و رایگان یا ارزان سایت نیازمندیها کمی هم از  نمونه های موفق و مدرن نیازمندیهای آنلاین ایده بگیرند.مطمئنا بدون بکارگیری ایده جدید نبایستی انتظار هیچگونه موفقیتی برای این سایتها(بخصوص در برابر رقیب مطرح و با سابقه خود) متصور بود و چه بسا نمونه ای موفق تر نیز پس از مدتی دچار افول شوند.
برگرفته از وبلاگ آقای شیرازی
+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 14:45  توسط حسين زارعي  | 

اعتراض به زبان و لباس سريال شهريار

جمعي از دانش‌آموختگان دانشگاه‌هاي تهران، نسبت به زبان و لباس سريال «شهريار»، اعتراض‌نامه‌‌اي نوشتند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در اين اعتراض‌نامه كه رونوشتي از آن به اين سايت نمابر شده، آمده است: به تازگي، شاهد پخش برنامه‌اي از صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران با نام «‌سريال شهريار» هستيم كه به شرح زندگي و احوال شاعر بزرگ آذربايجاني ايران، محمد حسين بهجت تبريزي، ملقب به شهريار مي‌پردازد.

با اين كه پخش اين سريال به تازگي آغاز شده و تنها يك بخش از آن به نمايش درآمده، ولي چنانچه گويند: «سالي كه نكوست از بهارش پيداست»، از همين قسمت نخست، مشخص است كه در پي شناساندن زوايا و ظرافت‌هاي زندگي استاد شهريار نيست.
ايران متشكل از مليت‌ها و اقوام گوناگون (به علت قرار گرفتن در مركز خاورميانه) است و در اين ميان، ملت آذربايجان نقش و اهميت بسزايي در تاريخ، فرهنگ و سرنوشت اين مملكت داشته و دارد.

متأسفانه، اين سريال در خط فرهنگ‌زدايي كه شامل مقوله‌هاي سنن، آداب و رسوم، لباس و از همه مهمتر زبان است، قدم برمي‌دارد. پوشش زنان و مردان سريال به طرز مسخره‌اي با آنچه در منطقه آذربايجان استفاده مي‌شده مغاير است. حتي با گذشت دهه‌هاي متوالي و وقوع تغييرات فراوان در لباس مردم آذربايجان، هنوز هم در شهرها و روستاهاي بسياري، پوشش مرسوم و قديم آذربايجان حفظ شده كه آنچه در سريال نمايش داده مي‌شود سرسوزني با اين پوشش همخواني ندارد. خنده‌دار‌تر، اصرار بر بيان شدن حدود 90 درصد از ديالوگ‌ها به فارسي و برخي جملات جسته و گريخته بسيار كوتاه به زبان اصلي منطقه، يعني تركي است كه آن هم دست و پا شكسته با زيرنويس نمايش داده و چنين القا مي‌شود كه در آذربايجان مردم اين‌گونه و به اين زبان سخن مي‌گويند؛ يعني 90 درصد فارسي و اندكي هم تركي. اگر سازندگان توجيه كنند كه نه! براي فهم عموم اين كار را كرده‌ايم؛ پس منطقي‌تر اين بود كه كل سريال به فارسي پخش مي‌شد و اين‌كه اندك جملات تركي به آن اضافه شود، آن هم با زيرنويس فارسي به دور از منطق و معني است. اگر هم قصد اين بوده كه زبان استاد و زادگاه و خويشان وي به كار گرفته شود،‌ درست اين بود كه همه سريال به زبان تركي و با زيرنويس پخش مي‌شد.
+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:57  توسط حسين زارعي  | 

ويژه انتخابات> موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

ويژه انتخابات> موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

* ائتلاف ناقص نتيجه به هم پيوستن گروه‌هاي كوچك

سخنگوي جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي، با بيان اين‌كه اصولگرايان ضرورت وجود تشكلي همه‌جانبه و فراگير را حس كرده‌اند، گفت: ايجاد تشكل‌هاي جديد يا احزاب قوي و فراگير، مطلوب و سازنده است، ولي در عين حال به نظر من شكل‌گيري اين احزاب نميتواند مانع وحدت اصولگرايان شود.

عظيمي در گفت‌وگو با ايسنا خاطرنشان كرد: بسياري از افراد و گروه‌هاي اصولگرا بر اين باورند كه يك حزب فراگير ايجاد شود. ما بايد توجه داشته باشيم كه بسياري از تشكل‌هاي جريان اصولگرا، صنفي و تعداد كمتري غيرصنفي هستند. از سوي ديگر، تشكل‌هاي صنفي در تصميم‌گيري محدوديت دارند و اگر يك حزب فراگير و قوي متناسب با شرايط موجود كشور شكل بگيرد، ميتواند كاركرد بسيار گسترده‌اي داشته باشد و با افكار عمومي ارتباط نزديكتري برقرار كند.

وي گفت: به نظر ميرسد چه پيش و چه پس از انتخابات در شرايط مقتضي، اگر احزاب اصولگراي فراگير تشكيل شود، بهتر مي‌تواند عمل كند و در عين حال مي‌توانند با تشكل‌هاي موجود اصولگرا همراهي و همكاري داشته باشند.

عظيمي تأكيد كرد: ايجاد حزب فراگير و جديد، كار مثبتي است و اين مانع فعاليت ديگر احزاب اصولگرا نيست و احزاب قبلي را كه در جريان اصولگرا بوده‌اند، نفي نميكند، بلكه تشكيلاتي تر و وسيعتر فعاليت ميكنند.

وي با بيان اين‌كه احزاب در كشور ما پيشتر خوب عمل نكرده و نتوانسته‌اند فراگير باشند و در چهارچوب منافع حزبي خود باقي مانده‌ و به منافع مردم كار نداشته‌اند، ادامه داد: اگر احزابي تشكيل شود كه به منافع و مصالح مردم بينديشند، به تدريج آن مشكل تاريخي حل ميشود و ضرورت ايجاب ميكند چنين كاري انجام شود. ما اكنون مشكلمان اين است كه در هيچ كدام از جناح‌هاي كشور، حزب فراگيري وجود ندارد؛ حزبي كه مورد توجه افكار عمومي باشد و بتواند نظريات آن‌ها را تأمين و جلب كند.

وي ادامه داد: با توجه به اين‌كه اين امر در كشور ما محقق نشده است، گروه‌هاي كوچك در كشور ايجاد ميشوند و در زمان انتخابات به هم ميپيوندند و ائتلاف ناقصي را تشكيل ميدهند، اما اگر احزاب فراگير وجود داشته باشد، از خرده‌كاري و تعدد احزاب كوچك جلوگيري ميشود و كار انتخاباتي و سياسي كشور، بيش از گذشته پيش ميرود


* سرليست اصلاح‌طلبان را تا دي ماه معرفي ميکنيم
* بعد نظارتي مجلس هفتم به شدت مورد بي اعتنايي قرار گرفته است


رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: از نظر ستاد، حضور خاتمي و ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم منتفي است، اما رايزنيها نه از سوي ستاد، بلکه از سوي اشخاص درون جبهه اصلاحات با اين دو شخصيت اصلاح‌طلب ادامه دارد.

