این جوری نمی شه
مقصر کیست؟
شاید تا به حال در زندگی این ماجرا را تجربه کرده باشیم ، کسی که فکر می کند کاملا حق با اوست ولی در واقع حق با او نیست پس به چه دلیل این همه اعتبار خود را که به اعتماد مردم چاشنی کرده بود یک باره خراب می کند. اگر داستان کوتاه لئون تولستوی را به نام ((خداوند حقیقت را می داند ولی صبر می کند)) خوانده باشید متوجه می شوید که این داستان چگونه حس رئال بودن تولستوی را نشان می دهد در این داستان آمده است : مردی برای سفر از خانه اش خارج می شود. در راه در مهمانسرایی اقامت می گزیند. صبح آن روز که از خواب بر می خیزد متوجه می شود که قتلی رخ داده است و در حال حاضر او مضنون اصلی است و تمام مدارک و شواهد بر علیه اوست و به خاطر این عمل انجام نداده سال ها به زندان می افتد. قاتل اصلی سالها بعد به دلیل عذاب وجدان یا هر چیز دیگر اعتراف می کند و زمانیکه می خواهند آن مرد بی گناه را از زندان آزاد کنند می بینند که او مرده است. به راستی مقصر کیست؟ قانون ، که گفته اگر مدارک و شواهد با عدله کافی بر علیه کسی باشد می توان گفت او مجرم است. یا خود اشخاص، که خود را سهوی یا عمدی در موقعیت مجرم قرار میدهند به راستی اگر سهوی باشد مقصر اصلی کیست؟ هر گاه مجرم یا بی گناهی دستگیر می شود شاید اولین جمله ای که می گوید این باشد که من بی گناهم. این حرف را از زبان یک بی گناه شنیدن منطقی و قابل قبول است ولی چرا گناهکار این حرف را میزند مگر، این نیست که او مقصر است! باز در اینجا دو حالت پیش می آید که میتوان به اختصار گفت: 1- حالت پیچیده 2- حالت ساده. در حالت ساده مجرم، جرمی را مرتکب شده و به آن آگاهی کامل دارد و فقط برای اینکه از دست قانون رهایی یابد این حرف غیر منطقی را می گوید ((من بی گناهم)). در حالت پیچیده اوضاع واقعا پیچیده و مشکل تر از حالت ساده است به طوریکه در مواردی شرح آن واقعا مشکل است ولی در اینجا با مثالی نه چندان زیبا به توصیف آن می پردازیم. (( فرض کنید دو نفر به طور فوق العاده ای از یکدیگر هراسانند که البته کاری به دلیل این موضوع نداریم. بطوریکه هر گاه دیگری را در جای دیگر می بینند ترس عجیبی بهشان دست میدهد. در این اوصاف یکی از آنها که واقعا از این وضعیت به ستوه آمده است به طرف دیگر پیشنهاد مذاکره و بر طرف کردن مشکلشان را می کند و برای حل مشکل در یک روز مقرر قرار می گذارند تا به بررسی مشکلشان بپردازند. آن شخصی که پیشنهاد مذاکره را داده بود هدیه ای برای طرف مقابل می گیرد و البته چون طرف مقابل به مذاکره کننده اعتماد کامل ندارد روز قرار یک اسلحه، جنبه ی احتیاط با خود می برد. از قضا هدیه طرف مقابل نیز یک اسلحه است. البته نه واقعی ، اسباب بازی (انتخاب این کادو برای مذاکره کننده به این دلیل بوده است که می خواهد نشان دهد که چقدر قبل از این ماجرا از یکدیگر می ترسیدند و بعد از دادن هدیه با یکدیگر بخندند). روز مقرر فرا می رسد و موقعیکه شخص مذاکره کننده کادو را برای غافل گیر کردن طرف مقابل باز می کنند و به شوخی اسلحه را طرف او می گیرد و می گوید که من تو را میکشم. آن شخص دیگر با اسلحه ای که از قبل آماده کرده بود برای دفاع از خود طرف مقابل را می کشد وبعد از آن متوجه می شود که اسلحه اسباب بازی بوده و تازه به ماجرا پی میبرد. از ترس اینکه پلیس او را نگیرد از محل متواری می شود. بعد از سالها تعقب و گریز بلاخره پلیس او را می گیرد و او هر چه تلاش میکند ماجرا را توضیح بدهد نمیتواند و البته سالها که به زندان می افتد به اینکه او خودش مقصر بوده اعتراف می کند و بعد از آن اعدام می شود)). این یک داستان تلخ از سرنوشت یک انسان بود. به راستی مقصر کیست؟ با مثالی اوضاع را پیچیده تر کرده، شاید در نگاه اول این مثال ربطی به ماجرا ندارد ولی با نگاهی فوق العاده ژرف می توانید تشابهاتی نسبت به مثال قبل پیدا کنید. شاید تا به حال این نظریه را شنیده باشید که جهان هستی از هیچ بوجود آمده است و بعد از آن انفجاری باعث پیدایش این عالم و هستی میشود. حال اگر واقعا جهان از هیچ بوجود آمده باشد این مخالف عقل انسان است و اگر این انفجار از چیزی بوجود آمده باشد، آن چیز خود از چیز دیگری بوجود آمده است و اگر این چیزها را تا بینهایت ادامه دهیم مسلما به هیچ می رسیم و چون دوباره به هیچ رسیدیم این سوال پیش می آید که چگونه از هیچ چیز، چیزی بوجود می آید. پس شاید ما اشتباه میکنیم چون هیچ چیز را به عنوان یک مولفه قبول نداریم در حالی که خود هیچ چیز یک چیز است که در واقع اصلا هیچ وجود ندارد ولی ما این را نمی دانیم. پس اگر اینگونه باشد انفجار با هیچ چیز منطقی می شود زیرا هیچ چیز را به عنوان یک مولفه پذیرفته ایم پس در واقع هیچ بودن چیزی است که با هیچی بودنش معنای چیزی پیدا می کند پس چقدر شگفت انگیزند چیزهایی (هیچ چیز) که ما نمی دانیم.



Ashampoo® Burning Studio 7
جمله ویژگی های نسخه جدید این نرم افزار است .
- 