حجت‌الاسلام سيدعبدالواحد موسوي لاري در گفت‌وگو با مهر، درباره بحث کانديداتوري ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم از سوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان، گفت: ميرحسين موسوي از افراد مورد احترام اصلاح‌طلبان بوده و هست، اما بحث آمادگي وي براي حضور در انتخابات از نظر ما تقريباً منتفي است و به همين خاطر، شخصي از سوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان رسما و به نمايندگي از ستاد با ايشان سخني به ميان نياورده است.

وي افزود: البته طبيعي است برخي اعضاي ستاد که در جريان علاقه افراد و شخصيت‌هاي درون جبهه اصلاحات به شخصيت موسوي هستند، به صورت فردي با وي ديدار و گفت‌وگوهايي داشته‌اند، اما تاکنون پاسخي از سوي موسوي دريافت نکرده‌اند.

رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با تأکيد بر اين‌که اين ستاد علاقه‌مند به حضور ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم است، گفت: حضور وي در انتخابات مجلس هشتم هم فضاي اين انتخابات را پررونق ميکند و هم به مجلس اقتدار مي‌بخشد و اهميت آن را افزايش مي‌دهد.

رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با بيان اين‌که بعد نظارتي مجلس هفتم به شدت مورد بي‌اعتنايي قرار گرفته است، گفت: در اين مجلس، تذکرات اجازه طرح نمي‌يابند و تحقيق و تفحص‌ها نيز به نتيجه نمي‌رسد، بنابراين، مجلس هفتم مجلس مدنظر امام، رهبري و قانون اساسي نيست.

اين فعال سياسي اصلاح‌طلب، تأکيد کرد: ما معتقديم در دوره هشتم بايد مجلسي روي کارآيد که چهره‌هاي ملي فارغ از هر دغدغه اي در آن حضور يابند و دولت نيز در برابر آن خضوع داشته باشد و اگر خضوغ نکرد مجلس او را بازخواست کند.

اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز همچنين در مورد کانديداتوري سيد محمد خاتمي در انتخابات مجلس هشتم نيز گفت: تفاوت خاتمي با ميرحسين موسوي در اين است که وي همچنان در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي فعال است.

وي ادامه داد: بحث انتخاب سرليست ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان نيز به پاسخ کساني بستگي دارد که ما از آنان براي کانديداتوري در انتخابات دعوت کرده‌ايم، اما اين‌که آيا ضرورت دارد يک نفر به عنوان سرليست ائتلاف به جامعه معرفي شود يا بيشتر را در نيمه دوم دي ماه اعلام مي‌کنيم.


* ده زن در ليست ائتلاف مردمي اصلاحات تهران


دبيرکل مجمع اسلامي بانوان از وجود ده کانديداي زن در ترکيب نهايي ليست انتخاباتي ائتلاف مردمي اصلاحات در تهران خبر داد.

فاطمه کروبي، سخنگوي ائتلاف مردمي اصلاحات با اشاره به آخرين نشست شوراي هماهنگي اين ائتلاف گفت: علاوه بر زنان حتما در ليست نهايي افرادي از فرهنگيان، ايثارگران، کارگران، دانشگاهيان، روزنامه‌نگاران، روحانيون، ورزشکاران و فعالان سياسي از احزاب عضو ائتلاف حضور خواهند داشت.

وي افزود: در اين جلسه، جزييات برنامه همايش 29 آذر و نام مدعوين و سخنرانان و مؤسسه الهادي به عنوان مکان اين همايش مورد تصويب قرار گرفت و مقرر شد با توجه به تعيين افراد هسته مرکزي کميته‌هاي اجرايي هر چه سريعتر اولويت‌هاي کاري اين کميته‌ها براي تصويب نهايي در دستور کار شوراي هماهنگي قرار گيرد.

فاطمه کروبي ادامه داد: براي مثال، تعيين شعارهاي انتخاباتي و منشور انتخابات مجلس هشتم بر عهده کميته سياسي گذاشته شد در منشور انتخاباتي ملاک‌هاي حداقلي براي يک انتخابات آزاد، سالم، رقابتي و عادلانه و همچنين معيارها، ضوابط و شرايط نامزدهاي اين ائتلاف و ترکيب فهرست انتخاباتي تهران و... گنجانده خواهد شد.

سخنگوي ائتلاف مردمي اصلاحات برپايي همايش جوانان در عيد غدير و تنظيم راهکارهاي صيانت از سلامت انتخابات و تهيه ليست سخنرانان براي اعزام به استان‌ها و ارايه سازوکارهاي جذب مشارکت‌هاي مردمي از ديگر مصوبات و مأموريت‌هاي ديگر کميته‌هاي اجرايي دانست و گفت: به‌رغم برخي شايعات رقباي انتخاباتي درباره ائتلاف مردمي اصلاحات خوشبختانه اين ائتلاف در سراسر کشور مورد اقبال اصلاح‌طلبان متعدل خط امامي و داراي پايگاه مردمي قرار گرفته است و براي همين، ما نيازي به پاسخگويي به طعنه زدن‌هاي ديگران نداريم و در عين حال آماده همکاري با همه احزاب ونيروهاي همسو و همفکر خودمان هستيم.


* صدر: بسيجيان، اصولگرايان راستين

سيدشهاب‌الدين صدر گفت: بسيجيان ما اصولگراياني هستند كه يك قدم فراتر از حرف و شعار نهاده‌اند و حقيقت اصولگرايي را در عمل نيز به منصه ظهور گذاشته‌اند.

به گزارش ايسنا، وي بسيج را طلايه‌دار نهضت توليد علم و جهاد علمي دانست و افزود: يكي از ويژگي‌هاي بارز يك بسيجي، اداي تكليف خود در هر مقاطع از زمان است و هم‌اكنون بسيج با محوريت قرار دادن جنبش نرم‌افزاري و نهضت توليد علم در برنامه‌هاي خود، گوي سبقت را از ديگران ربوده است.

صدر بسيج را الگوي بارز ايمان، تدين، ايثار و اداي تكليف، جهاد مخلصانه دانست و ادامه داد: ويژگي منحصر به فرد بسيجيان ما، دلسوزي حقيقي آن‌ها نسبت به اركان نظام است.

وي با تقدير از روحيه انتقادي و سازنده‌ بسيجيان افزود: بسيجيان ما همواره انتقاداتي علمي و سازنده و از سر دلسوزي در همه مقطع زماني درباره عملكرد قوا و اركان مديريتي نظام داشته‌اند كه همواره راهگشا و ثمربخش بوده است كه اين بايد مايه افتخار همه مسئولان و مردم عزيز باشد.

صدر از بسيجيان، نخبگان، دانشجويان و صاحبان فكر و انديشه دعوت كرد تا اصولگرايان را در تدوين برنامه‌هاي راهبردي اصولگرايان، براي مجلس هشتم ياري كند.

وي گفت: بسيجيان نماد اصولگرايان راستيني هستند كه حرف و عمل آنان يكي است.


* موسي قرباني: نان اعتماد ملي حرام است

سايت صدرا نوشت: يک عضو هيأت رئيسه مجلس هفتم که به شدت به حلال و حرام معتقد است، از پذيرفتن دعوت اعتماد ملي سرباز زد و مدعي شد که نان اين روزنامه حرام است.

موسي قرباني قرار بود براي شرکت در يک ميزگرد در روزنامه اعتماد ملي حاضر شود، اما به دليل نبود پارکينگ در اين روزنامه، از حضور در ميزگرد خودداري كرد.

او گفت: به من گفته شده بود که اعتماد ملي پارکينگ ندارد، اما نگفته بودند که در کوچه‌هاي اطراف نيز جاي پارک موجود نيست.

به اين ترتيب، مسئولان روزنامه «اعتماد ملي» تصميم گرفته‌اند از اين پس براي دعوت از اعضاي هيأت رئيسه مجلس هفتم، اطلاعيه‌اي محلي صادر و از ساکنان کوچه‌هاي مجاور درخواست کنند که ماشين‌هاي خود را در خانه بستگان و آشناياني که دور از خيابان کريم‌خان زندگي مي‌کنند، پارک كنند.

البته به نظر نمي‌رسد به اين ترتيب،‌ اين عضو هيأت رئيسه حاضر شود در ميزگردهاي اعتماد ملي شرکت کند، چرا که با توجه به فتواي اين نماينده، مشکل نان اعتماد ملي همچنان پابرجاست.

او در پاسخ به دعوت اعضاي سرويس سياسي روزنامه «اعتماد ملي» به نهار گفته است: من نان حرام نمي‌خورم. پول روزنامه شما حرام است، چون از فحاشي به ديگران پول درمي‌آوريد.

اين در حالي بود که مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم نيز در اين ميزگرد و ضيافت نهار پس از آن حاضر شده بود، اما اين عضو هيأت رئيسه مجلس مي‌گويد: جلالي حلال و حرام سرش نمي‌شود.

وي همچنين به دست‌اندرکاران اعتماد ملي توصيه کرد: بهتر است در روزنامه‌تان را گل بگيريد که پارکينگ ندارد. چه معني دارد که يک عضو هيأت رئيسه مجلس را دعوت مي‌کنيد، اما برايش پارکينگ در نظر نمي‌گيريد؟

+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:51  توسط حسين زارعي  | 

آناپوليس و مربع مقاومت

يادداشت وارده
برگزاري شتابزده كنفرانس آناپوليس، آغاز مرحله سوم جريان صلح خاورميانه كه از سال 1992 با كنفرانس مادريد آغاز شد، به شمار مي‌آيد. اين مرحله كه پس از شكست كامل نقشه راه، تلاش دوباره ايالات متحده براي حل بحران فلسطين و اسرائيل به شمار مي‌رود، پس از گذشت شصت سال از پيدايش رژيم صهيونيستي، ايده‌اي است كه آمريكايي‌ها تلاش مي‌كنند براي جلب موافقت فلسطيني‌ها، ظرفيت تحقق حداقل مطالبات جريان فلسطيني را در آن به وجود آورند.

اگر در كنفرانس مادريد و سپس در مذاكرات نروژ در نيمه نخست دهه 90 ميلادي، سنگ بناي حكومت خودگران فلسطين در غزه نهاده شده، اين كنفرانس نيز مي‌تواند مبدأي باشد براي تشكيل دولت مستقل فلسطيني به پايتختي بيت‌المقدس. البته طبيعي است كه چنين آرماني با مقاومت و مخالفت رژيم اسرائيل و حاميان آن روبه‌رو خواهد شد، اما نكته مهم، هدفمند كردن مطالبات جريان فلسطيني در چهارچوبي است كه بتوان از طرق مختلف به تحقق آن اميدوار بود.

از سال 1948 تاكنون، جهان اسلام شاهد چهار جريان عمده در موضوع فلسطين بوده است: جريان نخست كه دولت‌هاي عربي در سي سال نخست جنبش مقاومت داعيه‌دار تحقق آن بودند بر نابودي رژيم اسرائيل و بازپس‌گيري همه سرزمين فلسطين توسط ارتش‌هاي عربي تأكيد داشت. ثمره اين تلاش، آغاز سه جنگ از سوي ارتش متحد عربي به ويژه مصر و سوريه عليه اسرائيل در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 ميلادي بود كه هر سه با شكست پايان يافت. افول آرمان محو اسرائيل در كشورهاي عربي با برگزاري نشست «كمپ‌ديويد» بين مصر و اسرائيل پس از مرگ «جمال عبدالناصر» و به قدرت رسيدن «انور سادات» به ميزباني كاخ سفيد صورت گرفت، اما اين افول هم‌زمان با طلوع انقلاب اسلامي در پايان همين دهه و انتقال جلوداري جريان مبارزه با اسرائيل از پايتخت‌هاي عربي به تهران انجام شد.

در طول دهه نخست انقلاب، به رغم آن‌كه جمهوري اسلامي به دليل آرمان‌هاي ايدئولوژيك و فضاي حاكم بر كشور، بيشترين حملات تبليغاتي و سياسي عليه اسرائيل را ميزباني مي‌كرد، اما تل‌آويو همچنان تهديدهاي جدي عليه خود را برخاسته از دولت‌هاي عربي مي‌دانست و به همين دليل هنگامي كه شايعات مربوط به فروش غيرمستقيم تسليحات ساخت اسرائيل به ايران توسط دلالان بين‌المللي مطرح بود، تجهيزات اتمي عراق موسوم به اوراسيك مورد حمله جنگنده‌هاي اسرائيلي قرار گرفت و تلاش‌هاي صدام حسين براي دستيابي به سلاح اتمي و استفاده احتمالي آن عليه ايران با اخلال روبه‌رو شد. شليك ده‌ها فروند موشك «اسكاد» از سوي عراق به اسرائيل در زمان جنگ نخست خليج فارس در سال 1991 نشان داد كه احساس خطر تل‌آويو چندان هم بي‌اساس نبوده است.

در اين ميان، جنبش مقاومت فلسطين به رهبري عرفات كه پس از شكست جنگ‌هاي سه‌گانه با ايده جايگزيني جنگ چريكي به جاي جنگ‌هاي كلاسيك، همچنان بيشترين كمك‌ها را از دولت‌هاي عربي در مقايسه با ايران دريافت مي‌كرد، ارتباط و پيوند خود را با تهران در شكل سياسي ـ تبليغاتي متمركز كرده بود و همچنان تهران در صف نخست مخالفان موجوديت اسرائيل در عرصه بين‌الملل به شمار مي‌رفت.
با وقوع جنگ نفت خليج فارس و سقوط صدام حسين در عرصه بين‌المللي، دومين شوك به جريان مقاومت در كشورهاي عربي وارد شد و ايالات متحده با هدف استفاده از اين فضاي انفعال، بلافاصله كنفرانس صلح مادريد را برگزار كرد و عملا جهان عرب را از سر ميز مخالفت با اصل وجود رژيم صهيونيستي، به ميز مذاكره براي چانه‌زني به ميزان امتيازهاي دريافت‌شده، هدايت كرد.

حاصل اين جريان، تشكيل دولت خودگران با اختيارات بسيار محدود در منطقه‌اي به مساحت ناچيز نوار غزه بود؛ پديده‌اي كه مي‌توان از آن به عنوان تنها ثمره متشكل «پنجاه سال مقاومت جهان عرب در برابر رژيم اسرائيل و حاميان آن» ياد كرد كه برخاسته از سه جنگ تمام عيار و سي سال مبارزه چريكي بود. هرچند دولت خودگران به هيچ وجه متناسب با مطالبات و حقوق طرف فلسطيني به شمار نمي‌رفت، اما، تكيه‌گاه و مبدأي براي جريان مقاومت بود كه با فضاي انفعال پديد آمده در دولت‌هاي عربي،‌ نقطه‌اي براي ايجاد مركزيت نداشت، به قدرت رسيدن دولت «حماس» از همين مسير در سال 2005 نيز نشان داد كه اين دستاورد، نبايد ناديده گرفته شود.

اما به تدريج پس از كنفرانس صلح مادريد، ديدگاه‌ ديگري در جهان اسلام در كنار ديدگاه سنتي «محو اسرائيل» مطرح شد كه از آن مي‌توان به قرائتي جديد و با ادبيات امروزي جهان ياد كرد. اين ديدگاه كه براي نخستين بار از سوي آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر ايران، پس از امام خميني(ره) و هاشمي رفسنجاني، نظريه‌پرداز مسئله فلسطين مطرح شد، ايجاد نظامي دمكراتيك با حضور همه فلسطينيان مقيم و مهاجر در كنار يهوديان ساكن اسرائيل پايه‌ريزي شد. هرچند اين ديدگاه به جز حمايت نيمه‌رسمي سوريه، نتوانست حامي ديگري در جهان اسلام پيدا كند، اما به نوعي احيابخش مقاومت در قرن بيست‌ويكم به شمار مي‌آمد.

در كنار طرح اين ديدگاه، گام دوم صلح خاورميانه نيز از سوي ايالات متحده با مطرح كردن نقشه راه برداشته شد. اين طرح كه تثبيت شرايط موجود به نفع اسرائيل را هدف خود قرار داده بود، به رغم تلاش‌هاي گسترده دولت بوش، با شكل‌گيري انتفاضه دوم شكست خورد و به قدرت رسيدن دولت حماس، عملا مرگ اين جريان را اعلام كرد.
شكست جنگ 33 روزه لبنان كه آخرين تلاش اسرائيل براي تثبيت وضعيت كنوني و به دست آوردن امنيت، بدون دادن امتيازي بيشتر از دولت خودگران، به طرف فلسطيني بود، زمينه را براي فاز سوم تلاش‌هاي ايالات متحده در حل بحران خاورميانه آغاز كرد.

طرح كنفرانس صلح آناپوليس در حالي است كه شكست ايده به دست آوردن صلح بدون پرداختن هزينه در ايالات متحده و حتي اسرائيل پذيرفته شده است، اما امتيازاتي كه بايد پرداخته شود، همچنان محل منازعه است.
از يك سو در جريانات فلسطيني، امتيازاتي كمتر از تشكيل كشوري مستقل با مركزيت بيت‌المقدس، بازپس‌گيري سرزمين‌هاي پيش از جنگ 1967 و بازگشت فلسطينيان مهاجر، نمي‌تواند پذيرفته شود و از سوي ديگر، اين كار با مخالفت‌هاي گسترده در اسرائيل و لابي‌هاي هوادار اين كشور در جهان روبه‌رو خواهد شد؛ كشمكش بر سر گام سوم صلح خاورميانه از كنفرانس آناپوليس آغاز مي‌شود، اما مقصد آن وابسته به چگونگي مذاكرات و چانه‌زني‌ها و برآيند نيروهاي حامي دو طرف اين مناقشه است.

هدف اسرائيل از پا گذاشتن به اين مذاكرات، به دست آوردن امنيت است؛ متاعي كه جز با موافقت و حمايت مربع كنوني مقاومت شامل حماس،‌ حزب‌الله، ايران و سوريه به دست نخواهد آورد و در مقابل رئيس حكومت خودگران براي آن كه با مواضعي انقلابي‌تر از گذشته، در صدد است به گونه‌اي رفتار كند كه حمايت غالب در فلسطين از وي فراهم آورد؛ بنابراين، به نوعي، موفقيت هر دو سوي اين مذاكرات، به تصميم مربع مقاومت وابسته است.
اين در حالي است كه با شكست تاريخي اسرائيل از جنبش حزب‌الله لبنان و نيز شكست نسبي تلاش يك ساله آمريكا و اسرائيل براي از صحنه به در كردن حزب‌الله و حماس از صحنه سياسي لبنان و فلسطين، مي‌توان گفت مربع مقاومت اكنون در نقطه اوج نسبی خود قرار دارد. در عين حال، آنها كه شتابزده به دنبال تشكيل كنفرانس آناپوليس هستند، بايد بدانند كه بدون جلب نظر اين مربع، توفيق چنداني نخواهند داشت.

اكنون دو راه در برابر مربع مقاومت قرار دارد؛ راه نخست، پافشاري بر موضع سنتي‌ محو اسرائيل يا صورت دمكراتيك آن و راه دوم ايجاد فضاي لازم براي عقب‌نشيني اسرائيل در مذاكرات صلح با دولت خودگردان و نزديك شدن به مطالبات فلسطين است.
بديهي است هر يك از اين دو راه و همچنين نوع پيگيري آنها، از مزايا و معايبي برخوردار است كه تحليل درست هزينه ـ منافع توسط مربع مقاومت، مي‌تواند زمينه گرفتن تصميم درست را فراهم كند.
برگرفته از سایت تابناک
+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:50  توسط حسين زارعي  | 

نخستين اقدام عملي؟ دولت در تعامل با رسانه‌هاي منتقد

اقدام تحسين‌برانگيز مشاور رئيس‌جمهور در امور اطلاع‌رساني و رسانه، در صورت دارا بودن ضمانت اجرايي و عملي، مي‌تواند به عنوان نخستين اقدام مؤثر دولت در تعامل با رسانه‌هاي منتقد تلقي شود.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در حالي كه بسياري از كارها و اظهارنظرهاي انجام‌شده از سوي برخي مسئولان دولتي در تعامل با منتقدان و از جمله آخرين آنها (معرفي «كيهان» و «رسالت» به عنوان برترين منتقدان دولت) از سوي بسياري تحليلگران، اقداماتي تبليغاتي و صوري تفسير شد، مهدي كلهر در نامه‌اي خطاب به برخي رسانه‌ها، از آنان خواسته در صورتي كه دستگاه‌هاي دولتي در سال جاري، بدون ارسال پاسخ براي درج در رسانه‌ها، اقدام به شكايت در محاكم قضائي كرده‌اند، مراتب را مستند به دفتر وي ارايه كنند.

به گفته كلهر، وي اين نامه را به دنبال استقبال دكتر احمدي نژاد رئيس‌جمهوري از نقد سياست‌ها، برنامه‌ها و عملكرد مديران دولت نهم در حوزه‌هاي مختلف و با عنايت به تعامل سازنده دولت با مطبوعات و رسانه‌ها و رعايت همه جانبه موازين قانوني و حفظ حدود و حريم و وظايف و مسئوليت‌ها نوشته است.

اين نامه مي‌افزايد: دولت نهم به تمامي وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و استانداري‌ها تأكيد كرده است تا با تكيه بر قانون مطبوعات و بر اساس وظايف تعريف شده در مقابل چاپ مطالبي خلاف واقع، غيرمتعارف و ناصحيح در رسانه‌ها، در بدو امر پاسخ مناسب و روشن در چارچوب سياست‌ها و اهداف و رويكرد دولت نهم جهت درج در رسانه مربوطه ارسال نمايند و مسئولان محترم رسانه‌ها باتوجه به قانون مطبوعات اقدام مؤثر در اين مورد به عمل آورده تا ضمن تنوير افكار عمومي و نشر مطالب صحيح، الزامي به مراجعه به مراجع ذي صلاح نباشد و رعايت همه جانبه قانون مانع از بروز مسائل تنش‌زا و غير‌ضرور شود و از همين رو خواسته تا در صورتي كه خلاف اين امر انجام شد و دستگاه‌هاي دولتي بدون ارسال جوابيه و توضيحيه به رسانه‌ها از آنها شكايت كردند، اين امر به اطلاع وي رسانده شود.

هنوز مشخص نيست كدام رسانه‌ها شامل اين نامه كلهر مي‌شوند، هرچند احتمالا همه مطبوعات، خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي اينترنتي، مخاطب مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور بوده‌اند.

همچنين مشاور رسانه‌اي رئيس‌جمهور، ضمانت اجرايي ابتكار خود براي تعامل با رسانه‌ها را اعلام نكرده و اين در حالي است كه بنا بر بررسي‌‌هاي خبرنگار «تابناك»، اكنون در پرونده رسانه‌هاي كاغذي و مجازي مفتوح و توقيف‌شده، ده‌ها شكايت از دستگاه‌هاي دولتي و به ويژه نهاد رياست‌جمهوري ديده مي‌شود كه بيشتر آنها بدون ارسال پاسخ و توضيح آن دستگاه، به رسانه‌ها تسليم شده است.

بنابراين، در صورتي كه مشاور رئيس‌جمهور اين گام باقي‌مانده را نيز بردارد، قطعا فضاي جديدي در تعامل كارشناسانه دولت و رسانه‌هاي منتقد به وجود خواهد آمد كه نتيجه آن، به سود كشور و مردم و دولت خواهد بود.
+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:48  توسط حسين زارعي  | 

یک روز جنگ نرفتند، امروز مدعی‌اند!

«غلامرضا تاج گردون» معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گفت: بسیاری از کسانی که به عنوان دبیران و روسای کمیته‌های تدوین برنامه چهارم فعالیت می‌کردند افرادی متعهدتر نسبت به انقلاب، ارزش‌های انقلاب، امام و جنگ نسبت به بسیاری از دولتمردان فعلی هستند.

اظهارات معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی پس از آن مطرح می‌شود که جمعه شب گذشته «پرویز داوودی» معاون اول رییس جمهوری در همایش نکوداشت استادان نمونه بسیجی کشور گفت: «در تدوین برنامه‌های قبلی کشور نامحرمان حضور داشتند. آنها تلاش کردند براساس اومانیسم و سکولاریزم برگرفته شده از سیاست‌های آمریکا و غرب برنامه‌های خود را وارد برنامه‌های کشور کرده و قصد نفوذ داشتند که بوی تعفن آنها هر بسیجی را آزرده می‌کرد.»

معاون سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در گفت‌وگو با خبرنگار آفتاب در واکنش به اظهارات معاون اول رییس جمهوری گفت: به دلیل اینکه آقای داوودی استاد بنده بوده و علم اقتصاد را به من آموخته، قصد ندارم به سخنان ایشان پاسخ دهم اما به عنوان کسی که در تدوین برنامه چهارم فعال بودم، تنها چیزی که می‌توانم بگویم این که بسیاری از کسانی که در تدوین برنامه چهارم فعال بودند افرادی متعهدتر نسبت به انقلاب، ارزش‌های انقلاب، امام و جنگ نسبت به بسیاری از دولتمردان فعلی هستند.

تاج‌گردون افزود: حاضرم ثابت کنم کسانی که حتی یک روز زحمت جنگ را نکشیدند امروز می‌خواهند به واسطه منافع سیاسی و یا گروهی خود سنگ بسیج را به سینه بزنند و سرمایه‌های انقلاب را که همان مدیریت 27 ساله کشور است پایمال کنند.

وی تصریح کرد: سکولاریزم واژه بی‌دینی است. افتخار برنامه چهارم ما حاکمیت سیاست‌های کلی اصل«44» است که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده و همچنین تایید شورای نگهبان که وظیفه صیانت از قوانین و تطبیق آن مطابق با شرع و قانون اساسی را دارند، دارد.

تاج گردون اضافه کرد: تمایل داریم هر آنچه که بوی سکولاریزم و بی‌دینی از این قانون استنباط می‌شود که موجب شده بوی تعفن و مشمعز کننده آن دل خیلی‌ها را به درد آورد، اعلام شود تا حداقل آنانی را که وظیفه صیانت از دین و شرع در قوانین جمهوری اسلامی را دارند، دچار اشتباه مجدد نشوند.

برگرفته از تابناک

+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:47  توسط حسين زارعي  | 

تعویق انتخاب رئيس‌جمهور لبنان، زیر سایه آناپولیس

امروز چهارمين جلسه پارلمان لبنان براي انتخاب رئيس جمهور جديد هم به حد نصاب نرسيد و برگزاري آن باز هم به روزهاي آتي و اين بار به جمعه هفته آينده برابر با «نهم آذرماه» موکول شد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، بر خلاف بسياري از تحليل‌هايي که پيرامون کشمکش‌هاي سياسي لبناني در ماه‌هاي اخير عنوان مي‌شد و تعويق سه جلسه پيشين پارلمان را به اين اختلافات نسبت مي‌دادند، اما تعويق جلسه امروز، بيش از هر موضوع ديگري به کنفرانس «صلح آناپوليس» که قرار است در تاريخ «ششم آذرماه» برگزار شود، ارتباط داده شده است.

علي منتظري، کارشناس مسائل لبنان در اين باره به خبرنگار ما گفت: قبلا نيز از سوي بسياري کارشناسان اعلام شده بود که آمريکا به منظور جلوگيري از ايجاد خلأ دولت مرکزي و بروز ناامني در لبنان و به خصوص در جنوب اين کشور، از حمايت جريان 14 مارس در زمينه انتخاب رئيس‌جمهور بر اساس راي «نصف به اضافه يک نمايندگان پارلمان لبنان» دست برداشته و اين امر را به متوليان اين جريان نيز اعلام کرده بود. به همين دليل شخصيت‌هاي بارز 14 مارس همچون سعد حريري، امين جميل و وليد جنبلاط از سه هفته پيش، از طرح نصف به اضافه يک، دست برداشتند و بر حد نصاب دو سوم آراي نمايندگان براي انتخاب رئيس‌جمهور در مقر پارلمان لبنان اصرار ورزيدند.

وي افزود: از سوي ديگر، در يک هفته اخير تلاش بسياري به عمل آمد که در صورت لغو جلسه امروز پارلمان، همه گروه‌ها از توافق و عدم گرايش به سوي تشنج و درگيري‌هاي خياباني سخن بگويند که از قضا در تمامي اظهارات رسمي پس از اعلام رسمي لغو جلسه امروز پارلمان، تمامي احزاب و گروه‌ها از آرامش سخن گفتند. بسياري از کارشناسان معتقدند تعويق جلسه پارلمان به بعد از زمان برگزاري کنفرانس صلح آناپوليس، يکي از درخواست‌هاي مهم و اساسي آمريکا و فرانسه از طرف‌هاي لبناني بوده است تا بر جو حاکم بر کنفرانس آناپوليس تاثير منفي نگذارد.

اين کارشناس ادامه داد: در همين حال گفته مي‌شود طي يک هفته اخير، فشار بسيار زياد و سنگيني بر «بعبدا» مقر رياست جمهوري لبنان و رئيس‌جمهور «اميل لحود» وارد شده است تا از هر گونه تلاش براي واگذاري امور لبنان به فرد ديگري به غير از دولت کنوني به رياست فواد سينيوره، خودداري کند تا اوضاع کشور به رغم عدم توافق بر رئيس جمهور جديد، با آرامش سپري شود. اين در حالي است که اکنون پس از اعلام رسمي لغو جلسه امروز پارلمان، همه نگاه‌ها متوجه «اميل لحود» است که آيا تا قبل از ساعت 12 شب امشب، اقدامي را که پيشتر وعده داده بود، عملي مي‌کند و امور کشور را آنچنان که خود گفته بود، به دولت غيرقانوني فواد سينيوره واگذار نمي‌کند؟

منتظري افزود: در همين حال گزارش‌هاي رسيده از مصر حاکي است، وزراي خارجه 16 کشور عربي که در قاهره گرد هم آمده‌اند، طي نامه‌اي رسمي از آمريکا در خواست نموده‌اند موضوع بلند‌ي‌هاي جولان نيز در دستور کار کنفرانس صلح آناپوليس قرار گيرد تا بدين ترتيب امکان حضور سوريه نيز در کنفرانس فراهم شود و اگر چنين اتفاقي بيفتد، بسياري از جمله پاريس و واشنگتن بر اين باور خواهند بود که امور لبنان به شکل سريع‌تري حل شده و بار ديگر ورود سوريه به عنوان يک واحد موثر و طبيعي به صحنه سياسي لبنان، مورد توجه و اعتراف رسمي آمريکا و فرانسه قرار خواهد گرفت. اگر اين روند تحقق يابد، سياست استقرار آرامش در لبنان از سوي آمريکا ولو آنکه رئيس جمهور جديد انتخاب نشود، معنايي دقيق‌تر خواهد يافت.حتي بعيد به نظر نمي‌رسد سرزمين‌هاي اشغالي لبنان نيز موضوعي از موضوعات کنفرانس آناپوليس قرار گيرد که آنگاه بحث مشارکت يا عدم مشارکت اين کشور در کنفرانس آناپوليس، به صحنه سياسي لبنان باز مي‌گردد و موضوع سياست خارجي اين کشور خواهد شد.

وي گفت: خلأ حضور رسمي عربستان سعودي در ده روز اخير در لبنان و توجه اين کشور به کنفرانس آناپوليس نيز بيش از پيش مويد اين موضوع است که عربستان نيز در راستاي سياست واشنگتن در لبنان، خواستار استقرار آرامش و عدم توجه به سوي هرگونه تشنجي در سايه عدم انتخاب رئيس جمهور در لبنان بوده است. تعويق اجلاس پارلمان لبنان به بعد از کنفرانس بين‌المللي صلح آناپوليس، بيش از گذشته نشان مي‌دهد که آينده سياسي رسمي لبنان بيش از آنکه مرهون تلاش نيروها و احزاب ملي اين کشور باشد، مرهون آمريکا و نيروهاي هم پيمان داخلي‌اش در لبنان است و شايد از همين زاويه است که «سليم الحص» نخست وزير پيشين لبنان گفته است: دمکراسي در لبنان قبل از آنکه يک موضوع حقيقي باشد، يک امر شکلي در اين کشور است.

منتظري در پايان گفت: تحولات لبنان نيز طي ماه‌هاي اخير ثابت کرده است که لبنان فاقد جوهره حقيقي يک نظام دمکراتيک است و عقل و سرنوشت طايفي، همچنان بر دست و پاهاي اين کشور قفل‌هايي سنگين زده است. آنچه که از دمکراسي در لبنان در شرايط حال حاضر وجود دارد، دمکراسي بين طوايف و دمکراسي داخلي بين الطوايف است، امري که مي‌تواند همچون سال 1975 (سال آغاز جنگ داخلي لبنان) بار ديگر مصالح و منافع ملي اين کشور را زير پاي قدرتهاي بين‌المللي در خاورميانه و به خصوص آمريکا، قرباني کند. بر اساس همين نگاه طايفي است که از چند ماه پيش، طرح مراجعه به راي مستقيم مردم و انتخاب رئيس‌جمهور با آراي مستقيم مردم، در ساعات اوليه پيشنهاد، در نگاه نظام سياسي طايفي لبنان به سرعت مدفون شد و از آن به اخلال در قرارداد طايف تعبير و تفسير کردند.

 

+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 11:46  توسط حسين زارعي  | 

بيانيه جمهوری‌خواهان

۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۲، ۱۵ مه ۲۰۰۳

پس از يک قرن تلاش برای گذار از استبداد به دمکراسی و از سنت به تـجدد، مردم ما در آستانه حرکتی تازه در راه تـحقق آرمانهای ديرپای خويشند. تـجربه بيست و چهار سال حاکميت دينی، تحول ذهنيت و فرهنگ سياسی مردم و بروز گرايش‌های آزادی خواهانه زمينه مساعدی برای شکل گيری و رشد نهادهای مدنی، جنبش‌های اجتماعی و سازمانيابی سياسی در جامعه پديد آورده است. آزمونهای شش سال گذشته، هـمراه با نقد آشکار وضع موجود، اعتراض و رودرويی در عرصه عـمومی و همچنين شرکت در انتخابات، اکثريت بزرگ جامعه را به هـمرأيی و نيروی خود آگاهتر ساخته و عزم و اراده ای جديد برای مبارزه در راه مردمسالاری برانگيخته است. جنبش‌های اجتماعی ان، جوانان و دانشجويان نقشی اساسی در اين مبارزه بعهده دارند.
حرکت اصلاح طلبانه دوم خرداد اگر چه دستاوردهايی هـمچون بامايی تناقضات قانون اساسی، گشايش فضای مطبوعاتی و کمک به انزوای جناح‌های اقتدارگرا با خود داشته است، اما اين حرکت نتوانسته است حقوق اساسی مردم و آزادی‌های فردی و اجتماعی را تثبيت کند. يکی ازعلل "بن بست اصلاحات" سرسختی اقتدارگرايان در تداوم استبداد است، اما علل ديگر آنرا بايد در محدوديت برنامه سياسی اصلاح طلبان، تناقضات نظری، اتکای يک سويه بر ظرفيت‌های قانون اساسی و کم توجهی به سازماندهی نيروهای جامعه مدنی جستجو کرد. اين تجربه نشان داد که اصلاحات تدريـجی و قانونی به ميانـجی مجلس و قوه مجريه، بدون تکيه به نيروی سازمان يافته مردم و تغييرات بنيادی در قانون اساسی به سرانـجام نـخواهد رسيد. ساختار سياسی و قانون اساسی جمهوری اسلامی که دين و دولت را درهـم آميخته و برپايه تبعيض ميان شهروندان بناشده است، نمی‌تواند مبنای تدوين قوانين و تنظيم مناسبات اجتماعی به شيوه ای امروزی و مردمسالارانه باشد.
امروز ولايت فقيه و نهادهای وابسته به آن بزرگترين مانع در راه استقرار مردمسالاری و ثبات و پيشرفت کشورند. ايستادگی آنان در برابر آراء ملت و جنبش اصلاحات به جدال فرساينده بين جناح‌ها، عدم هـماهـنگی دستگاهها و از دست رفتن اعتماد مردم انـجاميده و اساس مشروعيت نظام را فروريـخته است. تداوم سرکوب، نقض حقوق مردم و گسترش فقر و فساد، کشور را بسوی بحرانی اجتماعی و سياسی ميکشاند. در سطح بين المللی نيـز جـمهوری اسلامی نه تنها منافع ملی ايران را تامين نمی‌کند بلکه امنيت و تـماميت ارضی کشور را با خطراتی بزرگ روبرو ساخته است.
ر چنين وضعيتی هـمگامی و هـمآهنگی افراد و نيروهای آزادی خواه و ايـجاد يک جنبش وسيع دمکراتيک ميتواند اقتدارگرايان را به تمکين و پذيرش مطالبات مردم وادار سازد و راه دستيابی به آزاديهای سياسی، برگزاری انتخابات آزاد و در نهايت مراجعه به آراء عـمومی را برای تغيير قانون اساسی و گذار به دمکراسی بگشايد. تشکل جـمهوری خواهانی که در پی تـحول مسالمت آمـيز جامعه‌اند، با برنامه سياسی روشن و راهبردی مبتنی بر بسيج سازمان يافته مردم، گامـی در جهت شکل گيری چنين جنبشی است.
فرادستی نيروهای مردم‌سالار و جـمهوری‌خواه تنها با برنامه و مبارزه سياسی به دست نـميايد بلکه هـمزمان مستلزم گسترش فرهنگ دمکراسی، پيدايش نهادهای مدنی و پيوند سياست با منافع لايه‌های مـختلف اجتماعی است. تقويت فرهنگ دمکراسی و ايـجاد نهادهای مدنی، پايه‌های اقتدار گرايی را تضعيف ميکند و نيروهای طرفدار مردم سالاری رادر موقعيتی تعيين کننده قرار ميدهد.
ما امضاءکنندگان زِيـر، با ديـدگاههای اجتماعی و سابقه‌های سيـاسی گوناگون که به ارزشهايـی چون گفتگو، شکيـبايـی ، تحمل مخالف، حکومت قانون و آشتی ملی - بمعنای هـمزيـستی هـمه گرايـشهای سيـاسی درشرايط دمکراتيـک - پايبنديـم، اين متن را برای اتحادی گسترده‌تر ميان جـمهوری خواهان ايران منتشر می‌سازيم تا از راه گفتگو و بحث و تبادل نظر آشکار، در درون و برون کشور، ترميم و تکميل گردد و امکان تدقيق راهبرد مشترک سياسی و هـماهنگی در اقدامات عملی را فراهم آورد.
ما ديدگاه‌های خود را به شرح زير اعلام ميداريـم:
١ ـ مناسبترين شکل تحقق مردم سالاری در ايران نظام جـمهوری پارلمانی بر اساس تفکيک قوای سه گانه و تضمين حقوق و آزاديهای فردی و اجتماعی مندرج دراعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق‌های ضميمه آن است. اصل تناوب قدرت و انتخابی بودن سران کشور و دولت، هرگونه ادعای امتياز موروثی ، دينی و مسلکی را در امر حکومت بی اعتبار می‌سازد.
٢ ـ نظام جـمهوری بر اساس جدايی دين و مسلک از حکومت استوار خواهد بود، بدون آنکه مانع حضور و مشارکت پيروان هيچ مذهب و مسلکی در عرصه سياست باشد. اين جدايی امکان همزيستی دموکراتيک پيروان همه اديان و مذاهب و عقايد را در کنار يکديگر فراهم می‌آورد و دولت را از دخالت در عرصه خصوصی و زندگی شخصی شهروندان باز می‌دارد.
٣ ـ دوام دموکراسی بدون رفع تضييقات و محروميت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ممکن نيست. آزادی، عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی لازم و ملزوم يکديگرند. ما طرفدار توسعه پايدار، ايجاد امنيت اجتماعی و فرصت‌های برابر برای دسترسی هـمگان به مسکن و بهداشت، آموزش و فرهنگ و امکانات رفاهی هستيم.
ـ توسعه پايدار مستلزم همزيستی متعادل انسان با محيط زيست است. از اين رو ما خواهان حفاظت از طبيعت و محيط زيست برای سلامت نسل‌های امروز و بقای نسل‌های آينده ايم.
٥ ـ حقوق زنان حقوق بشر است. ما به برابری حقوق و مرد و اصول مندرج در "کنوانسيون رفع تبعيض از ان" اعتقاد داريم. ما خواهان تضمين قانونی حقوق زنان در خانواده و جامعه و رفع ستم‌های فرهنگی، سياسی و اجتماعی مبتنی بر جنسيت عليه زنان و فراهم آوردن امکانات لازم برای رشد استعدادها و توانايی‌های زنان درهمه عرصه‌های زندگی فردی و اجـتماعی هستيم.
٦ ـ ما به برابری کامل حقوق همه شهروندان بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های قومی، زبانی، مذهبی و شيوه‌های زندگی فردی عقيده داريم و خواهان جبران تضييقات گذشته نسبت به اقليت‌ها در زمينه‌های فرهنگی و سياسی و اجتماعی و تلاش در راه گسترش تفاهم بين اقوام و پيروان مذاهب گوناگون در ايران هستيم.
٧ ـ يکی از مبانی اداره کشور واگذاری تصميم گيری‌های مربوط به شرايط زندگی و اداره امور محلی و منطقه ای به نهادهای انتخابی مردم همان محل و منطقه است. سياست متکی بر توزيع مسئوليت‌ها و عدم تمرکز قدرت، در چهارچوب تماميت ارضی و اولويت مصالح ملی هـمراه با احقاق حقوق اقليت‌های قومی، هـمبستگی ملی ايرانيان را ريشه دارتر ميسازد و عامل تثبيت و تضمين حاکميت ملی خواهد بود.
٨ ـ ما طرفدار مبارزه سياسی مسالمت آميزيم و برگزاری هـمايش ، تحصن، راه پيمايی، اعتصاب و مقاومت مدنی برای رسيدن به مطالبات اقتصادی و سياسی و نيز مراجعه به آرای عمومی و هـمه پرسی را، جزئی از حقوق قانونی مردم و مطابق با معاهدات و موازين بين المللی می‌دانيم.
٩ ـ ما خواهان زدودن خشونت از روابط سياسی، اجتماعی و خانوادگی هستيم. ما شکنجه و اعدام را طرد و محکوم می‌کنيم و مجـازاتهای خشن و مغاير با حيثيت انسان را غيرقابل توجيه می‌دانيم. به اعتقاد ما دور باطل طرد و حذف و انتقام گيری‌های سياسی می‌بايد به آخر رسد.
١٠ ـ پايه و اساس سياست خارجی کشور، بايد منافع ملی و صلح جهانی باشد. ما خواهان گسترش روابط سياسی ايران با هـمه کشورها، بر اساس استقلال، حقوق مساوی و منافع متقابل هستيم.
ما ميکوشيم تا روند هماهنگی و همگامی جمهوريخواهان بصورتی دمکراتيک جريان يابد. پيشنهادهايی که برای ترميم و تکميل متن ارائه می‌گردد دراجلاسی که بزودی برگزار می‌شود، مورد بحث و بررسی قرارمی گيرد. اين اجلاس در مورد متن نهايی و گام‌های بعد تصميم خواهد گرفت.
برای امضاء بيانيه با آدرس زير تماس بگيريد.
emzaa@jomhouri.com

امضا کنندگان:
=ناصر آذرافروز، ايرج آذربايجانی، دلنواز آذری، م.آذری، داریوش آرامی، آرش آرشی، آرش آرمان ، آلیار آرمتی، سعید آریان، اميرهوشنگ آريانپور، مهرداد آريان نژاد، آرش آزاد، آينده آزاد، بابک آزاد، رستم آزاد، علي آزاد، ويكتوريا آزاد، بهار آزادفر، فرشید آزادفر، بهمن آزادگان، مزدك آزادمنش، اميد آزادی، حميد آزادی، نعمت آزرم، محمدکريم آسايش، آريا آشنا، ژانت آفاری، ناصر آقاجانی، آرش آقامير، حميد آقائي، هاله آگنج، محمد آل ابراهيم، مسعود آل شيخ، آرش آهنگر، سام آهنگر، بيژن ابتكار، آسيا ابتهاج، مهدی ابراهيم زاده، امير فرشاد ابراهيمی، محمدعلی ابراهيمی، ميترا ابراهيمی، هادی ابراهيمی، ساسان ابطحی، اکرم ابويی، سيد قدرت اتابک، ياشار احد صارمی، جمشيد احدی، احمد احقری، محمود احمدپور، حسين احمدزاده، حميد احمدزاده، بهروز احمدی، داريوش احمدی، سياوش احمدی، علي احمدي، ناصر احمدي، عليرضا احمدی يزدی، رضا احمديان، شهره احمديان، علی احمدیان، حسين اخوان، مهراب ارباب، خسرو ارجمندی، کاووس ارجمندی، گلی ارجمندی، ابوالفضل اردوخانی، طهمورث ازهاري، كمال ارس، محمد ارسی، اردوان ارشاد، احمد ارمغان،كورش استكي، محمد استکی، جعفر اسدالهی، بهمن اسدی، پوران اسدی، جمشيد اسدی، داريوش اسدی، رضا اسدی، سهيل اسدی، علی اسدی، حميد اسدی آغاجری، محمد رضا اسکندری، ماريا الويرا اسکوادرو، کيوان اسکی، زهره اسلاميان، محسن اسلاميان، نسرين اسماعيلی، پروین اشتهاردی، شاهرخ اشرفیان، مهتاب اشرفیان، ضياء اشکانی، شاهين اصغری، بهار اصفهانی، امير اعتدالی، بيژن اعتدالی، فرهنگ اعتمادی، محمد اعتمادی، حسن اغنامی، بيژن افتخاری، احمد افتخاری معصومی، رضا افرازی، داريوش افراسيابی، ناصر افراه، مهستي افشار، محمد افشاری نظری، علی افضلی، گودرز اقتداری، محمد اقتداری، بِِيژن اقدسی، محمد رضا اکبرآبادی، اكبر اكبري، حسن علی اکبری، محمد اکبری، مرتضی اکبريان، نسرين الماسی، رضا الموتی، سعيد الموتی، پرويز امام، بهرام امامی، پرويز امامی، جواد امان، علی امرالله وردی، مجيد اميدوار، اميررضا اميربختيار، اروند امير خسروی، بابك اميرخسروی، داريوش اميرعطائی، اميري راد، حسين اميری، شيرين اميري، عبدالحسين اميری، کامران اميری، محسن اميری، ويولا اميری، اعظم امين مقدم، ريزگر امين نژاد، احمدرضا امینی ،حسين اميني، علی امينی، مهدی امينی، حميد امينی پشندی، عبدالرضا امينيان، نادر انتصار، شهلا انتصاری، مرضييه انتصاري، سهيلا انتظاری، شهين انزالی، شاهين انزلی، کیارش انسی، آمنه انضاری، پويان انصاری، مريم انصاری، وهاب انصاری، محبوبه انگلوند، حسين انور حقيقی، عليرضا انوشي، نيک روز اولاد اعظمی، بهروز اهدائي، سيف الله اهدائی، مهرنوش ايرانبان، شهرام ایرانپور، كرد ايراندوست، اميد ايرانخواه، احسان اير